جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

پیرزن دوچرخه سوار - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

پیرزن دوچرخه سوار

Loading the player...

پیرزن دوچرخه سوار
دخترک سوار دوچرخه شد اون دوچرخه اش را خیلی دوست داشت شروع کرد به پا زدن دور دهکده توی راه یه گربه ای پرید جلوی دخترک ، دخترک ترسید و ایستاد گربه گفت بیا پایین من دوچرخه ات را می خوام آخه دوچرخه ات خیلی قشنگه وگرنه صورتت را پنجه میکشم  دختر از دوچرخه پایین اومد و گریه کرد .  گربه هم سوار دوچرخه شد و رفت کمی پیش نرفته بود که پسری را دید .پسرک چوبدستیش را نشون گربه داد پسرک هم دوچرخه را گرفت و رفت . سگ واق واق کنان دندونای تیزش را نشون پسرک داد پسرک هم پیاده شد و سگ سوار دوچرخه شد و رفت . بین راه الاغ را دید به سگ گفت پیاده شو وگرنه جفتک میزنم .حالا الاغ سوار دوچرخه شده بود . دخترک گریه کنان رفت پیش مادربزرگ ، مادربزرگ گفت اشکال نداره تو باید از خودت مراقبت کنی . مادربزرگ رفت کنار جاده الاغ داشت پا میزد و عرعرکنان می یومد مادربزرگ سوزن بزرگش را نشون الاغ داد.مادربزرگ با دوچرخه رفت به سمت خونه .دخترک خیلی خوش حال شد و قول داد که شجاع باشه و سوار دوچرخه شد و رفت . و این بار نه گربه نه الاغ نه سگ و نه هیچ کس دیگه جرات نکردند دوچرخه را از دخترک بگیرند .