جهش تولید | چهارشنبه، ۷ آبان ۱۳۹۹

مسجد جامع چادگان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

مسجد جامع چادگان

آنچه سینه به سینه نقل شده است حکایت از آن دارد که در سال 1290 ق یک روحانی به نام سید اسد الله و فردی دیگر به نام سید جعفر (که ظاهراً معماربوده) از اصفهان به چادگان و به منزل امام جمعه ی وقت آیت الله سید محمد مهدی ‌می‌روند. درآن زمان معمول بوده که اگر فرد یا افرادی غیر از وابستگان اهالی به آبادی وارد می‌شدند، یا به منزل خان آبادی می‌رفتند و یا افراد ورود ایشان را به اطلاع خان می‌رساندند. هنگامی که سید اسدالله روحانی اصفهانی وارد چادگان شد، به منزل سید محمد مهدی امام جمعه وارد می‌شوند. چون امام جمعه ازنظر مالی وضعیت مناسبی نداشت، حاج مصطفی‌قلی‌خان، خان بزرگ قریه ی چادگان فردی را به منزل امام جمعه می‌فرستد که از آنان بخواهد برای پذیرایی بهتر به منزل خان بروند. امام جمعه ی چادگان از رفتن به منزل خان خودداری می‌کند؛ بنابراین سید اسدالله و سید جعفر نیز به منزل مصطفی قلی‌خان نمی‌روند و همگی به منزل روحانی دیگر چادگان، یعنی ملا ابراهیم چادگانی که از نظر اقتصادی وضعیتی مناسب‌تر داشت می‌روند. فردای آن روز همگی به منزل مصطفی‌قلی‌خان رفته، و از وی می‌خواهند بخشی از ثروتش را به ساختن مسجد، حمام و غسالخانه اختصاص دهد تا هم با دادن خمس مالش، اموال خود را پاک کند و هم در آبادانی چادگان گامی بردارد. مصطفی قلی‌خان می‌پذیرد و مبلغ سیصد تومان برای ساختن مسجد، حمام و غسالخانه و مبلغی را نیز جهت کمک به فقرا اختصاص می‌دهد .
سید محمد مهدی امام جمعه مکان بنای مسجد جامع چادگان را مجاور حمام قدیمی و روبروی مسجد موسوم به علی‌نقی‌بیک که مسجدی کوچک بوده و تاریخ انشا وقف‌نامه ی آن سال 1183 ق است، قرار می‌دهد؛ سپس با هم فکری سید جعفر معمار اصفهانی ساختمان آن را طراحی می‌کند.
تکمیل مسجد جامع به علت سرما و یخبندان طولانی در منطقه، 13 سال به طول می‌انجامد و نهایتاً در سال 1305ق به پایان می‌رسد.
مصطفی‌قلی‌خان بخشی قابل توجه از آب و املاک خود را در سال 1305 هـ.ق بر مسجد فوق وقف می‌کند.
ساختمان فعلی مسجد
مسجد جامع درسال 1354 شمسی نوسازی شده است. در این نوسازی بخش ورودی مسجد و هشتی قدیمی آن به علت اصالت معماری و سالم بودن آن حفظ گشته و نوسازی نشده است. ساختمان جدید مسجد توسط مرحوم سید حسن فصیحی امام جمعه ی وقت  وحاج نعمت‌الهه رحیمی ـ معمار چادگانی ـ صورت می‌گیرد. در نوسازی مسجد علاوه بر افزایش مساحت، بخشی نیز تحت عنوان حسینیه به ساختمان مسجد الحاق می‌گردد.
در داخل ساختمان وضوخانه ی مسجد که در سمت چپ ورودی مسجد قرار دارد، دوسنگ قبر نصب گردیده است یکی مربوط به عباس‌قلی‌خان اینالو میرپنج چادگانی، فرزند مرحوم حاج مصطفی‌قلی‌خان میرپنج (بنیان گذارمسجد) متوفای 1335 ق، و دیگری مربوط به رضاقلی‌خان فرزند عباسقلی‌خان است که در سال 1339 فوت کرده است.
شایان ذکر آنکه مرحوم مصطفی‌قلی‌خان میرپنجبنیانگذار مسجد و واقف موقوفات آن در قبرستان وادی السلام نجف اشرف دفن است.
موقوفات مسجد
مسجد جامع دارای سه فقره موقوفه بوده است که بزرگ‌ترین موقوفه ی مسجد مربوط به آب و املاک مرحوم مصطفی‌قلی‌خان میرپنج بوده است که حدود دو دانگ و سه حبه است. این املاک تا سال 1345 جزو موقوفات مسجد بود و درآمد حاصل از آن به مصرف مسجد می‌رسید. در سال 1345 به علت تأسیس سد زاینده‌رود، اراضی موقوفه ی فوق به زیر آب دریاچه ی سد زاینده رود رفت. شرکت «سد و عمران زاینده رود» اراضی فوق را بدون توجه به وقفی بودن آن ها از زارعان املاک خریداری کرد و بهای آن را پرداخت که اسناد و مدارک آن به تفکیک موجود است.
متأسفانه زارعین املاک وقفی با فروش این املاک اقدام به جایگزینی آن نکردند؛ از این رو املاک فوق از بین رفته است و اکنون اثری از این رقبات وجود ندارد.
دو باب دکان وقفی واقع در مجاور درِ ورودی مسجد نیز در نوسازی مسجد در سال 1354 جزو ساختمان مسجد گردید.
سومین موقوفه ی مسجد دو باب دکان صبّاغی (رنگرزی) واقع در آبادی رُزوه از روستاهای فریدن بوده که متأسفانه این موقوفه نیز از بین رفته است.
لازم است ذکر شود که آبادی رُزوه اکنون از شهرهای شهرستان چادگان است و در فاصله ی نه کیلومتری چادگان و بیست کیلومتری شهر داران واقع است. امامزاده عبدالله بن زید(ع) پدر امامزاده ی جلیل القدر سید عبدالعظیم حسنی مدفون در شهر ری، در این شهر واقع است.
وقف‌نامه ی مسجد جامع چادگان
هو الواقف علی السّرائر و المُطّلع علی الضّمائر. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی جعل الحسناتِ مُذهِباً للسّیئات، و الخیراتِ و المبرّاتِ رافعاً للدّرجات، و بناءَ المساجد للعبادات ظِلّاً لِبانیها فی العرصات، و وقفَ المزارع فی حال الحیوة مُثمِراً فی الرضوان و الجنّات، و أعمال الخیر فی المَلَإ و الخَلَوات رفیقاً فی القبر و العقبات، و طریقةَ محمّد هو أشرف الموجودات وسیلةً للنَّجاة، و مَحبّةَ علیٍّ أمیرِ المؤمنین و أولاده الطاهرین ـ علیهم أکملُ التّحّیات ـ حافظاً للنّار و الخطیئات.
غرض از نگارش و ادای این دیباچه ی مبرّا از رشک و ریب، و مقصود از آغاز و بنای این صحیفه ی مبرّا از نقص و عیب، آن است که شکر و سپاس فزون از وهم و قیاس سزاوار حضرت واقف السّرائر قدیم الاحسان، و بانی بنای این سرای جهان و معمار معموره ی این بلند‌ایوان است که چرخ مقرنس را بی‌آلت خشت و گِلی برافراشته، و طاق رواق آن را زرین خورشید و صور سیمین کواکب نگاشته، و آیینه ‌خانه ی زُجاجی این نقوش به قبّه ی اختران آراسته، و بهارآرای قدرتش گل‌های چهار باغ عناصر را به صَبغ کامل رنگ‌آمیزی نموده، و صلوات زاکیات تحفه ی بارگاه عزّ و جاه حضرت رسالت‌پناه که پیوند طاعت قبول، بی‌وساطت شریعت مطهر او صورت نگیرد، و دعای بی‌محبّتِ وصیِّ بلافصل او امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین او ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ استجابت نپذیرد.
از آنجایی که اگر هر یک از بندگان گوی سعادت از میدان اخلاص رباید و زنگ کدورت عصیان از دل و جان زداید و راه بندگی را به قدوم ارادت پیماید، خداوندِ فعّالٌ لِما یرید «الذی خلق الموتَ والحیوة لِیَبلُوَکُم أیُّکم أحسَنُ عَملاً و هو العزیزُ الغفورُ»[1] ، الطاف قدیم و اَعطاف کریم خود را شامل حال او گرداند به عمل خیری، تا باعث رستگاری دنیا و آخرت او گردد و این اوقاف در این صفحات مصداق این مقال، شاهدِ احوال خیریت‌مآلِ سرکار عظمت‌مدار جلالت‌آثار شوکت‌اقتدار، مقّرب الخاقان، کهف الحاجّ والمعتمرین حاج مصطفی‌قلی‌خان سرتیپ از طایفه ی اینالو چادگانی ـ دام إقباله العالی ـ گشته که نیت ضمیر را به خوانه [خانه‌ی] اخلاص نوشته، و بنیاد عمارات وجودش به آب و گِل نیک‌اعتقادی سرشته، راست‌کاری و درست‌کرداری ایشان کالشمس فی وسط السّماء بر همه کس ظاهر و هویدا گردیده، دنیا وآخرت را به میزان عقل سنجیده، به مضمون آیه ی وافر‌هدایت «وما الحیوة الدنیا إلا متاعُ الغرور»، «وکلّ مَن علیها فانٍ»، و به مفاد «إنّما الدنیا فناء لیس للدنیا ثبوت، إنّما الدنیا کبیت نسجته العنکبوت»  دار دنیا را منزلی فانی و ویران دیده، و دل‌بستن به او از جاهلی و غافلی فهمیده، و سرای آخرت را به مضمون «و الآخرة خیرٌ و أبقی» کاشانه ی با فرّ وجاویدان دانسته، و رشته ی محبت دنیا را از عاقلی و کاملی گسسته، دامن همّـت بر کمر زده، جاهد و ساعی اعمال خیر گردیده، به کریمه ی «من جاء بالحسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أمثالها»، محضاً لله و قربةً الی الله مسجد و حمام و غسال‌خانه ـ که عمده ی اعمال حسنه و از لوازمات شریعت مطهره است، در دنیا و عقبی مایه ی نجات و رستگاری و سبب علوّ رتبت و بزرگواری است ـ جنب حمام قدیم در وسط آبادی قریه ی چادگان من قُرای فریدن از بلوکات اصفهان بنیاد نموده، در اول ماه رجب المرجب سنة پیچ ئیل ترکی مطابق هزار و سیصد و دو هجری. علی هاجِرِها آلافُ التّحیة و الثناء. بنا نهاده از نقد و جنس و مال مخارج و انفاق نموده تا در سال دویُم در ماه محرم الحرام از فخّاری  وبنّائی و حجّاری و نجّاری آنچه لازمه ی استحکام آن بوده به اتمام رسانیده، تا از این بنای خیر، «هل جزاءُ الإحسان إلا الإحسان»  در حق ایشان صادق آید؛ و دستگیر یوم میعاد
جزای حسن عمل بین که روزگار هنوز
خراب می‌نکند بارگاه کسری را
و محل عبادت کافّة انام، و رافع احتیاج خواص و عوام قرار داده، تا ان شاءالله از کرم عمیم و اعطاف خداوند رحیم، نام نامی و اسم گرامی ایشان را در طومار «و لایُنفِقونَ نَفَقةً صغیرَةً و لا کبیرَةً، و لایَقطعون وادیاً إلا کُتِب لَهمُ لِیَجزِیهُمُ اللهُ أحسنَ ما کانوا یعملون»  ثبت کند.
مسجد مشتمل است بر کُر و شبستان و صفه و صحن مسجد و دو اتاق تحتانی و دو ایوان فوقانی رو به فضای درب مسجد به سمت شارع عام.
کُر و غسال‌خانه و شبستان از سمت مشرق به شارع عام، و از سمت جنوب به گلخن حمام، و از سمت مغرب به صفه ی مسجد، و از سمت شمال به خانه‌های نصرالله ولد مرحوم محمد‌قاسم، و حدود هشت [هشتی] محدود می شود.
و اتاق‌های فوقانی و تحتانیِ جنبیِ هشت و صحن و صفه از این قرار است: از سمت جنوب و مغرب و شمال به شارع عام، و از سمت مشرق به شبستان و گلخن و حمام و بانی سابق الذکر وقف صحیح شرعی و حبس مخلّد ملّیِ مسجدیت نمودند فرش و زمین شبستان و صفه را بر قاطبه ی امّت خیر البشر و ائمّه ی اثنی عشر، که محل عبادتگاه ایشان بوده باشد، غیر از عبادت را در این دو محل شایسته ندانند و کار دنیا را بر آخرت اختیار ننمایند و وقف عام نمودند بر تمام خلق الله صحن و ایوانچه‌های صحن و هشت و اتاق‌های فوقانی و تحتانیِ جنبیِ هشت و پشت بام‌های آن ها و پشت بام صفه و شبستان مسجد را به جهت عبادت و آمد و شد و نشستن و برخاستن و گردش کردن و خوابیدن و بیع و شراء[14]  نمودن و منزل گرفتن اشخاصی که ظاهرالصلاح باشند در اتاق‌های تحتانی و فوقانی و ایوانچه‌های صحن از غریب و رهگذر، کاسب و پیله‌ور، و طبیب و جرّاح، دراویش و تجّار، صحّاف و مکتب‌دار، بزّاز و عطّار از هر صنفی که لایق به جای مسجد باشد و خلاف شرعی از آن ها ناشی نشود، تعدّی و خرابی هم بر مسجد وارد نیاید، و لیکن بر متولی لازم است انفع را بر غیر انفع اختیار سازد؛ یعنی منفعتی حاصل شود که صرف مسجد نماید. اهل علم و فضل را بردیگران مقدّم بدارد، اراذل و اوباش، عمله ی دیوان و فرّاش هرگاه بخواهند دراین اتاق‌ها منزل گرفته، مسئول عمل دیوانی باشند، راه ندهد؛ اما دو اتاق تحتانی رو به فضای درب مسجد از تفصیل فوق خارج هستند و در ذیل معلوم خواهد شد..
بعد ذلک، بر ضمیر مقرّب الخاقان سابق الذکر گذشته و به این خیال افتاده که جایی و مکانی، مزرعه و دکان‌ها به جهت مخارج مسجد و متعلّقات او قرار داده و معین نموده، تا باعث ثبات و دوام او گردد؛ چون دنیا مزرعه ی آخرت است نه جای اقامت، و محل تدارک عاقبت است نه منزل سلامت؛ پس هر کس باید در او تخمی فشاند که عاقبت به کار آید و نهالی نشاند تا آخرت به بار آید؛ بنابراین توفیق بر توفیقات ایشان افزود و بخت بلندِ اقبال و سعادت روی نموده، وقف صحیح شرعی وحبس مخلّد ملّیِ مسجد مشروح نمودند همگی و تمامی دو باب اتاق تحتانی که واقع اند سمت فضای درب مسجد و دکان، و قرار داده‌اند همگی و تمامی دو دانگ و سه حبّه  از جمله شش دانگ هفتاد و دو حبّات آب و املاک مزرعه ی لای‌دور سفلی من مزارعات قریه ی چادگان، که محدود می‌شود به املاک چادگان و به دماغه ی تپه ی ده کاه چادگان، که منتهی الیه املاک بابادگان است، و به نهر املاک جلبند و لای‌دور علیا با جمیع توابع و لواحق از ممرّ و مدخل و شرب و مشارب و کلّما یتعلّق بها. در هر زمان هر صنفی از اصناف دکان‌دار که مناسب و انفع به حساب باشد، در این دو باب دکان مسکن بدهند؛ و آنچه مال الاجاره ی آن ها می‌شود، با مداخل حاصله از مزرعه ی مرقومه بعد از وضع مخارج از بذر و حق زارع، صرف مخارج مسجد از تعمیر و خرابی و چراغ و روضه‌خوانی واجرت خادم و سایر مخارج متعلقها نمایند؛ و تولیه ی موقوفات مزبوره را از مسجد و حمام و غسال‌خانه و مزرعه و دکان مادام الحیوة در حق خودشان برقرار، و بعد الحیوة به ولد ذکور اکبر عاقل و ارشد امین کامل خود نسلاً بعد نسل واگذار. عِیاذاً بالله با انقراض اولاد ذکور به عاقله و رشیده و متدینة اولاد اِناث، طبقةً بعد طبقة سزاوارن بودند.
العظمة لله، با انقراض اولاد اِناث به اعدل و صاحب علم قریه ی مذکور. با نبودن صاحب علم در قریه ی مزبوره، به عدول مسلمین از اهل آبادیِ قریه ی مزبوره مفوّض فرمودند هر طبقه از طبقات به ترتیب مسطور.
خداوند تبارک و تعالی را حاضر و ناظر دانسته در مقام بیع و شراء درنیاورند. هبه و صلح را در اینها جایز ندانند تا از عصیان «فَمَن بَدَّلهُ بعد ما سمِعهُ فإنّما إثمُهُ علی الّذین یبدّلونه إنَّ الله سمیعٌ علیم» محفوظ و مصون باشند.