جهش تولید | یک‌شنبه، ۴ آبان ۱۳۹۹

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی

Loading the player...


کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند.
نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعه علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. فنون شاعری را از صدقی استر آبادی ساکن کاشان یاد گرفت .وخود شاگردانی مانند تقی الدین محمد حسینی صاحب خلاصه الاشعار ،صرفی ساوجی ،وحشی جوشقانی وحسرتی کاشانی داشت .معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح واقعه کربلا سروده است. مرثیه دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است.
مجموعه‌ای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) در کاشان درگذشت.آرامگاه اودر محله محتشم در کاشان زیارت گاه اهل دل است .
شمس الشعرا، محتشم كاشانى، شاعر اوايل عهد صفوى كه بيشتر به سرودن مدايح و مراثى اهل بيت پيامبر مى‏پرداخت، وى در سال 996 هجرى بدرود حيات گفت. از آثار برجسته و معروف وى، تركيب بند پرسوز و محتواى اوست كه در ايام عزادارى‏ سیدالشهدا علیه السلام مساجد، تكايا و مجالس سوگوارى را با كتيبه‏هايى كه اين اشعار، بر روى‏ آنها نقش بسته است، سياهپوش مى‏كنند.آثار محتشم  به وسیله تقی الدین محمد حسینی تنظیم شد این مجموعه شامل شبیهیه ،شیبیه ،شبابیه ،صبائیه ،رساله جلالیه وضروریات ومعمیات می باشد.
شهرت محتشم، بيشتر به خاطر همين تركيب بند او درباره حادثه عاشوراست كه در دوازده بند، سروده شده و بارها به صورت هاى مختلف ‏چاپ شده است. ديگران هم به تبعيت از او، به سرودن تركيب بندهايى درباره حماسه‏ كربلا پرداخته‏اند. بند اول از تركيب بند محتشم چنين است:
باز اين چه شورش است؟ كه در خلق عالم است         باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز اين چه رستخيز عظيم است؟ كز زمين         بى نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
اين صبح تيره باز دميد از كجا؟ كزو         كار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گويا، طلوع مى‏كند از مغرب، آفتاب         كاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قيامت دنيا، بعيد نيست         اين رستخيز عام، كه نامش محرم است
در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست         سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است
جن و ملك بر آدميان نوحه مى‏كنند         گويا عزاى اشرف اولاد آدم است
خورشيد آسمان و زمين، نور مشرقين         پرورده كنار رسول خدا، حسين