جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

پایتخت صنایع دستی ایران اصفهان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

پایتخت صنایع دستی ایران اصفهان

Loading the player...

دانلود

صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.

آنچه مقولهٔ صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد، هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه، پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

۱۰ ژوئن روز جهانی صنایع دستی است.

در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش هنری می‌باشد. صنایع دستی معروف ایرانی:

گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب

در حال حاضر پایتخت صنایع دستی ایران شهر اصفهان می باشد.

زیبایی در اوج حریر خیال

کشف آثار باستانیِ به جای مانده از نیاکان بشر، از وجود صنایع دستی در زمان های بسیار دور، حتی دوران انسان های اولیه خبر می دهد. زمانی که به این آثار نظر می افکنی، با دنیایی کهن رو به رو می شوی که غبار تاریخ بر چهره تک تک آنان جای گرفته است. بخشی از آثار به جای مانده از انسان های اولیه، شامل سفالینه هایی است که از گِل پخته شده و تصاویر حیوانات به شکلی تخیلی بر روی آنها نقش بسته است. به راستی آیا هنرمند نقش آفرین، آن روز می دانست با دستانش چه گنجینه ای را نقش می زند. آیا می دانست روزی هنرش، تجسمی از روزگارش برای آیندگان خواهد شد. بیستم خرداد ماه، سالروز جهانی صنایع دستی، بر هنرمندان و زحمت کشان عرصه هنر و صنعت مبارک باد.

روایتی پرشکوه از فرهنگ کشور

صنایع دستی، روایتگر صنعت و هنر نیاکان و بیانگر هنر و ذوق مردم هر کشور است و در روزگاران کهن، به عنوان صنعت تمام عیار عهد خویش حضور داشته است. صنایع دستی، سفیران فرهنگی یک قوم و قبیله اند که هیچ گاه از گزارش پیام خود دست نمی کشند. صنایع دستی، تجلی گاه بخش قابل ملاحظه ای از هنر وخلاقیت اقوامی است که با این صنایع سر و کار دارند. صنایع دستی، در گذشته، بیش و کم، روایتگر زیبایی و حقیقتی بوده که آدمی همواره در جست و جوی آن است. توجه به این صنعت در حال حاضر، نه تنها ما را با گذشته مردمان در هر منطقه پیوند می دهد، بلکه در حد مقدور می تواند ما را در همان جوّ و محیطی قرار دهد که انسانِ ماشین زده امروز از آن جدا مانده است.

صنایع دستی، تجلی ذوق ایرانی

هنرمند ایرانی، همواره با کار هنری اش، مقصودی را بیان داشته و رمز و رازی را آشکار ساخته است. او با پشتوانه فرهنگ غنی و سیراب از سرچشمه عرفان، با دست یافتن به مواد گوناگون، مهارت استادانه و احساس زیبایی و نبوغ خود را در بسیاری از دست ساخته ها، به ویژه ظرف های فلزی، سفالین، شیشه ای و دست بافت ها نشان داده است. در صنایع دستی ایران، ذوق هنری و بردباری و وسواس هنرمندان ایرانی، در ریزه کاری فنون هنری دیده می شود و آنها همیشه در این هنر پیشتاز بوده اند. به نحوی اسرارآمیز، در صنایع دستی ایران، تصویر یک زندگی نهفته است؛ یک زندگی با رنج ها و شکل های بسیار، همراه با شوق و زیبایی. به گفته مقام معظم رهبری، «صنایع دستی تنوعی که دارد، تجملی که دارد و ذوقی که در آن به کار رفته، زیبا و همه کس پسند است».

صنایع دستی، پیوند هنر و معنویت

ضربه های پی در پی چکش بر بدن بی روح آهن و نقش های حکاکی شده بر روی آن، یا حرکات سریع دستان گلی سفالگر و خلق کوزه های مسی به نام اللّه ، پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ، گوشه هایی از پیوند مبارک هنر و معنویت است. معنویت، همواره در قبای دین، مذهب، عبادت، نیایش و...، تعالی بخش روح های جست و جوگر بشر بوده و هنر در مسیری متفاوت، ولی هم جهت با معنویت، سیراب کننده اندیشه و خیالات تشنه انسان است. در این نوع هنر، هنرمند می کوشد با الگوگیری از مضامین معنوی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، ادامه دهنده راهی باشد که خداوند از سوی پیامبران یا در کتاب های رهایی بخش، برای سعادت و خوشبختی انسان، پیش روی او قرار داده است.

الگوگیری از قرآن

قرآن کریم به عنوان مهم ترین و آخرین کتاب سعادت بخش، از هنگام نزول و سپس کتابت آن به دست کاتبان، از مهم ترین دست مایه ها برای الگوگیری هنرمندان صنایع دستی در راه تعالی و نهادینه کردن هنر متعهد برای رستگاری نوع بشر بوده است. هنرمندان با این کار، سرسپردگی و کرنش انسان را در مقابل خالق یکتا در آثارشان به نمایش گذاشته اند و کلمات الهی، برای نخستین بار به وسیله هنر در قلب انسان ها نفوذ می کند.

صنایع دستی در قرآن

صنعت زره بافی

صنایع دستی، از دیرباز به عنوان هنری سرگرم کننده و درآمدزا، جایگاه خاصی داشته است. به مرور زمان و با فکر و خلاقیت صنعت گران و هنرمندان، این حرفه پیشرفت های زیادی را پشت سرگذاشت تا به این جایگاه والا رسید. این هنر،در بین بسیاری از پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام نیز رونق خاصی داشته است و می توان گفت نخستین کسانی که به این هنر پرداختند، پیامبران بوده اند. به این هنر در قرآن نیز اشاره های زیادی شده است؛ چنان که خداوند در چند سوره، به فن زره سازی از سوی حضرت داوود علیه السلام اشاره کرده است.

حضرت داوود علیه السلام و زره بافی

حضرت داوود علیه السلام ، یکی از پیامبرانی است که به فرمان الهی و به صورت اعجاز، می توانست با نرم کردن و پیچ و تاب دادن آهن با نیروی دست، زره ببافد. خداوند در سوره سبأ، به این موضوع اشاره می کند و می فرماید: «و ما به او گفتیم زره های کامل بساز و حلقه های آنها را به اندازه و متناسب کن». در واقع خداوند با این آیه، به داوود دستور می دهد سرمشقی از محکم کاری و دقت برای همه صنعت گران و کارگران با ایمان جهان باشد.

صنعت بافندگی در قرآن

صنعت بافندگی، از جمله صنعت هایی است که در زمان پیامبران معمول بوده است و خداوند در قرآن، از آن برای تشبیه و رساندن پیام آسمانی خود استفاده کرده است. بافندگی و بافتن به عنوان یک هنر، شغل و سرگرمی مناسب برای بانوان است؛ زیرا با روحیه آرامش طلب و آرام آنان تناسب دارد. پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «کار مردان نیک، خیاطی، و کار زنان نیک، ریسندگی است».

هنر اسلامی

هنر اسلامی، جایگاه والایی در جهان هنر دارد و گروه بسیاری از علاقه مندان رابه سوی خود کشیده است. در تمامی هنرهای اسلامی، به نحوی روح عرفانی و جنبه های مذهبی متجلی است که همین امر باعث شگفتی صدچندان می شود. صنعتگران اروپایی، از دیرباز به هنر و صنعت اسلامی علاقه مند بوده اند، ولی به تازگی برای الهام گرفتن از هنرهای اسلامی و یادگیری روش های مورد استفاده آن، تلاش بسیاری انجام داده اند. همین شیفتگی و کنجکاوی در مورد هنرهای اسلامی، سبب شده است که بگویند: «صنایع دستی ایران، تبلوری است از اعتقادات، باورهای دینی، سنت ها و آداب و رسوم، که مشابه و هم سنگ آن در هیچ کجای این کره خاکی وجود ندارد».

انواع صنایع دستی

انواع صنایع دستی عبارتند از: فرش بافی، منجوق دوزی، منبّت کاری، خاتم کاری، فلزکاری، سوزن دوزی، شماره دوزی، گلدوزی، لحاف دوزی، چهل تکه دوزی، قلّاب بافی، حاشیه دوزی، سرامیک و سفال سازی، خیاطی، ریسندگی، عروسک سازی، شیشه کاری رنگی، نجاری، کوزه گری، گلیم بافی و جاجیم بافی.

صنایع دستی در آینه زمان

گزافه نیست اگر گفته شود صنایع دستی، عمری به قدمت عمر بشر دارد. سابقه صنایع دستی، به عصر حجر باز می گردد. در این دوره، ساخت ظروف و همچنین بعضی ابزار مصرفی در زندگی روزمره مانند نیزه و خنجر از سنگ برای صید و شکار حیوانات معمول شد. رفته رفته به علت پیشرفت فکری، دیگر مواد موجود در طبیعت مانند خاک رس، چوب، سنگ آهن، مس و سرانجام پشم و کرک حیوانات و الیاف گیاهی نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ به طوری که پیشینه ساخت اشیای سفالی و مسی، به بیش از چهار هزار سال پیش می رسد. دوره رنسانس در اروپا، در تکامل هنری صنایع دستی تأثیر انکارناپذیری به جا گذاشت و در نتیجه، افزون بر حفظ جنبه های مصرفی بسیاری از تولیدات دستی، موجب افزایش ارزش هنری و تزئینی آنها شد. ایران زمین نیز از هفت هزار سال پیش، بیرق هنر نیاکان خویش را به عنوان سند هویت ملی به رخ جهانیان کشیده است.

صنایع دستی و اشتغال

سفره رنگین صنایع دستی ایران، هم اکنون دو میلیون و ششصد هزار نفر را به طور مستقیم، و حدود دوازده میلیون نفر دیگر را غیرمستقیم گرد خود آورده است. جالب اینکه بیش از هفتاد درصد از فعّالان صنایع دستی ایران را زنان تشکیل می دهند. از این رو، می توان گفت زنان هنرمند ایرانی، بالاترین سهم را در تولید آثار صنایع دستی کشور بر عهده دارند.

جایگاه صنایع دستی در جامعه

صنایع دستی، از دیرباز عامل ایجاد اشتغال جنبی و درآمد بیشتر در مناطق روستایی و عشایری، و همچنین برای بعضی شهرنشینان بوده است. امروزه نیز به رغم گسترش محصولات صنعتی در همه کشورها، صنایع دستی نه تنها ارزش خود را از دست نداده است، بلکه هر روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در کشور ما نیز صنایع دستی با اتکا به پشتوانه غنی فرهنگ ایران اسلامی، در سه دهه اخیر، به نحو چشم گیری گسترش یافته است؛ به گونه ای که در زمینه سیاست گذاری و هدایت صنایع دستی، از ایران به عنوان یکی از کشورهای بسیار موفق در مجامع بین المللی یاد می شود.

صنایع دستی و اشتغال

بدون تردید یکی از دلایل مهم در توجیه جنبه های مثبت صنایع دستی، به اثرات آن در مبارزه با انواع بیکاری مربوط می شود. بیکاری، یکی از مسائل پیچیده کشورهای رو به رشد است که از افزایش سریع جمعیت سرچشمه می گیرد. در بین انواع بیکاری، شایع ترین آن در کشورهای در حال توسعه، بیکاری پنهان است. به ویژه در آن دسته از کشورها که هنوز ساختار جامعه کشاورزی و روستایی به صورت سنتی و کهن باقی مانده است، بیکاری پنهان بیشتر به چشم می خورد. صنایع دستی با قابلیت ها و خصوصیات ویژه خود، می تواند نقش مهمی در حل معضل بیکاری و ایجاد اشتغال برای بیکاران ایفا کند.

نقش صنایع دستی در بهداشت روان

اشتغال به هنرهای دستی، در بسیاری از بیماران روحی، سبب شده که آنان از یکنواختی، روزمرگی و فکر و خیال های پوچی که بیشتر به بیماری شان دامن می زند، دست بکشند و با سرگرم شدن، روحیه ای شاداب و سرزنده به دست آورند. در واقع لطافت بخشیِ این هنرها، موجب این کار می شود. لطافت، از معقولات درک کردنی است، نه وصف کردنی، و هیچ هنری همچون هنر صنایع دستی، نمی تواند عشق به خدا، وطن دوستی، حفظ ارزش های اخلاقی، شور و شوق زندگی، و وارستگی و کمال انسان را انتقال دهد و تداوم بخشد. در حقیقت صنایع دستی، دمیدن روح زیبایی و طراوت به زندگی انسان هاست.

صنایع دستی ایران از نگاه آبرام پوپ

آبراهام پوپ، تاریخ نگار آمریکایی بر این باور است که: «صنایع دستی ایران، هنرمندانه خلق شده است و هر یک، پیام آور عقیده ها، سلیقه ها، روش های زندگی و شخصیت نیاکان مردم این کشور است. صنایع دستی، زبان گویا و روشن تاریخ، تمدن، هویت و هنر ایرانیان است».

صنایع دستی در آینه شعر

این رنج و هنر، دو عنصر خاموشند
    

با صبر و صفا، کنار هم می جوشند

در کوره روزگار، چون پخت شدند
    

آن گاه لباس عافیت می پوشند


چون نمد، در زندگی، پا خورده ام
    

با تحمل، زخم دنیا خورده ام

گبّه ام، بی رنگ، تا رنگم کنند
    

ماهرانه رنگ زیبا خورده ام

خرسکم، فرش درشتی، زیرپا
    

وعده امورز و فردا خورده ام

چرخه ریسندگی را، سر بزن
    

من از این نقش عجب جا خورده ام

دست و ارزش در هنر زاینده شد
    

لقمه نان، از خط خوانا خورده ام

بیستم خرداد و شعر مصطفی
    

روی دست از پیر و برنا خورده ام

سید مصطفی کشفی

ای هنری مرد هنر آفرین

سایه خیر هنرت بر زمین

در مثل هستی که به حسن نظر

ریزد از انگشت تو چندین هنر

چوب به دست تو زبان باز کرد

رویش زیباتری آغاز کرد

اره مویی گرت افتد به دست

کار تو بر تخته، منبّت شده است

مرد قلمزن که هنر کار او

شهر پر از گرمی بازار او

هوش ربا، پر ثمره و دل پذیر

کاشی و انگشتری و بادگیر

در هنر و صنعت، هم داستان

شهر تو و مشهد و یزد، اصفهان

خاک هنرپرور ایران زمین

بر تو و بر صنعت تو آفرین

محمدجواد محبت
 

قلمکارسازی استان اصفهان

قلمکارسازی یکی از صنایع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ایران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانین مغول ایرانیان نیز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه یا پارچه های قلمکار بود، سپس این صنعت در زمان صفویه گسترش بیشتری پیدا کرد.
به هر صورت عمر پرشکوه این صنعت در زمان صفویه بود و در اواسط عصر قاجاریه بتدریج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبیر این صنعت رونق بسزایی یافت و بیشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه های قلمکار تهیه می شد و این پارچه ها در این زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباریان بود و از اینرو بیشتر لباس آنان از " قلمکارزر" یا " اکلیلی" تهیه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهیه لباس درباریان در بازار قیصریه اصفهان وجود داشت وپارچه های قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" نامیده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند.
در زمان سلطنت رضا شاه با امتیازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ویژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار دیگر این صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قدیمی مثل شیخ حریری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چیت ساز، برادران بیرجندی و شیخ بهایی و چند تن دیگر شرکت تولید قلمکار را تشکیل دادند.

اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران این فن نبود، اکنون اثری از این صنعت ظریف باقی نمی ماند ولی تلاش پیگیر صنعتگران این رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار دیگر حجم تقاضا برای اینگونه پارچه های نقش دار افزایش یابد و چون مقدار تولید و عرضه این محصول محدود بود صنعتگران را به چاره اندیشی و پیدا کردن راه حل جهت عرضه بیشتر باهمان کیفیت هنری واداشت. در این مورد تنها راه چاره را ایجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.
معروفترین استاد قالب تراش در این رشته مرحوم استاد رحیم بیدادی بود که سالها پیش در گذشت. از استادان دیگر قالب تراش می توان از استاد اسماعیل قالب تراش و استاد مهدی اولیایی نام برد.


خاتم سازی اصفهان


خاتم هنر آراستن سطح اشیاء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. این شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهایی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکیل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 میلی متر در سطح خارجی یا سطح داخلی و خارجی اشیاء چوبی چسبانده می شود.
آثاری که از قدیم مانده نظیر درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که این هنر در زمان قدیم و به ویژه عهد صفویه رواج کامل داشته یکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همین معلوم می کند تا چند سالی این هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شیراز مرکز این صنعت شده است.
در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسیار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهیه می شد ولی به تدریج با پیشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ریزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پیدایش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهیه خاتم از مواد اولیه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی دیگری این چنین تنوعی به چشم می آید. این مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لایه برنجی، سریشم گرم، سریشم سرد، فرمالین، فیبر و روغن جلا و تخته سه لایی. غیر از آن برای تکمیل ساخت از چفت و لولا و غیره نیز استفاده می کنند. از خاتم در تهیه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سیگار، عصا، پیپ، جعبه لوازم آرایش، جا کلیدی، جاقلمی و جلد آلبوم.
در اصفهان علاوه بر اشیاء خاتم که به شیوه شیرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مینا سازی توأم کرده اند که در شیراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رویه آن را نقاشی مینیاتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند.



منبت کاری


واژه منبت به معنای کنده کاری خاص و همراه با خلل و فرج روی چوب است که سابقه ای دیرینه دارد، شاید بتوان آغاز تاریخ منبت کاری را از زمانی دانست که انسان نخستین بار، با ابزاری برنده چوبی را تراشیده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ایران هنرمندان بسیاری بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصیل که شامل طرحهای اسلیمی و ختایی یا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرحهای خارجی جای آنها را می گیرد. در نوعی از این هنر بجای آنکه زمینه چوب را کنده کاری کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهای مختلف را با رنگهای گوناگون طبیعی آن بریده پهلوی هم قرارمی دهند. این کار شباهت زیادی به هنر موزائیک دارد. در این گونه جدید از چوبهای شمشاد برای رنگ زرد و عناب برای رنگ قرمز استفاده می کنند. زمینه کار بیشتر از چوب گردو و یا ریشه درختان جنگلی است که خود دارای نقوش زیبایی هستند. مهمترین ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. این چوب باید محکم و بدون گره باشد. برای این منظور از چوبهای آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده می کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بیشتری دارند اما در ایران بخاطر فراوانی چوب گردو اکثراً از این چوب استفاده می شود.
منبت کاری چوب در شهرهای گلپایگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شایان توجه ای دارد.


نمد مالی


نمد مالی در استان اصفهان رونق فراوان دارد و یکی از مراکز مهم تولید انواع نمد شهر«شهرضا» است.


گیوه بافی و گیوه دوزی


متأسفانه گیوه دوزی در شهرهای مختلف استان اصفهان در حال از بین رفتن است. گیوه دوزان این شهر علاوه بر تولید گیوه به تعمیر کفش نیز می پردازند. نحوه تولید گیوه که شامل تهیه رویه، تهیه تخت گیوه و نهایتاً دوخت رویه و تخت است، همانند سایر مناطق کشور است.


عبا بافی در نایین


نایین در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستی آن عبا بافی که در ناحیه ای نزدیک شهرنایین به نام محمدیه وجود دارد.
حدود 25 درصد عباهای تولید شده در محل به فروش می رسد و بقیه به شهر های مشهد و قم و گاهی کشورهای عربی ارسال می شود.


سفال و سرامیک سازی در شهرضا


در شهر اصفهان و نیز در شهرهای نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سرامیک سازی رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازی ایران است و محصولات آن دارای خریداران بسیار است.
نقشهایی که در سرامیک شهرضا به چشم می خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهی است و برای رنگ کردن لعاب نیز از اکسیدهای فلزات آهن ، مس و منگنز و کبالت استفاده می شود. درشهر نطنز نیز یک کارگاه سرامیک سازی با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبی را تولید می کند. در شهر اصفهان هم کارگاههای متعدد سفال و سرامیک سازی وجود دارد.


پوست و پوستین دوزی


صنعت پوست دوزی در اصفهان از صنایع دستی پررونق این شهر در گذشته بوده است ولی اکنون آن رونق دیرین را ندارد. فرآورده های پوستی اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الیاف و رنگ سفید یکدست آن خواستاران زیادی دارد. بررسی ها نشان می دهد که تعداد خریداران فرآورده های پوستی روز به روز در حال کاهش است، از طرفی کاهش تعداد کارگاههای پوست دوزی نیز حاکی از نقصان تقاضا برای محصولات مذکور است.


ملیله سازی در اصفهان


یکی از رشته های صنایع دستی اصفهان که از ارزش هنری زیادی برخوردار است و تولید محصولات آن نیاز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد ملیله سازی است و فرآورده های تولیدی صنعتگران این رشته نمایانگر ذوق سرشار آنان است.
باید به این نکته توجه کرد که در تولید برخی از فرآورده ها چون گل سینه و گوشواره تنها ملیله سازان دخالت ندارند بلکه از مینا سازان و زرگران هم استفاده می کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد می دهند.

سکمه دوزی و قلاب دوزی

یکی دیگر از رشته های صنایع دستی موجود در شهر اصفهان سکمه دوزی و قلابدوزی است.
مواد اولیه مورد استفاده سکمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از:
کتان ایرانی و خارجی و نخ پنبه ای (که از تهران تهیه می شود و به صورت کلاف یا عمامه ای است)، کتان خارجی را که بیشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتیمتر است. رومیزی گرد، زیربشقابی و دستمالهای مخصوص از انواع محصولات سکمه دوزان یا قلابدوزان است.

نگارگری در اصفهان

نگارگری در ایران از سابقه ای طولانی برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم که اصفهان پایتخت و مرکز هنر ایران شد، نگارگری هم در این شهر تکامل یافت.
معمولاً برای نگارگری از چوب، عاج، فیبر و استخوان استفاده می شود و هر کارگاه رأساً اقدام به تولید می کند و معمولاً برای دور قاب عکس و جعبه از خاتم و مینا استفاده می شود. ضمن آن که باید گفت عده ای از هنرمندان اصفهانی نیز در زمینه طراحی فرش، تذهیب و تشعیر هم فعالیت دارند.



مینا کاری اصفهان


مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر مینا کاری در ایران رواج گرفته است. زیرا از روزگاران پیش از عهد صفویه نمونه هایی از میناکاری در دست نیست وحتی از دوران صفوی هم نمونه های قابل ملاحظه ای برجای نمانده است. لکن در دوران قاجاریه مینا کاری به مقدار کم وجود داشته است و اشیایی مانند سرقلیان وکوزه قلیان وکوزه و بادگیر قلیان را میناکاری می کرده اند.
رواج صنعت مینا کاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً این که این هنر- صنعت به وسیله یکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان یعنی استاد شکرا... صنیع زاده بسط و توسعه یافت و شاگردانی در این مکتب تربیت شدند که هر یک کانون دیگری در هنر مینا بوجود آوردند.
بیشتر اشیایی که مینا سازان فعلی به بازار عرضه می کنند عبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ و کوچک آرایش زنانه، قوطی سیگار، جعبه های خاتم کاری و مینا کاری، بشقاب مینا، گلدان مینابه اندازه های مختلف، تابلوهای بزرگ و کوچک میناکاری که با هنرهای دیگر مانند طلا کاری و خاتم کاری و مینیاتور ترکیب می شود. روی اشیاء طلایی و نقره ای هم می توان مینا کاری کرد ولی اساساً مینا کاری روی مس انجام می شود.


کاشی سازی


کاشی سازی یکی از اصلی ترین صنایع دستی اصفهان است. در این فرآورده ها ویژگی طرحها و نقشهای قدیمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسیاری دارد. از دیگر هنر هایی که با استفاده از کاشی در این استان انجام می گیرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بریدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهایی که روی کاشی ها پیاده می شود تا حدی پیچیده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسیم کنند، از این رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اینکه طرح مورد نظر تهیه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پیاده می کنند. برای این منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به این ترتیب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باریختن گرد زغال روی منفذهای ایجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سلیقه رنگ آمیزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از این به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.



لاکی روغنی


محصولات لاکی روغنی مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازی است. قلمدان و قلمدان سازی با هنر و فرهنگ ایران رابطه و پیوند دیرینه دارد. چرا که گرانمایه ترین میراث های نقاشی و نگارگری تذهیب و منبت کاری هنرمندان قدیمی ما بر جعبه های قلمدان نقش بسته است. از طرفی قلمدان در گذشته ای نه چندان دور مهمترین وسیله کتابت و بهترین عامل برانگیختن و ترغیب مردم طبقات گوناگون به فراگیری آموزش و خطاطی و خوشنویسی بود. قلمدان سازی از عهد صفویه رونق و اعتبار افزونی گرفت. قلمدانهای این دوره از جمله اصیل ترین آثار هنری باستان به شمار می رود.
قلمدان ها به طور عمده از سه دسته تشکیل یافته اند (از نظر جنس)

1- قلمدانهای چوبی
2- قلمدانهای فلزی
3- قلمدانهای مقوایی

به طور کلی از لحاظ اندازه قلمدانها بر چهار گونه اند:

الف) کوچک که به آن نیم بهره نیز می گویند و ابعاد آن 2*13 سانتیمتر است.
ب) قلمدان متوسط یا یک بهره که ابعاد آن7/3*21 سانتیمتر است.
ج) قلمدان عادی که دو بهره نیز نامیده می شود و ابعادش 4/4*5/23 سانتیمتر است.
د) قلمدان بزرگ که تقریباً به اندازه جعبه قلمدان است به ابعاد 5/5*28 و سه بهره نام دارد.
از قلمدان سازان معروف که قلمدان مقوایی می ساختند. که در دوره قاجار شهرت داشتند می توان به میرزا ابوالقاسم طباطبائی، مشهدی حسن تهرانی، عبدالحسین مقوا ساز اصفهانی و کریم مقوا ساز اشاره کرد.
از محصولات دیگر لاکی روغنی می توان به جلد سازی و قاب آئینه اشاره کرد.
به لاکی روغنی هایی که از جنس کاغذ تهیه می شود پاپیه ماشه هم می گویند، پاپیه ماشه که اساساً واژه ای فرانسوی است و در فرهنگهای لغت به معنی کاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشیایی مقوایی که سطح آنها به وسیله نگارگری تزیین و با لاک مخصوص پوشش یافته است اطلاق می شود. سابقه این نوع هنر که در گذشته «نقاشی روغن» یا «لاکی» نامیده می شد، چندان روشن نیست، لیکن از آثار موجود در موزه ها چنین استنباط می شود که تا بعد از دوره سلجوقیان کلیه کتابهای خطی دارای جلد چرمی ساده یا ضربی و فاقد هر نوع تزئینات اسلیمی بوده است.
در دوره ایلخانی نیز که شهر هرات مرکز عده تحقیقات و تألیفات بوده و جلد کتاب بسیار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی سادهیا ضربی و فاقد هر نوع تزئینات اسلیمی بوده است.
در دوره ایلخانی که شهر هرات مرکز عمده تحقیقات و تألیفات بوده و جلد کتاب بسیار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی ساده یا ضرب بوده وبرای تزئین کتب علاوه برنقوش اسلیمی ازخطوط ختایی استفاده می شده و ظاهراً تا آن زمان پاپیه ماشه در ایران رواجی نداشته ولی اسناد معتبری در دست است که نشان می دهد این هنر از دوره صفویه به ایران راه یافته و به موازات سایر انواع صنایع دستی شکل گرفته و متکامل شده است.


سوزندوزی اصفهان


این «هنر- صنعت» تولیدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است.
در حال حاضر از این هنر علاوه بر کلاه برای تهیه زیر لیوانی، کمربند، کفش، جلیقه استفاده به عمل می آید. طرحهای سوزندوزان عموماً ذهنی و ملهم از برداشتها و بینشهای مشخص هنرمندان از محیط طبیعت است و بیشتر شامل گل بوته های تمثیلی می شود.


صحافی


عبارتست است از عمل اتصال همه برگهای کتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد که می تواند با دست یا با ماشین باشد. البته این کار در قدیم بیشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام می گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاری هنری خلق می کرد که نمونه های آنها هم اکنون در موزه ها موجود است.
قدیمیترین نسخه های جلد شده، از روایتهای انجیل بود که مربوط به شش قرن بعد از میلاد است که در مصر نوشته و کاغذ آن از جنس پاپیروس است. که روی آن را از چرم می پوشاندند و برای بستن آن از چرم استفاده می کردند.
جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف میتوان تقسیم کرد که هر کدام از روشها به مرور زمان در اثر پیشرفت هنر جلد سازی بوجود آمده است.

1-جلدهای سوخت
2-جلدهای ضربی
3-جلدهای لاکی


ضریح سازی


در اصطلاح فارسی ضریح را صندوقی بر قبر و حفاظی گرداگرد قبر معنا کرده اند. که بعضاً با عناوینی چون صندوق حایل حفاظ محجر نیز همراه است. در فرهنگ فارسی امروز چنین آمده است: ضریح صندوقی مشبکی است که برروی مزار اولیا و قدسیان نصب می کنند.
نکاتی که در ساخت ضریح باید رعایت شود: عامل تقدس، عدم کاربرد صورت در نقوش، کتیبه های قرآنی و طلا ، آوردن سوره های یاسین، الرحمن «آیه تطهیر ، آیه نور، عددهای بکاررفته و سمبل آنها، ذکر نام بانی و تاریخ ساخت آن، علامتی به عنوان شاخص ضریح و صاحب آن، دیگر مدفونین در ضریح)
ضریح از نظر فرم، محفظه ای است مکعب مستطیل با عرض و طول و ارتفاع متغیر که اغلب پلان آن مستطیل است و در نگاه اول چون اتاقکی فضای داخل مقبره را از اطراف جدا نموده است.
اجزاء متشکله ضریح به ترتیب: بدنه و اسکلت، پیکره های سنگی، ستونها، پایه ستون، گوی ماسوره ها، لچکی ها، ترنجها، کتیبه های نقره، حواشی برجسته کاری، کتیبه های طلامشبکهای طلایی، زهوارها، میخهای تزیینی، گلدانها، نقاشی های داخل ضریح، پارچه روی سقف مزار،


هنرهای تشکیل دهنده مجموعه هنری ضریح


طراحی و نقاشی سنتی، درودگری، مرصعکاری و ترصیع، زرگری، سازندگی، بافت، ترمه بافی و رودوزی، قلمزنی و سبکهای مختلف آن، مینا سازی، حجاری، خطاطی.
استادان ضریح ساز شهر اصفهان عبارتند از: استاد حسین پرورش، استاد اصغر مباشرپور، استاد مهدی ذوفن، استاد حاج محمد تقی ذوفن و استاد کمیلیان، استاد محمد علی فرشید، استاد علی والیان، استاد سطوت، استاد علی حاج زرگر باشی، استاد دیناری.


فیروزه کوبی


فیروز کوبی یکی از معدود رشته های صنایع دستی است که سابقه تاریخی چندانی نداشته و در حال حاضر هم تولید محدودی دارد و همین امر باعث آن گردیده تا فیروزه کوبی آنگونه که باید شناخته نشده باشد هر چند که زیبایی و گیرایی یک محصول خوب صنایع دستی را با خود دارد.
قدمت فیروزه کوبی به حدود 70سال قبل می رسد و در آن زمان صنعتگری بنام«یوسف حکیمان» معروف به محمد رضا در مشهد کار فیروزه کوبی بر روی زینت آلاتی نظیر دستبند، گل سینه، گوشواره... را شروع کرد. و حدود 20 سال بعد این صنعت توسط صنعتگر دیگری بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستی فیروزه کوبی فقط در اصفهان رایج و صنعتگران شاغل در این رشته نیز همچون تولید آن محدود است