رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

کوچولولو - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

کوچولولو

Loading the player...

 





کوچولولو
در دنيايي که با دنياي ما متفاوت است ، لولوي کوچکي به نام کوچولولو با پدر و مادرش زندگي مي کرد.
کوچولولو روزها مي خوابيد و شبها به مدرسه مي رفت ، روزها که مي خوابيد پسرکي به اتاق او مي آمد و اتاقش را نامرتب ميکرد .
کوچولولو از ترس ديدن پسر بچه ، پدر و مادرش را از خواب بيدار مي کرد که  اين موضوع باعث ناراحتي پدر و مادرش شده بود.
يک روز کوچولولو تصميم گرفت خودش با پسر بچه صحبت کند ، براي همين وقتي پسرک به اتاق کوچولولو آمد جلو رفت و با پسرصحبت کرد . پسربچه گفت که  به دنياي ادمها تعلق دارد و وقتي به لولوها فکر مي کند از اين محل سردر مي آورد ...از آن به بعد هردو باهم دوست شدند و به بازي مشغول شدند.