جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

مصاحبه گری - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

مصاحبه گری

Loading the player...

مصاحبه‌گري از نظر
: فريدون صديقي

اين روزها دنياي ارتباطات و رسانه به سمت و سويي مي رود که نمي‌توان تنها با اتکا به کتاب و کلاس به جايي رسيد. يک خبرنگار خوب بايد آموخته هايش را در کنار تجربه هايش قرار دهد تا بتواند در کارش به موفقيت برسد. از اين رو و براي کسب تجربه بيشتر به سراغ استاد  "فريدون صديقي" از پيش کسوتان روزنامه‌نگاري که عمري را در اين حرفه سپري کرده رفته‌ايم و با اوهمراه شده‌ايم تا با برخي از ويژگي‌هايي که يک مصاحبه کننده موفق بايد داشته باشد، بيشتر آشنا شويم و از فوت وفن مصاحبه‌گري بيشتر بدانيم.




اولين مطلبي که درباره يک مصاحبه مي توان گفت اين است که مصاحبه مانند يک صحنه نمايش است. صحنه‌اي که در آن مصاحبه کننده نقش کارگردان - بازيگر و مصاحبه شونده نقش بازيگر مقابل را ايفا مي کند. همان طور که گفتيم مصاحبه کننده در وهله اول يک کارگردان است پس بايد آنقدر به اين صحنه و عناصر آن مسلط باشد که از ابتداي کار تا انتهاي کار، خودش به تنهايي مصاحبه را کنترل و هدايت کند. وقتي مصاحبه کننده از عهده کارگرداني اش در صحنه به خوبي بر نيايد نتيجه اين مي شود که مصاحبه شونده گفت‌وگو را به نفع خودش به پايان مي رساند و اين براي يک مصاحبه کننده پايان تلخي است. پس يک مصاحبه‌ کننده بايد با آمادگي کامل يک مصاحبه را انجام بدهد تا به نتيجه‌اي که مي‌خواهد برسد. اين نتيجه هم چيزي نيست جز رسيدن به اهداف رسانه مورد نظر.

مصاحبه‌ کننده بايد هزار و يک ويژگي داشته باشد تا بتواند يک مصاحبه خوب و بي‌نقص را تهيه و توليد کند. اولين ويژگي که يک مصاحبه‌کننده بايد داشته باشد اين است که فردي رسانه‌اي باشد، به عبارت روشن تر اين که مدتي کار خبرنگاري انجام داده باشد . خبر را به خوبي بشناسد و بداند که براي کدام رسانه و مخاطب و با چه هدفي مي‌نويسد. مصاحبه‌کننده بايد تمام هم و غمش را بر روي اين بگذارد که سئوالات ومحتواي مصاحبه‌اش متناسب با رسانه باشد. وقتي مصاحبه‌کننده فردي رسانه‌اي نيست نتيجه فاجعه بار مي‌شود ،اين فرد به دليل عدم آشنايي با رسانه مي‌خواهد از دل مصاحبه به سئوالاتي که در ذهنش وجود دارد پاسخ بدهد. مصاحبه‌کننده‌اي که رسانه را نمي‌شناسد چندين و چند صفحه نوشته از مصاحبه به دست مي‌آورد که برايش چندان کاربردي نخواهد داشت.

شناخت موضوع:

مصاحبه کننده پيش از اين که به صحنه نمايش برود و کار کارگرداني و بازيگري اش را آغاز کند بايد بر روي موضوع شناخت و تسلط داشته باشد. زماني که موضوع را نشناسد نمي تواند صحنه را کارگرداني کند و اينجاست که مصاحبه شونده او را به مانند موج به هر سمت و سويي مي‌برد. البته اين بدان معنا نيست که شناخت موضوع مصاحبه کننده را از خوردن به بن بست مصون نگه مي‌دارد و در کنار شناخت از موضوع عوامل ديگري هم هست.

بعد از شناخت موضوع به شناخت مصاحبه شونده مي‌رسيم. مصاحبه کننده قبل از اين که نمايش به اجرا در آيد بايد بازيگر نقش روبرو که همان مصاحبه شونده است را به خوبي بشناسد. يعني جايگاه حقيقي و حقوقي، ويژگي هاي اخلاقي و... فرد مقابل را بداند. پس مصاحبه کننده علاوه بر اينکه کارگردان- بازيگر است نقش يک روانشناس را هم دارد. روانشناس به اين معنا که با شناخت اوليه نسبت به فرد مورد نظر مي‌داند که چه سئوالي را بايد چه موقع مطرح کند و از حالت هاي صورت مصاحبه شونده در مي‌يابد که سئوالش چه تاثيري بر روي طرف مقابل داشته است. بگذاريد يک مثال ساده بزنم. فرض کنيد که با يک محتکر پياز مي‌خواهيد مصاحبه کنيد و به هر طريقي که هست او را مجاب به مصاحبه کرده ايد.اگر روي موضوع و مصاحبه شونده شناخت نداشته باشيد با طرح سوال اول مصاحبه را به بن بست مي‌کشانيد. مثلا يک مصاحبه کننده حرفه‌اي به عنوان سوال اول نمي پرسد "نظرتان درباره احتکار پياز چيست؟" و خودش را در جايگاه روانشناس مي‌گذارد و مي‌داند که با طرح چنين سئوالي محتکر نسبت به او موضع مي‌گيرد.


حتما در ذهنتان اين سئوال به وجود آمده است که چه طور به اين شناخت برسيم يا اين که در برخي مواقع فرصت شناخت مصاحبه شونده را نداريم، براي اين پرسش ها جواب و راه‌حل‌هايي وجود دارد.

مصاحبه کننده نبايد نسبت به موضوع و مصاحبه شونده خالي از ذهن باشد ولي مواردي وجود دارد که کار را کمي سخت مي‌کند. اول به اين مي‌پردازيم که چه طور به شناخت از مصاحبه شونده برسيد، مصاحبه کننده مي‌تواند با جست‌وجو در سايت ها، خواندن روزنامه و يا پرسيدن از سر دبير درباره مصاحبه شونده به شناخت اوليه برسد. چنانچه مصاحبه شونده يک فرد عادي است بايد پيش از مصاحبه به صورت غير مستقيم از اطرافيان آن فرد به اين شناخت برسيدمثلا اگرمصاحبه شونده در بازار کار مي‌کند درباره او از همکارانش پرس و جو کنيد. اما زماني که وقت آنقدر محدود است که نمي توان به شناخت مورد نظر رسيد بايد هنگام مصاحبه از رفتار، گفتار و ... مصاحبه شونده به اين شناخت رسيد.درباره شناخت موضوع هم مي‌توانيد به همين شکل عمل کنيد، براي مثال موضوع مصاحبه "انرژي هسته‌اي " است و فرصتي براي شناخت موضوع وجود ندارد، مصاحبه کننده در چنين مواردي مي‌تواند اولين سئوالش را اينگونه آغاز کند:"من درباره انرژي اتمي تعريف هايي شنيده‌ام و خوانده‌ام ولي مي‌خواهم بدانم شما چه تعريفي از آن داريد؟" با طرح سئوالات اين چنيني مي‌توان به يک شناخت کلي رسيد.

در انتها به چند ويژگي ديگري که مصاحبه کننده بايد داشته باشد اشاره مي‌کنم .مصاحبه کننده علاوه بر اين که کارگردان -بازيگر،روانشناس است بايد يک نويسنده خوب هم باشد.زماني که سناريو را مي‌نويسد ،آن را به صحنه مي‌برد و به نمايش در مي‌آورد بايد در انتها آن را تبديل به يک متن قابل چاپ کند.مصاحبه کننده بايد به گونه‌اي مصاحبه را اجرا کند و در نهايت بنويسد که مخاطب احساس کند مصاحبه کننده در کارش موفق بوده است.اثبات موفق بودن مصاحبه کننده، در گرو اين مسئله خواهد بود که طرح سئوال و پاسخ به آن به گونه‌اي باشد که مصاحبه کننده را در موقعيت برترنسبت به مصاحبه شونده قرار دهد. براي يک مصاحبه کننده ويژگي هاي زيادي وجود دارد که به  برخي از آن ها اشاره شد و داشتن اين ويژگي ها تا حدود زيادي مي‌تواند به مصاحبه کننده کمک کند هر چند که داشتن اين ويژگي ها براي انجام يک مصاحبه خوب کافي نيست ولي تا حدود زيادي مي‌تواند گره گشا باشد.