جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

کاخ چهلستون اصفهان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

کاخ چهلستون اصفهان

Loading the player...

دانلود

باغ چهلستون، وجه تسميه چهلستون، تاريخچة بناي چهلستون به قلم نويسندگان و شعراي دوره شاه عباس دوم اتمام 1057، لوحه‌ها و كتيبه‌ها، شرحي بر نقاشي‌هاي ديواري اين كاخ: تابلومجلس بزم شاه‌عباس كبير و پذيرايي از ولي‌محمدخان پادشاه تركستان، تابلوجنگ شاه اسمعيل اول با عثماني‌ها در پالدران، مجلس پذيرايي شاه طهماسب اول از همايون شاه، فرمانرواي ازبكستان در دربار شاه ‌عباس دوم ـ توصيف "شاردن ـ "Chardin و "انگلبرت كمپفر ـ "E.Kaempfer ازاين كاخ، الحاقات و تعميرات دراين محل درعهد شاه سلطانحسين، توصيف كاخ از سياحان قرن نوزدهم: "پاسكال كست ـ "P.Cost ،‌"اوژن فلاندن ـ "E.Flandin و "مادام ديولافوآ ـ "Mme.Dieulafoy ، هانري رنه دالماني ـ "H.R.d'Allemagne خرابي دركاخ چهلستون، تابلوي نقاشي از ناصرالدين شاه، تعميرات چهلستون.
    
كاخ چهلستون


لطف الله هنرفر دكتردرتاريخ     استاد تاريخ دردانشگاه اصفهان

باغ چهلستون از جمله باغهاي وسيعي است كه در دوره سلطنت شاه‌عباس اول (996-1038 هجري) دراصفهان احداث شده است ولي بيشتر ساختمانها وتارهاي بزرگ وكوچك آن از آثار دوره سلطنت شاه‌عباس دوم هفتمين پادشاه از سلسله صفويه است كه محل بارعام وكاخ پذيرائيهاي رسمي آن پادشاه بوده است. شاه‌عباس دوم كه از جهاتي تالي شاه‌عباس اول بشمار ميرفت واز پادشاهان مشهور اين سلسله محسوب ميشود پس از فوت پدر خود شاه‌صفي درسال 1052 هجري بر اورنگ شاهي تكيه زد.(1)          

از نتيجه تحقيقات درباره چهلستون چنين استنباط ميشود كه باغ وسيع چهلستون را شاه‌عباس كبير طرح انداخته ودر وسط آن عمارتي بشكل كلاه فرنگي با اطاقهاي كوچكي دراطراف آن احداث شده بوده است. سپس با شروع سلطنت شاه‌عباس دوم عمارت مزبور توسعه داده شده وتالارها وايوانهائي برآن افزوده‌اند، اكنون جاي ترديد نيست كه تالار 18 ستون وتالار آينه و تزيينات آينه‌كاري ومجالس نقاشي سالن پادشاهي چهلستون باستثناي دو تابلوي معروف به جنگ چالدران و كرنال كه از الحاقات بعد ازدوره صفويه ميباشد از دوره شاه‌عباس دوم است.

وجه تسميه چهلستون بعلت تعدد ستون‌هاي اين كاخ است كه درايران تعدد وكثرت را بيشتر با عدد چهل بيان ميكنند اما تصادفأ چون تعداد ستونهاي تالار چهلستون بيست عدد است وانعكاس عمارت و ستونها هم دراستخر مقابل آن بخوئبي مشهود است جمعي ازراه تفسير گفته‌اند كه ايم كاخ با انعكاس آن در آب مفهوم چهلستون پيدا ميكند، هريك از ستونهاي بيست گانه تالار ازيك تنه درخت چنار تشكيل شده وبرروي آنها قشر نازكي ازتخته رنگ شده وجود دارد كه سابقأ با آينه وشيشه‌هاي رنگي پوشش شده بوده است، تمام ديوارها از آينه‌هاي قدي و شيشه‌هاي رنگي و نقاشيهاي زيبا تزيين شده بوده وهمه درها وپنجره‌هاي از نوع مثبت وخاتم بوده است، استخر مقابل عمارت بطول 110 متروعرض 16 متر اكنون هم طراوت وزيبائي خاصي به اين كاخ ميدهد وجهش آب درحوض ميان تالار از دهان چهار شيري كه درچهارگوشه حوض قرار دارند وفواره‌هاي سنگي مسير جوي كوچك اطراف كاخ صفاي مخصوصي به اين قصر ميداده است، درساعات قبل ازظهر كه آفتاب بداخل كاخ مي‌تابيده پرده‌هاي نفيسي دراطراف تالار بزرگ آويزان ميشده كه در چندين جا قرقره‌هاي اصلي آنها هنوز باقي است وبالاخره ايجاد سقف عالي نقاشي ايوان 18 ستون وسقف آينه‌كاري تالار كه دئو سقف بي‌نظير بشمار ميروند از سبك‌هاي جالب طاق‌زدن در معماري ايراني محسوب ميشود.

درطرف جنوبي تلار آينه اطاق بزرگي است كه دراطراف آن چند تابلوي مينياتور جلب توجه ميكند (سابقأ دراين اطاق پنجره زيبائي نصب شده بود كه از شاهكارهاي صنعت گچبري بشمار ميرود ولي در تعميرات سالهاي اخير چون اين پنجره متعلق به اين بنا نبودو ازبناي تاريخي ديگري بنام درب امام به چهلستون انتقال داده شده بود آنرا پياده كردند تا در ساختمان موزه اصفهان به نمايش بگذارند) قرينه اطاق مزبور درسمت شمال آينه اطاق ديگري

است كه آنهم داراي تابلوهاي زيبا ميباشد وتزيينات طلاكاري سقف آن بصورت اصلي از زير گچ خارج شده است.

چهارقطعه پايه ستونهائي كه بصورت مجسمه‌هاي شير وانسان در چهارگوشه استخر درحال حاضر مشاهده ميشود ودو تخته سنگ حجاري شده بشكل چهارشير كه در دوباغچه طرفين خيابان ورودي اين عمارت قرار دارد متعلق به اين كاخ نيست و تنها آثار برجاي مانده يكي از قصرهاي زمان صفويه بنام سرپوشيده وقصر ديگري بنام آينه خانه است كه دراواخر دوره قاجاريه منهدم شده‌اند.

ضمن تعميرات سال 1335 خورشيدي دركاخ چهلستون سه اطاق نقاشي اززير گچ خارج شد كه بسيار جلب توجه نمود، دريكي ازاين اطاقها مجلس بزرگ شاهانه با دوازده تصويرومينياتوري از شاه‌عباس كبيربا تاج مخصوص وتصويرها و مينياتورها و نقاشيهاي گل وبوته طلائي ديگري از آثار قابل ملاحظه وبقلم رضاي عباسي نقاش هنرمند معروف عهد شاه‌عباس بدست آمده است.
    

تاريخ بناي چهلستون:

      بموجب يك كتيبه تاريخي كه درسال 1327 خورشيدي درجبهه تالار عمارت چهلستون اززير گچ خارج شده، كاخ چهلستون در پنجمين سال سلطنت شاه‌عباس دوم درسال 1057 هجري باتمام رسيده است، كتيبه مزبور شامل دوازده لوحه شش ضلعي است كه بخط نستعليق سفيد برزمينه صورتي رنگ درهريك ازآنها يكي از دوازده مصراع زير گچ‌بري شده است:

………………….عباس ثاني(2)
    

كه عهدش جوان كرد پيرجهان را

بنا كرد از فيض لطف الهي
    

بنائي كه شد رشگ نه سقف مينا

زبس رفعتش بر سپهر كواكب
    

نمايد چو زيگ ته جو ثريا

كواكب چو گلهاي باغش نمايان
    

مجره درو همچو جوئيست پيدا

كند سالها اندر آن كامراني
    

بود قرنها سجده گاه برايا

مبارك بود زآنكه تاريخ آن شد
    

مبارك‌ترين بناهاي دنيا     1057

تاريخ اتمام بناي چهلستون ومدح شاه‌عباس دوم

      صائب ملك‌الشعراي دربار شاه‌عباس دوم طي قصيده بلند بالائي اوصاف قصر چهلستون وتاريخ اتمام اين بنا را به رشته نظم كشيده است، مصراع آخر اين قصيده: قبله‌گاه تاجداران باد دايم اين مكان ماده تاريخ اتمام بناي اين قصر است كه بحساب حروف ابجد سال 1057 هجري ميشود، قصيده بشرح زيراست:
    


اصفهان شد غيرت‌‌افزاي بهشت جاودان
    

زين جهان نو كه شد ابداع در نقش جهان

گشت ازين منزل بتشريف تمامي سرفراز
    

بود اگر زين پيش شهر اصفهان نصف جهان

تاكنون صورت نه بست از خانه معمار صنع
    

شاه بيتي اين چنين برصفحة كون و مكان

درجوار رفعت اين قصر گردون منزلت
    

كلبة زاليست طاق شهرت نوشيروان

زير ابرو چون سوار چشم مي‌آيد بچشم
    

درخم طاقش سوار سرمه‌خيز اصفهان

چون لباس غنجه تنگي ميكند بربوي گل
    

برشكوه اين عمارت پرنيان آسمان

از اساسش زير كوه قاف دامان زمين
    

وز ستونش آسمانرا تير در بحر مكان

گر شود طاق بلند او مدار آفتاب
    

از زوال ايمن بود تا دامن آخر زمان

مهر عالمتاب را در سينه ميسوزد نفس
    

تا رساند روي زرد خود بخاك آستان

اولين پايه است از قصر جلال بانيش
    

اين بناي آسمان بنياد بااين قدروشان

هركه بگشايد بديوار زر اندودش نظر
    

ميشود مژگان او چون مهر زرين درزمان

آفتاب از خجلت گلجام رنگارنگ او
    

ميدهد رنگي و رنگي مي ستايد هر زمان

در حريم دلگشاي او نگردد تنگ جاي
    

گر سليمان با جنود خويش گردد ميهمان

در نظر چون حلقة پرگار مي‌آيد حقير
    

درفضاي او مربع گر نشيند آسمان

چون فضاي عالم انديشه در وي بيحجاب
    

ميتوان نظاره كرد از قيروان تا قيروان

طاق كسري از حجاب طاق گردون رفعتش
    

چون هلال عيد در گرد خجالت شد نهان

ماه نو گر راه يابد در حريم دلكشش
    

بدر گردد از فروغ شمسه اش در يكزمان

مجلس رنگين تصويرات او از بزم و رزم
    

ميدهد در پيكر افسرده ديوار جان

نيست ديوارش مصور كز تماشا مانده‌اند
    

پشت برديوار حيرت ماهرويان جهان

دارد از حوض مصفا دركنار آئين‌ها
    

تا نگردد غافل از نظارة خود يك زمان

مصرع برجستة فوارة جانبخش او
    

ميدهد ياد از زلال خضروعمر جاودان

    

هرچه درمجموعه امكان شود صورت پذير
    

ميتوان چون جامجم درحوض او ديدن عيان

وصف اواز خامة كوته زبان نايد كه هست
    

عاجز ازاوصاف او فوارة باطلي‌اللسان

نيست علكس باغ در حوضش كه فردوس برين
    

درعرق گرديده است از شرم اين منزل نهان

كشتي نوح است بال از بادبان واكرده است
    

در نظرها صورت تالار او با سايبان

بيضة افلاك را در زير بال آورده است
    

طره‌اش كز شهپر جبريل مي‌بخشد نشان

يا شدست از دور آن تالار كنگرها عيان
    

سربرآورده است ازيك پيرهن صدماه مصر

چل ستون او بود قايم مقام چل تنان
    

رتبة اوتاب دارد پايه‌هاي محكمش

مجرمانرا آستانش چون حرم دارالامان
    

تاجدارانرا چو جنّت عرصه‌اش دارالسرور

آب حيوان ميچكد از مرمر او جاودان
    

گرچه ميگويند باران نيست درابر سفيد

بربياض چهره‌اش از لطف ميماند نشان
    

گر نلغزد پاي مژگان از صفاي مرمرش

آبشار او زجوش شير مي‌بخشد ناشن
    

جدول امواج او سوهان زنگار غمست

كز خيابانش زمين گرديد صاحب كهكشان
    

اين چنين باغي باين وسعت ندارد چرخ ياد

ذره را دل سرد كرد ازمهر خورشيد جهان
    

آفتاب بيزوال شمة زرين او

خوان زر بهرنثار خسرو صاحبقران
    

شمسه نبود اينكه آورده است خورشيد منير

كز جبينش جوهر فتح وظفر باشد عيان
    

تيغ عالمگير بازوي قضا عباس شاه

ابر درياي سخاوت نوبهار بيخزان
    

آفتاب بيزوال آسمان معدلت

اعتقاد راسخ او چون بروج آسمان
    

مذهب اثنا عشر را آسمان بنياد كرد

دين حق قائم بتيغ اوست از شاهنشهان
    

همچو سبابه كز انگشتان شهدت حق اوست

همچو نور از پنجة خورشيد مي‌تابد عيان
    

صولت شير حق از سرپنجة اقبال او

از نژاد شاه مردانست اين صاحبقران
    

گر بشاهان ميرسد صاحبقرانان را نسب

درميان پادشاهان اوست شاه شه نشان
    

پادشاهان ز استان او بدولت ميرسند

نيست استظهار او را برسپاه بيكران
    

همتش مقصور بر تأييد يزداني بود

زآن بود دايم موفق از خداي متسعان
    

پاي نگذارد برون از ملك شرع مبين

شد شراب لاله گون چون لعل درخارا نهان
    

دامن دولت نمازي گشت در دوران او

ناف عالم را بنام او بريده است آسمان
    

ميشود فرمانرواي مكه از تأييد حق

خنده نتواند شد از دندان خصمانش عيان
    

كرد عدلش بسكه محكم رخنه‌هاي ملك را

ميكند كار دم شمشير اين پشت كمان
    

خصم را دل ميشود از چين ابرويش دونيم

بر سپند آتش چو ابراهيم گردد گلستان
    

گر بخاطر بگذراند حفظ او بي چشم زخم

همچو بيماران از آن تلخست دريا را دهان
    

ميبرد غيرت بابردست گوهر بار او

ابر دست او باحسان چون شود گوهرنشان
    

دامن سائل زگوهر دامن دريا شود

برسر بالين چراغ از ديدة شير ژيان
    

ميگذارند آهوان از عدل او هنگام خواب

كو بعزم جنگ از قربان برون آرد كمان
    

چرخ بي زنهار آنروز از غلاف آيد برون

پر برآرد فتنة خوابيدة آخر زمان
    

چون برون آيد ز تركش ناوك دلدوز او

گر كند بر بيستون شمشير خود را امتحان
    

ميشود زنار خونين جوي شيرش بر كمر

بخية انجم فرو ريزد ز زخم كهكشان
    

چون كند تيغ كج او گوشه ابرو بلند

وز زبان خنجر او مرگ دارد ترجمان
    

از سنان اوست دست فتنه بر اعداد راز

جويهاي شير ميسازد روان از استخوان
    

در تن چون بيستون خصم برق تيغ او

گر زچشم مور در دلهاي شب سازد نشان
    

چون قضاي آسماني نيست تيرش را خطا

زهرة شير ژيان دركوچه بند نيستان
    

گشته است از بيم تيغ او حصاري همچو آب

ريزد از پشت پنگان داغ چون برگ خزان
    

چون فتد از صولت تيغش تزلزل در جبال

راست ميسازند از شمشير كج كار جهان
    

تيغ بندانش چو مرگان ناوك يك تر كشند

نيست چيزي غير خواب فتنه در عهدش گران
    

باد ارزاني باو عالم كه از ناز و نعيم

شمة با خامة عاجز رقم كردم بيان
    

اين بلند اقبال كز اوصاف بي پايان او

كز شكوه او خجل گرديد قصر آسمان
    

در سواد اصفهان دولتسرائي طرح كرد

اين بناي ميمنت بنياد در نقش جهان
    

چون بتوفيق الهي صورت انجام يافت

قبله‌گاه تاجداران باد دايم اين مكان
    

خامة صائب رقم زد از پي تاريخ او

1057
    


    



    
    
    

    



    

تاريخ بناي چهلستون بقلم نويسندگان وشعراي دوره شاه عباس دوم

محمدطاهروحيدقزويني صاحب كتاب عباسنامه كه معاصر با شاه‌عباس دوم بوده است تحت عنوان «شرح ساختمان عمارت مباركه دولتخانه موسوم بچهل‌ستون» چنين مينويسد:

اين كاخ زراندود و قصر مذهب درسنه تنگوزئيل 1057 زيور تعمير پوشيده ارباب طبع واهل نظم درباب بناي آن تواريخ گفته وبالماس تفكر گوهرهاي آبدار معاني سفته‌اند، ازجمله اين مصراع بخاطر وقاد ايران مداري سلطان‌العلمائي رسيده بود كه «مبارك‌ترين بناهاي دنيا 1057» وبالفعل همني تارخي بركتابه آن زيبا عمارت منقوش است و راقم حروف را نيز اين تاريخ نخاطر رسيد كه:

مرحبا دولت سراي خسرو ايرانيان
    

اي مبارك منزل عيش و نشاط جاودان

كي توان گنجاند شرح وسعتش را در سخن
    

كوته از اندازه عرضش بود طال بيان

در حريمش بر زمين هرگز نمي‌افتد سخن
    

زانكه فرش آستان اوست سقف آسمان

هركجا باشد تماشائي تماشا ممكن است
    

رفته همچون صيت خوش از شيروان تا قيروان

گفتمي گر ابتدا و انتها ميداشتي
    

سايه او را سواد كشور هندوستان

هست چون اينخانه از شاهي كه شاه عالم است
    

سال تاريخش ازآن شد خانه چشم جهان(3)

    
    



    
    

صاحب كتاب قصص‌الخاقاني نوشته است كه در روز دوشنبه دوم ربيع الاول سال 1056 هجري عمارت ديوانخانه قصر چهلستون درباغ دلگشاي جهان‌نما باتمام رسيد و در روز افتتاح اين عمارت قوش بيكي ايلچي عبدالعزيزخان والي‌بخارا بخدمت شاه‌عباس دوم رسيد وعريضه خود را تقديم كرد و در همين مجلس فرستادگان روسيه هم هداياي خود را تقديم داشتند و جان‌نثارخان سفير هندوستان بكسب اجازه مرخصي براي مسافرت بهند نايل شده است. ازآنچه مؤلف قصص‌الخاقاني نوشته است معلوم ميشود كه پس از بناي قصر چهلستون باغ اصراف آن نيز بنام چهلستون مشهور شده وقبل از آن اين باغ وسيع، جهان‌نما نام داشته و قصرجهان‌نما درمنتهي‌اليه ضلع غربي آن در شمال خيابان چهارباغ قرار داشته است.

نقاشيهاي ديواري دركاخ چهلستون

موضوع مجالس نقاشي سالن پادشاهي كه در ضلع غربي تالار واقع شده از مقابل در ورودي به ترتيب از راست به چپ عبارتست از: مجلس بزم شاه‌عباس كبير و پذيرائي او از ولي‌محمدخان پادشاه تركستان، جنگ شاه‌اسماعيل اول با قشون عثماني در چالدران (از الحاقات بعد از دوره صفويه)، مجلس پذيرائي شاه‌طهماسب اول از همايون پادشاه هندوستان.
    



    

ودرجهت مقابل اين نقاشيها درضلع شرقي سالن از راست به چپ: منظره جنگ شاه‌اسماعيل اول با شيبك‌خان ازبك (موضوع نقاشي اين تابلو جنگ شاه‌عباس اول با ازبكان نيز معرفي شده‌است)- جنگ نادرشاه افشار با قواي هند در كرنال (ازالحاقات بعد از دوره صفويه) ومجلس پذيرائي شاه‌عباس دوم از نادرمحمدخان پادشاه تركستان (اين تابلو روبروي تابلوي بزم شاه عباس كبير قرار دارد).

دراطراف اين سالن و همچنين اطاقهاي اطراف ايوان آينه تعداد زيادي تابلوهاي كوچك مينياتور وجود دارد كه در حالات مختلف، مجالس بزم وشكار و همچنين صورتهاي فردي با زوجي مردوزن در حالات مختلف جلوس درمجلس بزم و يا درحال شكار و آرايش نمايش داده شده و در دوايوان طرفين تالار مزبور كه مشرف به باغ چهلستون است تصويرهائي از سفرا واروپائيان مشهوري كه درآن عهد در پايتخت ايران بسر ميبرده‌اند و فعلأ شناخته نميشوند جلب توجه مينمايد. تصوير اروپائياني كه در كاخ چهلستون نقاشي شده ومعدودي ازآنها موجود است به احتمال زيادكار دونفر نقاش هلندي بنام آنژلAngel  ولوكارLokar است كه دردربار شاه‌عباش دوم بسر ميبرده‌اند و چون پادشاه به نقاشي اشتياق فراوان داشته است ازطرف نماينده شكرت هلندي دراصفهان بخدمت وي گماشته شده بودند.(4)

توضيحي چند بر نقاشيهاي ديواري كاخ چهلستون

مجالس بزم و رزمي كه در تالار پادشاهي كاخ چهلستون به نمايش گذاشته شده هريك معرف فصلي از تاريخ ايران در دوران پادشاهان صفويه است و دراين مقاله به اجمال توضيحي چند بر نقاشيهاي مزبور ميافزائيم:

تابلوي روبروي در ورودي سالن پادشاهي كه نمايشگر جنگ شاه‌اسماعيل اول صفوي با سلطان سليم‌خان پادشاه عثماني در دشت چالدران است معرف حالت قشون ايران در آنزمان و درسال وقوع اين جنگ 920 هجري است كه بيشتر آنها مجهز به اسلحه سدر مانند شمشير و تيروكمان بودند در حاليكه قشون عثماني مجهز به سلاح گرم وتوپخانه و سپاهيان بيشمار بوده‌اند واين كيفيت درتابلوي مزبور مجسم شده‌است، قهرمان اين صحنه نبرد خود شاه‌اسماعيل است كه سوار براسب سفيد با تاج قزلباش نمايش داده شده وبا شمشير مي جنگد، درقسمت دورتر اين تابلو سلطان سليم‌خان عثماني نيز نمايش داده شده.

 تابلوي روبروي اين نقاشي ديواري كه دربالاي مدخل ورودي سالن قرار ميگيرد معرف نبرد كرنال بين سپاهيان ايران و هند است كه در چهارمين سال شاهنشاهي نادر در كرنال نزديك دهلي پايتخت هندوستان اتفاق افتاد وبه فتح قواي ايران و تسخير شهر دهلي منتهي شد، دراين تابلو نادرشاه افشار سوار براسب با تبرزيني كه دردست دارد و ناصرالدين محمدشاه گوركاني پادشاه هند سوار برفيل نمايش داده شده و چنانكه شهرت دارد اين دو تابلو كه معرف شكست ايران درجنگ چالدران به فرماندهي شاه‌اسماعيل اول مؤسس دولت صفويه وديگري معرف فتح ايران درجنگ كرنال به فرماندهي نادرشاه افشار مؤسس دولت افشاريه است از الحاقات دوره نادري است.

شاه‌اسماعيل اول درجنگ با ازبكها در طاهرآباد مرو كه درسال 916 هجري اتفاق افتاد و با كشته شدن شيبك دراين جنگ قواي ازبك از مرزهاي ايران عقب نشيني كرد موضوع يكي ديگر از تابلوهاي اصيل اين تالار است، درسالهاي اخير بنابر آنچه افواهأ ازيكي به ديگري نقل شده بود اين تابلو را معرف جنگ شاه‌عباس اول با ازبكها معرفي ميكردند در حاليكه به نظر نگارنده صورت پادشاه صفوي كه دراين تابلو درحال جنگ نمايش داده شده عينأ مانند صورت شاه‌اسماعيل در نقاشي جنگ چالدران است و به احتمال قوي به هنگام ترتيب نقاشي ديواري جنگ چالدران، صورت شاه‌اسماعيل دراين تابلوي اصلي براي آن تابلوي الحاقي بعدي نمونه و سرمشق قرار گرفته است صورت شيبك‌خان هم دراين تابلو شباهت زياد به تصوير محمد شاهبخت‌خان ازبك معروف به شيبك‌خان كار بهزاد نقاش دارد.(5) دربين سياحان اروپائي ديولافوآ Dieulafoy نيز كه درسال 1298 هجري قمري مدتي در اصفهان بسر برده است اين تابلو را جنگ شاه‌اسماعيل با تاتارها معرفي ميكند..

همايون شاه هندي در دربار شاه طهماسب

تابلوي همايون شاه هندي در مجلس بزم شاه‌طهماسب اول در كاخ چهلستون يكي از تابلوهاي اصيل اين قصر سلطنتي است كه بسيار سالم مانده وازنظر مطالع درلباس وكلاه وترتيب آرايش گيسو و موي صورت و زيورآلات و رقص و مجلس‌آرائي و نوازندگي وآلات وادوات موسيقي آندوره تابلوئي بسيار ارزنده است.

      درسال 949 هجري همايون فرزند ظهيرالدين بابر از برابر قشون برادر خود ميرزا عسكري كه در تعقيب او بودند گريخته همراه سردار وفادار شيعي مذهب خود بيرام‌خان وارد سيستان شد و احمد سلطان شاملو حكمران آن ناحيه از وي پذيرائي كرد و دربارة شاه بي تاج وتخت هند از شاه‌طهماسب كسب تكليف نمود و بدستور شاه ايران وي با اعزاز و اكرام تمام روانه خراسان و سپس عازم قزوين شد و در جمادي‌الاولي سال 951 در ييلاق قيدار نبي بين ابهر و سلطانيه بحضور شاه‌طهماسب رسيد و پس از مدتي اقامت درايران و رفع خستگي و شكرت در مهمانيهائي كه به افتخار او ترتيب داده‌شد و مسافرت به بعضي از نقاط ايران مانند آذربايجان با كمكهاي لشگري شاه‌طهماسب موفق شد به هند مراجعت نموده و تاج وتخت ازدست رفته را بدست آرد.

شعراي‌آن دوره دربارة ورود او به ايران ملاقات وي با شاه‌طهماسب اشعاري سروده‌اند ازآنجمله اشعاري است از محتشم كاشاني در تاريخ آمدن همايون پادشاه هند و شاهزادة روم به دربار شاه‌طهماسب اول، اين قطعه شعر كه ماده تاريخ ملاقات مزبور محسوب ميشودبشرح زيراست:

دولت چو سر بذورة فتح و ظفر كشيد
    

وز رخ گشود صاحب امن و امان نقاب

بر مسند سرور مكين شاه كامران
    

داراي آفتاب سرير فلك جناب

طهماسب‌خان شاه جهان شاه شه نشان
    

پرگاروار نقطة كل نقد بوتراب

ازيكطرف هماي همايون كه كام دهر
    

جست از ركاب بوسي او گشت كامياب

از جانب دگر خلف پادشاه روم
    

از پاي بوس او سرخود سود برسحاب

تاريخ اين قران طلبيدم زعقل گفت
    

(بوسيد كامجوي جهان شاه را ركاب)


    


    

           951

    
    
    

ايضأ در آنخصوص و ملاقات و پادشاه محتشم كاشاني گفته:

تاريخ اين مقارنه كردم سؤال گفت
    

(ماه عجب رسيد بپابوس آفتاب)


    


    

           951

    
    
    

ايضأ درآن خصوص محتشم گفت:

خورشيد اوج رفعت طهماسب شاه عادل
    

شاهي كه در دو گيتي كارش بود بدلخواه

شاهان و شهرياران آيند در پناهش
    

يابند در پناهش اقبال و دولت و جاه

زان رو هماي دولت از اوج كامراني
    

با طالع همايون آورده رو به درگاه

تاريخ آمدن را پرسيدم از خرد گفت
    

(دايم هماي دولت آيد بساية شاه)


    


    

           951(6)

    
    
    

تابلوي نقاشي شاه‌عباس و ولي محمدخان ازبك

ولي محمدخان ازبك فرمانرواي تركستان درسال 1020 هجري به اصفهان آمده و مهمان شاه‌عباس بوده‌است، در تالار پادشاهي چهلستون تابلوي نفيسي وجود دارد كه ولي محمدخان را در حضور شاه‌عباس كبير و سرداران معروف او نشان ميدهد و معرف فصلي از روابط ايران و تركستان در زمان شاه‌عباس بشرح زير است:

هنگامي كه ولي‌محمدخان بر سرير سلطنت ماوراءالنهر و تركستان جلوس كرد برادرزاده‌هاي خود امام‌قلي سلطان و ندرمحمدخان فرزندان دين‌محمدخان را به ترتيب به حكومت سمرقند و ولايات واقع در جنوب رودخانه جيحون منصوب نمود ولي مدتي نگذشت كه آثار خلاف بين آنها ظاهر شده و پس از مدتي جنگ و كشمكش ولي‌محمدخان از امام‌قلي سلطان برادرزاده خود هزيمت يافته با فرزندش رستم محمدسلطان از معبر چهارجو به قلعة چهارجو آمده و با سيصدنفر از همراهان متوجه مرو شد. محراب‌خان حاكم مرو جريان ورود خان ازبك را به اطلاع شاه‌عباس رسانيد و از فرمانرواي تركستان به گرمي پذيرائي كرد، ولي‌محمدخان از مرو متوجه مشهد شد و پس از بيست روز توقف آهنگ عراق كرد،‌از بسطام تا سمنان و خوار، فريدون‌خان حاكم گرگان مأمور پذيرائي بود و در خوار علي‌قلي بيك‌خان ايشيك آقاسي‌باشي شاملو كه از اصفهان رسيده بود مهمانداري خان ازبك را به عهده گرفت ووقتي كه به خطة كاشان رسيدند اهالي كاشان ميدان شهر را چراغان كرده و مقدم او را تهنيت گفتند وخان ازبك پس از سه روز توقف در كاشان درآغاز سال 1020 هجري عازم اصفهان پايتخت شاه‌عباس شد.
    



    
    

به دستور پادشاه قرارشد مراسم استقبال رسمي و تشريفات لايق از ولي‌محمدخان به عمل آيد، روز ورود وي از شهر اصفهان تا قرية دولت آباد بيست هزار نفر تفتگچي در دوصف ايستادند و چهار بازار اطراف ميدان نقش‌جهان و قيصريه و قهوه‌خانه‌ها و خيابان را آئين‌بندي كردند و شاه‌عباس با امرا واركان دولت از آن جمله اللهوردي‌خان و الله‌قلي‌بيك قورچي‌باشي و ندرمحمدخان شهردار به استقبال رفت و چون به ولي‌محمدخان رسيد از پياده شدن او ممانعت كرده سواره با وي مصافحه كرد، در منزل دولت آباد، آقاكمال دولت‌آبادي از بزرگان قريه استدعا كرد كه پادشاه به اتفاق مهمان خود لحظه‌اي براي استراحت به منزل او فرود آيند، از جاده تا منزل وي با فرشهاي عالي مفروش شده بود و وي به‌طور شايسته و بايسته به لوازم ضيافت پرداخت، درشهر اصفهان منازل عالي جهت سكونت خان تركستان و همراهان وي اختصاص داده شده بود و عليقلي‌خان طبق دستور به مهمانداري وي تعيين شده بود، شعراي آن زمان دربارة ورود ولي‌محمدخان به اصفهان اشعاري سروده‌اند واز آنجمله خواجه شعيب جوشقاني چنين گفته بود:

ذوقي اردستاني نيز درماده تاريخ آمده ولي‌محمدخان ازبك پادشاه ماوراءالنهر به دربار شاه‌عباس اين قطعه راگفته:
    



    

گشت پيدا در بخارا انقلاب
    

چون ز گردش هاي چرخ منقلب

زيب بخش دولت افراسياب
    

شاه تركستان وليخان آنكه هست

رو به درگاه شه مالك رقاب
    

رهنمون شد دولت او را تا نهاد

كامران و كامبخش و كامياب
    

شاه‌عباس قدر قدرت كه هست

گشتم از انديشة قدسي خطاب(7)
    

اين قران سعد را تاريخ جو

ماه شد مهمان بزم آف
    

ساخت روشن شمع مجلس راوگفت

1020
    


    



    
    
    

ذوقي اردستاني نيز درماده تاريخ آمده ولي‌محمدخان ازبك پادشاه ماوراءالنهر به دربار شاه‌عباس اين قطعه راگفته:

چو آفتاب بزرين كلاه آمده بود
    

شبي بواقعه ديدم كه خسرو توران

بآستانه عباس‌شاه آمده بود
    

كمر بخدمت شه بسته ازپي تاريخ

            1020
    


    



    
    
    

    
    



    

وديگري بنام محمدصالح برادرزاده اسكندربيك منشي مؤلف عالم آراي عباسي دربارة ملاقات دو پادشاه قطعه زير را سروده است:

كز پرتو اوست زيب ايران
    

عباس شه آن سپهر احسان

بردست گرفته تحفة جان
    

آمد به درش ز روي اخلاص

اورنگ نشين ملك توران
    

قاآن زمان ولي محمد

گفت آمده پادشاه توران
    

جستم ز خرد چو سال تاريخ

1020
    


    



    
    
    
    



    

شاه‌عباس به افتخار مهمان خود ولي‌محمدخان جشنهاي شاهانه ترتيب داد و مطربان خوش آهنگ و نوازندگان تيزچنگ به نواي دلگشا زنگ‌زداي خواطر گشته، حوروشان عراقي و خراساني به رقاصي درآمده خرامش و جلوه‌گري آغاز نهادند.

درآن فرخنده بزم و محفل خاص
    

همي بودي زشادي زهره رقاص

به هرگوشه خرامان دلستاني
    

به هر طرفي روان آرام جاني

بهشت آسا درآن ‌رشك گلستان
    

به خدمت ايستاده حور و غلمان

مؤلف تاريخ عالم‌آراي عباسي نوشته است كه ازطرف پادشاه به دفعات مراسم آتشبازي و چراغاني در ميدان نقش‌جهان به افتخار ولي‌محمدخان ترتيب داده شد و ازجمله آتشبازيهاي عجيب از فيل بزرگي صحبت ميدارد كه درحين آتش‌دادن و توپ انداختن، از آن كوه‌پيكر آتشخوي زمين نورد بادپا حركات عجيب و حمله‌هاي مهيب مشاهده مي‌شد و موجب انبساط خاطر خان تركستان و حاضران بساط اقدس مي‌گرديد، اسكندربيك تركمان نوشته است كه در اول تيرماه آن سال ولي‌محمدخان به اتفاق شاه‌عباس در خيابان چهارباغ تماشاي جشن آب پاشان را نمودند و درآن روز بيش از صرهزارنفر در خيابان چهارباغ جمع آمده به يكديگر آب مي‌پاشيدند، ولي‌محمدخان به استظهار اخباري كه از تركستان مي‌رسيد ومشعربرآن بود كه ورود وي را انتظار داشتند از شاه‌عباس اجازة مراجعت خواست و تقاضا كرد كه فقط پادگان خراسان در موقع لزوم به وي كمك كنند وچون خود شاه‌عباس هم عازم آذربايجان بود روزي كه منجمين ساعت را خوب تشخيص داده بودند واو در اردوگاه دركنار زاينده‌رود استقرار يافته بود، ولي‌محمدخان را به حضور طلبيده با يكديگر صحبتهاي خصوصي كردند و از طرف پادشاه زينل بيك‌خان شاملو مأمور شد كه تا خروج از سرحد ايران در ملازمت ولي‌محمدخان باشد.

ندرمحمدخان فرمانرواي تركستان دردربار شاه‌عباس دوم

درمقابل تابلوي نقاشي معروف به بزم شاه‌عباس كبير كه آن پادشاه را درحال پذيرائي از فرمانرواي تركستان ولي‌محمدخان نشان مي‌دهد و خاطره‌اي از دوران سلطنت شاه‌عباس كبير را به خاطر مي‌آورد تصوير شاه‌عباس دوم كه قست عمده ساختمانهاي كاخ چهلستون در دوران سلطنت او به اتمام رسيده است درحال پذيرائي از ندرمحمدخان فرمانرواي ازبكستان كه به وي پناهنده شده بوده است و اطرافيان خان‌ازبك و مجلستان دربار شاه‌عباس ثاني نمايش داده شده كه خوشبختانه از گزند حوادث مصون مانده وبا مشاهده آن خاطرات پذيرائي شاه‌عباس دوم از ندرمحمدخان به ياد تماشاكنندگان اين تابلو مي‌آيد.

اما كيفيت اين صحنه تاريخي چنانست كه ندرمحمدخان پس از استخلاص از توطئه‌اي كه براي بازگرفتن سلطنت ازوي به دستياري فرزندش عبدالعزيزخان و بعضي امراي ازبك روي داده بود، ازمرز ايران گذشته به خراسان وارد شد و از شاه‌عباس دوم براي استرداد تاج وتخت ازدست رفتة خود كمك خواست. عليقلي‌خان بيگلربيگي مرو مراتب را به عرض شاهنشاه ايران رسانيد و ازطرف پادشاه محمدبيك يساول صحبت براي استقبال از ندرمحمدخان به خطة خراسان اعزام گرديد و فرمان صادر شد ك درتمام نقاط سرراه از خراسان تا اصفهان پايتخت صفويه آنچه لازمه مهمانداري و پذيرائي است به منصه ظهور رسد و شمسامحمدعلي‌بيك اصفهاني ناظر بيوتات سلطنتي نيز به سمت مهماندار مخصوص تعيين گرديد و به مهدي‌قلي‌خان ايشيك آقاسي‌باشي حكمران ري دستور داده شد كه پس از تقديم لوازم خدمت و ميزباني ندرمحمدخان را به اصفهان آورد. شمسامحمدعلي‌بيك‌اصفهاني در بسطام به خدمت خان ازبك رسيد و نقود و اجناس بيشماري را كه از دربار شاهنشاهي ايران با چند رأس اسب مزين به زين ولجام مرصع به جواهر قيمتي براي وي فرستاده شده بود تقديم داشت و سپس ندرمحمدخان وارد زي گرديد وايشيك آقاسي‌باشي از مهمان پادشاه پذيرائي نمود وبه اتفاق وي درسال 1056 هجري عازم اصفهان شد.

براي سكونت خان در اصفهان يكي از منازل ميرزاتقي اعتمادالدوله معروف به ساروتقي وزير مقتول شاه‌عباس دوم اختصاص يافته بود وبه فرمان پادشاه دراطراف ميدان نقش‌جهان تهيه چراغاني و آتشبازي مفصلي ديده بودند و از شهر اصفهان تا قريه دولت‌آباد به مسافت سه فرسخ تمام راه را با فرشهاي زري و ابريشم و مخمل فرش كرده بودند. اصناف و دستجات مختلف با تار و طنبور و سازهاي محلي به استقبال خان تاتار مي‌شتافتند واز در دولتخانه مباركه يعني عمارت عالي‌قاپو در ميدان نقش‌جهان تا قريه دولت‌آباد تفتگچيهاي سوار و پياده در دو رديف صف كشيده بودند.

همينكه خبر ورود ندرمحمدخان به قريه دولت‌آباد رسيد شاه‌عباس با خلصان و مقربان دربار خود سوار شده به استقبال خان ازبك رفت و در اثناء راه ملاقت صورت گرفت، تاورنيه سياح مشهور فرانسوي كه دراين زمان در دربار اصفهان بوده مي‌گويد كه درحين ملاقات شاه‌عباس دوم به قصد پياده شدن پا را ازركاب خالي كرد ولي خان با آنكه پيرمرد بود فورأ از اسب پياده شد و نگذاشت كه شاه پياده شود و براي بوسه به ركاب پادشاه نزديك گرديد تا مراسم تشريفات سلطنتي را به جاي آرد ولي شاه‌عباس به رجال بزرگ اطراف خود اشاره‌اي نمود و آنها به سرعت خود را به ندرمحمدخان رسانيده زير بغل او را گرفتند وبراسب مخصوصي كه مزين به زين و لجام مرصع بود نشانيدند و پادشاه به اتفاق مهمان خود راه شهر را پيش گرفتند.

قبل از ورود به ميدان نقش‌جهان وعمارت علي‌قاپو ابتدا در باغ سلطنتي قوشخانه در نزديك دروازة طوقچي پذيرائي شايسته‌اي از خان ازبك به عمل آوردند و سپس شاه‌عباس دوم مهمان خود را تا مدخل عمارت عالي‌قاپو همراهي نموده و براي استراحت ندرمحمدخان را به منزلي كه براي سكونت وي آماده شده بود هدايت نمودند. شب هفدهم ماه رمضان شاه‌عباس دوم براي تماشاي چراغاني و آتشبازي مفصل ميدان شاه به اتفاق ندرمحمدخان در تالار عمارت عالي‌قاپو حضور به‌هم رساند و چون فرمانرواي ترك به علت مسافرت طولاني خسته و مريض بوده است حكيم محمدحسين قمي طبيب مخصوص شاهنشاه به معالجه او اقدام مي‌نمايد، پس از بهبودي چون خان تاتار براي استرداد حكومت ازدست رفته‌اش عجله داشت شاه‌عباس دوم وي را با لشكري از سپاهان ايراني به رياست ساروخان طالش كمك مي‌كند و خان تركستان به كمك قشون ايران مخالفين خود را منكوب نموده و برمسند فرمانروائي خود تكيه مي‌زند.

تاورنيه مي‌گويد تداركاتي كه شاه‌ايران براي استرداد سلطنت ازدست رفتة ندرمحمدخان به عمل آورد عبارت بو داز 15 هزارسوار و هشت هزارپياده و شصت هزارتومان پول و ندرمحمدخان بعدازآن يكي از بهترين ايالات خود را كه در سرحد ايران واقع بود درعوض اين مهرباني به پادشاه ايران واگذار نمود و اين ايالت منفعت خيزترين ايالت او بود زيرا كه سكنة آن تمام ايلات تركمان هستند و صاحب اغنام و احشام بسيار و متمولترين رعاياي تاتارند.

ميرزا مقيم تبريزي از شعراي آن دوره دربارة تاريخ ورود ندرمحمدخان به ايران و ملاقات پادشاه ايران و توران اشعاري بشرخ زير سروده است:

ازگذارشهاي دوران شد پديد
    

در ديار خان ازبك انقلاب

وارث چنگيزخان ملك گير
    

تيغ بند ذولت افراسياب

خان تركستان باخلاص درست
    

كرد روبر درگه عالم مأب

منهزم گردد چو مريخ اززحل
    

مي‌برد اين شكوه پيش آفتاب

آفتاب لطف حق عباس شاه
    

ملجاء‌شاهان نقد بوتراب

شاه غازي شهسوار نوجوان
    

خسرو صاحبقران كامياب

آب عدلش گل بروياند زسنگ
    

زاتش تيغش شود دريا سراب

نشكند از صدمه طوفان نوح
    

گر نمايد عدل او حفظ حباب

آب اگر از قلزم جودش برد
    

جاي بارانن در بريزد ازسحاب

باد يارب اين شه صاحبقران
    

كامران و كامبخش وكامياب

خان‌ازبك آمد ازروي نياز
    

بر در كيخسرو مالك رقاب

از براي مقدم خاقان ترك
    

از فلك تاريخ جستم بي حجاب

بر سؤالم داد دل برجيس وگفت
    

(ميرود بهرام سوي آفتاب)

    



    

ميرزا مقيم تبريزي در قطعه شعر ديگري دربارة ملاقات ندرمحمدخان با شاه‌عباس دوم در اصفهان چنين سروده است:

كه ازوي تخت شاهي يافت تزيين
    

شه صاحبقران عباس ثاني

ندا از غيب مي‌آيد كه آمين
    

دعايش بر زبان هركه آيد

ز روي اعتقاد و عز و تمكين
    

بدرگاهش بيامد شاه توران

بهشت اصفهان را بست آيين
    

زبهر مقدم حاقان اعظم

كه نتوان يافت در زلف بتان چين1020
    

جهان شد همچنان خندان وخرم

نثار افشاند گردون عقد پروين
    

زبهر اين قران ماه و خورشيد

باستقبال ماه آمد شه دين
    

پي تاريخ استقبال دل گفت

        1056
    


    



    
    
    

    
    



    

شاردن سياح فرانسوي قصر چهلستون را توصيف كرده است

شواليه شاردن فرانسوي Jean Chardin سياح فرانسوي كه در اواخر سلطنت شاه‌عباس دوم و اوايل پادشاهي شاه سليمان چند سالي در اصفهان بسر برده است قصر چهلستون را بشرح زير توصيف مي‌كند:

درنزديكي اين مخازن و انبارها بزرگترين وبا عظمت‌ترين ساختمانهاي قصر سلطنتي است كه آن را چهلستون مينامند در صورتيكه بيش از هيجده ستون ندارد، علت آنستكه ايرانيان براي مبالغه درشماره لفظ چهل را استعمال ميكنند. چنانكه به جارهاي معمولي كه عده‌اي شاخه چراغ دارد چهلچراغ ميگويند ونيز يك قسمت از عمارت تخت جمشيد چهلستون اطلاق ميكنند در صورتيكه فعلأ بيش از نيمي از آنرا ندارد، اين بنا مانند ساير بناهاي قصر سلطنتي در وسط باغي ساخته شده و عبارت ازيك عمارت كلاه‌فرنگي است كه مشتمل بر تالاري است كه پنج پا از سطح باغ ارتفاع دارد و ابعاد آن پنجاه ودو درهشت پا و سه مرتبه است كه هر مرتبه از ديگري دوپا بلندتر مي‌باشد.

سقف آن موزائيك و روي هيجده ستون است كه ارتفاع هركدام سي پا و زراندود است، د طاق نسبتأ بزرگ در دو طرف اين تالار ساخته شده و نيز تالار ديگري در انتهاي عمارت وجود دارد كه طول آن سي پا و عرض آن پانزده پا است و اطاقهاي كوچكي در گوشه هاي آنست.

ديوارها تا نيمه از سنگ مرمر سفيد منقش زراندود مستور و نيمي ديگر از آئينه و شيشه‌هاي رنگارنگ پوشيده است.

ميان تالار سه حوض مرمر سفيد است كه بترتيب هريك درصفه بالاتر ازصفه ديگري واقعست اولي مربع و دوتاي ديگر هشت ضلعي است،‌تخت شاه روي چهارمين صفه اين بنا كه بطول دوازده پا و عرض هشت پا است قرار دارد.

اين تالار چهار بخاري ديواري دوتا طرف راست و دوتا طرف چپ دارد كه بالاي هركدام نقاشي هاي مفصلي است، يكي از اين نقاشي‌ها جنگ شاه‌عباس كبير با ازبكها است و آن سه ديگر مجالس جشن‌هاي سلطنتي است، ساير نقاشي ها از لاجورد و طلا و بسيار ضخيم و ازنوع نقاشي‌هاي شرقي يا عشرت‌انگيز است،‌بطوريكه قسمت بدون نقاشي درآن يافت نميشود،‌بالاي تالار و اطراف آن پرده دولاي زربفت منقشي است كه جلوي آفتاب ميكشند و تا هشت پا اززمين آويخته است، از اينرو هواي تالار بسيار خنك است، ممكن نيست با شكوه‌تر از بارهاي عاميكه شاه ايران دراين تالار ميدهد ديد.

تخت شاه تخت خواب كوچك راحتي است كه چهاربالش مرواريددوز جواهرنشان دارد، گرد او خواجه‌هاي كوچك سفيد رنگ بسيار زيبا نيمدايره تشكيل ميدهند و درعقب او چهار يا پنج خواجه بزرگتر اسلحه شاه راكه بسيار گرابها و درخشان است دردست دارند.

مقربترين و بزرگترين اعاظم و رجال دولت روي سفه كه تخت شاه درآنست قرا ميگيرند، درصفه دوم بزرگاني مي‌نشينند كه از حيث مقام پائين‌ترند، طبقه بزرگان جوان و عموم كسانيكه حق حضور درجلسه را ندارند با دسته موسيقي در پائين ميايستند و صاحب منصباني كه مأمور انجام وظايف ميباشند درباغ مقابل نظر شاه ايستاده‌اند.

درهمين محوطه كه اين تالار عالي است دوتالار ديگر است كه يكي داراي پنج صفه هشت ضلعي است كه بهم باز ميشوند و روي چهارستون زراندود زيباست كه وسط آن حوضي است و ديگري تالار مربعي است كه چندين اطاق و صندوقخانه دارد.(8)
    



    
    

راهروهاي اختصاصي

شاردن ضمن توصيف قصرچهلستون به وجود راهروهاي اختصاصي كه فقط شخص شاه ميتوانسته است ازآنها عبود كند اشاره مي‌نمايد:

«درقصر شاه دوعمارت ديگر شبيه اين عمارت است كه هريك درباغ مشجر جداگانه ميباشد يكي تقريبأ مانند عمارت سابق‌الذكر است وديگري دوطبقه، كه طبقه اول مشتمل بر تالار است و طبفه دوم شامل اطاق و ايوانها و صندوقخانه‌ها است كه درتمام اطاقهاي آن حوض هاي فواره‌دار است،‌اينها عمارات كاخ سلطنتي است كه شاه درآنها بار ميدهد وچنانكه سابقأ مذكور شد هريك يا دروسط باغي است و يا بسمت باغي باز ميگردد، ديوارهائي كه باغها را احاطه كرده است از گل ساخته شده و ارتفاع آنها معمولأ ده يا دوازده پا است كه از بالا تا پائين چراغهائي درداخل آنها نصب گرديده است، بالاي ديوارها راهروهائي است كه فقط شخص شاه ميتواند داخل آنها شده و بدون آنكه ديده شود بهرجا خواهد برود.

بقيه كاخ عبارتست از مخازن و محل كارگران و قسمت زنانه كه ما آنرا سرا و ايرانيان حرم مينامند».

قصر چهلستون در دوران شاه سليمان

انگلبرت كمپفر Engelbert Kaempfer سياح آلماني كه در دوره شاه سليما در اصفهان بوده است قصر چهلستون را بشرح زير توصيف ميكند:

«… درپايان راهروئي كه قبلأ ذكر آن گذشت انبارها و اطاقهائي براي حفظ ترازوها، مشروبات و انواع و اقسام ذخاير غذائي قرار دارد، پس از گذشتن ازآنها مابه وسيع‌ترين باغ مي‌رسيم كه به تبعيت از كاخ چهل‌ستون كه درآن قرار دارد وبه داشتن ستونهاي فراوان ممتاز است،‌چهلستون ناميده ميشود، تعداد ستونها درواقع فقط از هجده تجاوز نميكند، ولي در زبان فارسي كثرت نامعين را به صورت اختصار با عدد چهل بيان ميكنند.
    



    

اين باغ بيش از سيصد متر طول و تقريبأ به همين اندازه عرض دارد، چنارهاي كشيدة مرتفع كه درطول آنرا صف صف غرس كرده‌اند زينت خاصي به اين باغ بخشيده است، بدين ترتيب سه خيابان مشجر به وجود آمده كه تمام عرض آنها به بهترين و مطبوع‌ترين وجهي در زير سايه قرار گرفته است.

دروسط باغ ازدو كاخ آنكه بزرگتر است يعني كاخ‌چهلستون باشكوه واقعأ شاهانه خود قد برافراشته، اين كاخ كه قسمتي از آنرا با آجر و قسمتي ديگر را ازسنگ تيشه‌اي ساخته‌اند در محوطه‌اي مفروش از سنگ‌هاي صخره‌اي صيقلي قراردارد،‌اين محوطه چهارگوش است كه دور تادور آنرا جويبار دل‌انگيزي با فواره‌هاي متعدد احاطه كرده است، اين كاخ خود مستطيل شكل است و اطاقها، آلاچيق‌ها، دروازه‌ها، نرده‌ها و طاقهاي متعدد دارد و سراسر همه نمودار لطيف‌ترين ذوق ايراني در صنعت معماري است كه البته با سليقه ما بيگانه است،‌جبهه شرقي كاخ را تالار وسيعي اشغال كرده است، سقف پيش آمده آن برسه رديف ستون چوبي هشت ضلعي تكيه دارد و عرض آن چهل و پنج گام است.

كف كاخ به سه قمست تقسيم شده: كف زيرين دوپا از كف حياط ارتفاع دارد و به نوعي صحنه نسبتأ بزرگ مي‌ماند و در ضيافت‌ها ميهمانان شاه درآنجا مي‌نشينند، دراينجا حوض مربعي سات به ضلع هشت قدم با دوپله از مرمر شفاف، از وسط اين حوض فواره‌اي بلند مي‌شود كه لوله‌هاي آن نامرئي است،‌كف دوم كه چهار پله از اولي بلندتر است براي نشستن بزرگان و محترمين هنگام صرف غذا به‌كار مي‌رود، و سرانجام كف سوم يك پله بالاتر ازكف قبلي است و كف واقعي كاخ به شمار مي‌رود.
    
    



    

دراينجا باز حوض ديگري است كه خيلي بزرگ نيست اما سليقه بسيار در ساختن آن به كار رفته و فواره‌اي درميان آنست، درپشت اين حوض است كه ايوان بسيار مزين و زيبائي قرار دارد،‌درقسمت عقب در ديوار جايگاهي تعبيه كرده‌اند كه قرار مي‌گيرد. سقف ستونها،‌ديوارها، شبكه پنجره‌ها، آلاچيق‌ها و طاقها همه توسط دستهائي خستگي‌ناپذير به افراط تمام تزيين و نقاشي شده است و آنهم بيشتر درمايه آبي با طلاكاري‌هائي در داخل آن.
    



    
    

آخرين قسمت ازاين تصوير شكوه چهلستون بااستخري كه چهل گام عرض دارد و آبي زلال همچون آئينه درآن است تكميل مي‌شود. نيمي ازاين استخر درپيش بنا و نيم ديگر در پشت آن قرار گرفته ودرحال خاضر تا انتهاي باغ ادامه يافته است،‌آن كس كه اين فواره‌هاي بي‌شمار، پرنده‌هاي شناور بروي درياچه را با پرهاي رنگارنگ و انعكاس تصوير درختا را درآب ببيند و ازاين همه لطف لذت نبرد بايد گفت كه كج‌طبع جانوري است.

دومين كاخ باغ چهلستون روبه جنوب است اين كاخ قدري از اولي كوچكتر است و آنرا در ديوار باغ خلوت ساخته‌اند بدان صورت كه هردو باغ را جلوه‌اي بخشيده است، آن قست از كاخ كه دراين طرف قرار دارد به صورت يك پنچ ضلعي سات و سرپوشيده‌اي دارد كه ازنظر بنا بااين نقشه مناسب است، دراينجا نيز از ساختن انواع و اقسام حوض‌ها و آبگيرها چه درايوان ستوندار و چه در مقابل آن فروگذار نكرده‌اند ومن به خصوص از بدايع اين محل دو تابلو بزرگ ديواري را ذكر مي‌كنم كه درآن پرده‌ها صحنه‌هائي جنگي از تاريخ ايران را با خلوص وحوصلة غيرقابل تقليدي آنهم براي اينكه ازهنر سخني نگفته باشيم – تصوير كرده‌اند.

درباره بقيه ساختمانهاي كوچكتر باغ چهلستون، ديوار دورتادور آن، جويها ويا بغسازي برجسته و ممتاز آن ديگر نمي‌خواهم وارد جزئيات بيشتر بشوم».