جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

گربه و ستاره ها - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

گربه و ستاره ها

Loading the player...

گربه و ستاره ها
گربه خیلی گرسنه بود و چند روزی بود که چیز حسابی نخورده بود اما این بوی کوفته کله گنجشکی بود که همه جا را برداشته بود گربه دلش کوفته کله گنجشکی می خواست گربه خیلی تند از درخت بالا رفت اون می خواست گنجشک ها را بگیره و بخوره اما نتونست . گربه چشمش به حوض پر از ماهی افتاد کنار حوض رفت گربه و ماهی ها مدت ها بود که با هم همسایه بودند ولی میدونید که گربه با شکم گرسنه همسایه هم نمیشناسه اما نتونست اونا را هم بگیره و گشنه و نالان رفت به سر پشت بام به هر جا نگاه می کرد چشماش ماهی و گنجشک و کوفته می دید ستاره ها یواش یواش خودشون را تو آسمون نشون می دادند و گربه گرسنه اونا را شبیه کوفته های خوشمزه می دید گربه گرسنه آروم آروم به خواب رفت توی خوابش دو تا بال درآورده بود گربه که همه ستاره ها را خورده بود رفت روی ماه دراز کشید دندوناش را خلال کشید ولی یه ستاره گوشه آسمون مونده بود گربه خواست بالاتر بپره و اون ستاره را هم بخوره ماه ناراحت و عصبانی بود چون گربه همه ستاره های آسمون را جز یکیشون را خورده بود . ماه تکونی به خودش داد و گربه را روی زمین انداخت ستاره ها ناراحت و غمگین بودند و فکرش را هم نمی کردند که یک گربه بیاد اونا را بخوره . اون ستاره ای که جا مونده بود از آسمون پایین اومد در حالی که پره هاشو حسابی تیز کرده بود، گربه ستاره کوچولو را هم خورد ستاره کوچولو توی شکم گربه رفت به دوستاش سلام کرد و گفت حالا با این پره های تیزم شما را نجات میدم .ستاره با پره های نوک تیزش شکم گربه را سوراخ کرد گربه خواب بود و ستاره ها یکی یکی از شکمش اومدند بیرون و به آسمون برگشتند همون وقت بود که گربه با دل درد از خواب بیدار شد در اتاق باز شد یه دست کوچولو بیرون اومد دست کوچولو دوتا کوفته کله گنجشکی به گربه داد و اون روزم گربه گرسنه نموند چون که اون دختر کوچولو گربه گرسنه را فراموش نکرده بود .