مسجد جامع قهی

مسجد جامع قهي: در ميان مساجد روستا مسجد جامع آن گوهري بس زيبا. درباره اين بنا  " ماکسيم سيرو " معتقد است که يک چهار طاقي اوليه ساساني دارد که احتمالاً معبد زرتشتي بوده؛ در
دوره هاي بعد اين چهار طاقي با الحاق محراب در ضلع جنوبي به يک مسجد ساده تبديل شده و در قرن دوم و سوم هجري به پيروي از مساجد عربي يک حياط به آن اضافه مي شود. در قرن 11 هجري کارهاي تزئيني، ايوان بزرگ بر روي حياط و دو شبستان از پوشاندن حياط- خلوت هاي جانبين مقصوره به اين مجموعه اضافه مي شود.اين مسجد داراي شبستان ستون داري است که نسبت به صحن مسجد در سطح پائين تري قرار گرفته است و بيشتر در فصل تابستان از آن استفاده مشود.   مصالح به کار رفته در بنا خشت، آجر و کاشي مي باشد و نماي مسجد با آجر کاري خفته راسته پوشيده شده که از الحاقات بعدي است. دوره بندي اين بنا نياز به مطالعه و بررسي دقيق تر دارد. در سمت غرب مسجد پشته خاکي است که ظاهراَ از تخريب يک بناي مکعب شکل حاصل شده است؛ گرچه خاطره اي از زمان برپا بودن آن در اذهان باقي نمانده است.

طرح گسترش مسجد جامع توسط ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان و با تکميل پايگاه و نيز نظارت مشترک آن دو بخش، با پيروي کامل از هندسه و شيوه معماري مسجد در حال انجام است.

مسجد جامع قهي با چهار طاقي اوّليه آن که بافت و ساخت ساساني دارد گواه اين مدعاست. علاوه بر اين ، آثار بازمانده از دخمه هاي زرتشتي که تا پنجاه سال پيش خرابه هاي آن بصورت تلي از خاک موجود بوده است، بشدت اين نظريه را تائيد مي کند . اما براي مستند کردن موضوع نياز به بررسي هاي بيشتر باستانشناسان دارد.

ماکسيم سيرو در کتاب " راه هاي باستاني ناحيه اصفهان و . . . " چنين مي نويسد: «در اينجا خانه هاي افسانه اي وجود دارد که سابقاً مرکز شتر داري تمام ايران مرکزي بوده است . . . . قصبه هاي جي (قهي) و اخند ( هرند ) هر دو نزديک کوهپايه در روي يک راه درجه دوّم قرار دارند که از سگزي مي آيد و مستقيماَ به ورزنه مي رسد. جي را ميتوان گفت که مرکز قافله هاي شتر ايران مرکزي بوده. تعداد چهارده نهر و کمبود آن از آبهاي زيرزميني ذخيره آب لازم را براي مزارع جو و حيوانات تأمين مي کرد. به علاوه آب انبارهاي بزرگ و چند حمام نيز در چندين نقطه مجموعه آباديها داير بودند. جي داراي يک محله است با استحکامات و چند بناي مذهبي در آن وجود دارد مانند مسجد جامع و امام زاده  " شاه عبدالواحد " که از بناهاي بسيار قديمي ايران مي باشد.

جالبترين اين آثار بر فراز صفه اي مشرف بر يکي از محلات مسجد جامع مي باشد  .اثر ابتدايي يک چهار طاقي بوده که از چهار طرف باز و بالنتيجه خوب نمايان بوده است . بر روي همان سکو چاهي حفر کرده بودند که اکنون در حياط مسجد قرار دارد در سمت غرب به فاصله کمي پشته اي چهار گوش واقع شده است .اين پشته که دهقانان داستان گذشته آنرا فراموش کرده اند بنظر مي رسد که يکي از الحاقات چهار طاقي که ابعاد داخلي آن تقريباً 5/5متر است شامل ديوارهاي بسيار ستبري است که بواسطه ترمپه هاي  ابتدايي گنبدي خاکي بر فراز آن افراشته شده است ( لوحه 3) . روش وسبک ساساني بنا را منظره قوسها که بر اثر اندودهاي متوالي به صورت جناغي در آمده اند تکذيب نمي کنند . جايگاه آب و آوارهاي فرو ريخته مجاور هدف اوليه بنا را به عنوان جايگاه مراسم آيين زرتشتي صحه         مي گذارد . تغيير شکل و تبديل اين بنا به مسجد مراحل ذيل را طي کرده است : نخست دهانه طاق جنوبي رامسدود و در ديوار آن محرابي احداث کرده بودند . دو دهانه جانبي ودهانه طاق شمالي همچنان آزاد رها شده بود . بعدهاًًًًًً صفه شمالي تبديل به حياطي شد که از سوي مشرق ومغرب به دو راهي محدود مي شد که با         کنو بندي بسته شده و به يکديگر ارتباط داشت . در سال 1963 کارهاي اندودي ديوارهاي ته بنا را کاملاً پاک کرده اجازه داد که آويختگي ديوارهاي نگاهدارنده طاقها و گرده و نيرنگ طاقها آشکار گردد . در همان زمان که از راهرو هاي جانبي ساخته مي شد و يک راهرو سومي نيز در مقابل طاق شمالي احداث شد . در عصر صفويه اين قسمت محوري به خاطر يک ايوان وسيعتري دستکاري گرديد . لذا ما اکنون نمي دانيم محل عبور اوليه چگونه بوده است . معذالک ترتيب آن نبايد با ترتيبي که در مسجد کوهپايه ديديم اختلاف داشته باشد فرضاً به صورت يک راهرو ( آو سي )  با گنبد مرکزي کوچک بوده است .                              

 همچنين در عهد صفويه دو حياط کوچک با دو گنبد محافظ پوشيده شد و اين دو گنبد نيز با دو پوشش سبک که طبق سليقه روز فقط جنبه تزئيني داشت مقرر گرديد در دو نماي جانبي نيز تغيير شکل صورت گرفت ولي در تقسيم بندي آنها دگرگوني حاصل نشد . قسمت شمالي حياط به صورت صفه اي در آمد که آنجا منظره دهکده و ماوراي آن گسترش يافت . اين محوطه محدود يک شبستان زير زميني را       مي پوشاند که طاقهاي صفوي آن را ( در بازسازي 1963) بر روي پايه هاي قديمي قرار دارد . از اينکه سابق بر اين در قرن هفدهم ميلادي يک شبستاني در اينجا بوده است شکي نيست ليکن کمتر احتمال داشته که روي آن طبقه اي بوده يعني يک طبقه که هم کف حياط باشد . در وراي ديوارهاي شرقي و غربي اين زمين هيچ نشانه اي از مصالح و طرز ساختمان باقي نمانده  که اجازه دهد تصور کنيم  که يک ساختمان فوقاني مربوط به دهليز هاي کنوسازي شده وجود داشته است .            

بيشتر ما فکر مي کنيم که شبستان در مقابل ديوار پشتبند صفه اوليه که شايد در جاي يک پلکان وسيع مربوط به آن ساخته شده بود .                                    

پس در تحول خود مسجد جامع قهي مراحل ذيل را طي کرده است :                

الف) يک چهار طاقي اوليه ( احتمالاً معبدي زرتشتي )                                    

ب )تبديل اين چهار طاق به مسجد با الحاق ساده يک محراب .                       

ج) شکل يافتن يک حياط ملهم از مساجد عربي در قرن دوم و سوم هجري که طبق وسائل سنتي تحقق يافته : دهليز با گنبد و دهليزهايي با ديوارهاي کنوبندي.

در همان زمان الحاق يک مسجد زير زميني                                             

د) کارهاي تزئيني درقرن يازدهم هجري ( قرن هفتم ميلادي ) :                       

ايوان بزرگ بر روي حياط و دو شبستان الحاقي از پوشاندن حياط خلوتهاي جانبين مقصوره (گنبد خانه ) که همانند آنچه که در مسجد کوهپايه انجام گرفت




جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ
سلام یه سوال داشتم: این مسجدی که معرفی کردید، آیا... مجید ۱۳۹۶/۰۹/۷ ۱۱:۲۶

مجید
سلام
یه سوال داشتم:
این مسجدی که معرفی کردید، آیا دارای منبر کاشیکاری شده بوده است؟
0 (0 آرا)
پست شده در ۱۳۹۶/۰۹/۷ ۱۱:۲۶