حمایت از کالای ایرانی | چهارشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۹۷

مراحل تولید پارچه های قلمکار - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

مراحل تولید پارچه های قلمکار

Loading the player...

دانلود

قلمکاری یا ساخت پارچه‌های قلمکار یکی از هنرهای دستی ایران است که شهرت قلمکار اصفهان بیشتر از دیگر نقاط ایران است.

در این هنر به صورت دستی طرح‌هایی را روی پارچه توسط مهرهای چوبی طرح‌دار رسم می‌کنند.

نقشهای اسلیمی ، بته های آبی و قرمز ، آیات و اشعار عربی و فارسی بر روی پارچه های سفید ، از قدیمی ترین صنایع دستی و چاپهای سنتی در ایران است هنوز در بازار اصفهان پرده ، سفره ، رومیزی ، روتختی و انواع پارچه های قلمکار طرفداران فراوان دارد.

قملكاري يعني بروي پارچه ساده و بدون نقش از كرباس و كتان بوسيله قالب و يا مهر، نقوش مختلف تصوير شود. پارچه قملكار از جمله توليدات ايراني است كه تاكنون مطالب كمتري درباره آن نوشته شده است. فقط دربرخي از آثار و كتب دوره صفويه و پيش از آن اشارات مختصري راجع به اين صنعت هنري شده است. آقاي هانري رنه در سفرنامه خود از خراسان تا بختياري چنين مينويسد ‹‹همه ساله از شهرهاي اصفهان، يزد و كاشان مقدار زيادي پارچه هاي پنبه اي و ابريشمي منقوش توليد مي گردد و به كشورهاي باختر و شرق اقصي صادر مي گردد.››

از آنجائي كه وضع حاضر را نميتوان بدون آگاهي و كمك از وضع گذشته مطالعه كرد، لازم ميداند نخست اطلاعات مختصري راجع به تاريخچه توليد پارچه قلمكاري داده شود:


ويژگي هائي كه موجب برتري توليدات دستي ايران در طي اعصار گذشته شده عبارت است از بكارگيري مواد اوليه مرغوبتر و هماهنگي در رنگ آميزي نقوش. از اين نظر توان گفت ايران در طرح و توليد صنايع دستي، راهنماي تمام عالم بوده است. يعني صنايع دستي اساسي ترين و مهمترين فعاليت اقوام ايراني بوده و گرانبهاترين خدمت آنان به تمدن دنياست.

مي دانيم موقعيت جغرافيائي در چگونگي توليد اهميت بيشتري دارد. پس موقعيت جغرافيائي خاص ايران كه از يك طرف به آسياي مركزي و از طرف ديگر به درياي سياه و مديترانه دسترسي دارد و تبادلات و ارتباطات شرق و غرب بناچار از طريق ايران امكان پذير است نبايد در ظهور و نضج پارچه قملكار فراموش شود.


با ورود امتعه چيني به ويژه در زمان مغول تقاضا براي قماش منقوش بسبك چيني در ايران زياد شد. متعاقب اين وضع نساجان و نقاشان ايراني اسلوب وطرحهاي چيني را تقليد مي كردند. به اين ترتيب توليد پارچه قملكار با همكاري هنرمند و صنعتگر ايراني تكامل و توسعه پيدا كرد. مع الوصف نمونه هائي از نقاشي روي پارچه كه تا بحال بدست آمده از زمان غزنويان به بعد ميباشد. بطوري كه اكثر محققين عمر اين صنعت هنري را به زمان غزنويان نسبت داده اند. ولي به احتمال قوي پارچه قملكار در زمان صفويه رايج و متداول شده است.


طوري كه در قرن شانزدهم و هفدهم در دوره صفويه صنايع دستي بخصوص توليد پارچه قملكار وارد مرحله جديدي مي شود. به اين ترتيب پارچه قلمكار بمقدار زياد نه تنها در شهر اصفهان بلكه در شهرهائي چون يزد و كاشان توليد، توزيع و مصرف مي شود. پيراهن قلمكار كتاني متعلق به سلاطين صفويه درموزه ايران باستان طبقه دوم تالار مخصوص منسوجات بهترين دليل بر رواج توليد ومصرف پارچه قلمكار در دوره صفويه است.

آقاي محسن مقدم استاد دانشگاه تهران از كساني است كه دوره صفويه را يكي از ادوار مهم صنايع دستي مخصوصا منسوجات مختلف دانسته و هم اكنون در موزه ايشان پارچه هاي قلمكار از دوره صفويه موجود است و به جرأت توان گفت برخي از آنها در هيچ يك از ادوار تاريخي نظير ندارد. بعد از صفويه از يكطرف بعلت عدم توجه و حمايت دولتهاي وقت و از طرف ديگر ظهور و ورود توليدات ماشيني به ويژه منسوجات اروپائي صنايع دستي به ويژه توليد و مصرف پارچه قلمكار  در ايران از رونق افتاد. تا اينكه در زمان رضا شاه پهلوي توليد پارچه قلمكار دوباره جان تازه يافت. چون شاهنشاه فقيد به صنايع دستي كه نشانه افتخارات ديرينه كشور بود توجه خاصي نشان مي دادند. فرمان تأسيس مدارس حرفه اي و هنرستان هنرهاي زيبا در امر توسعه صنايع دستي منجمله پارچه قملكار مؤثر افتاد. امروزه هم با تشكيل نمايشگاهها چه در داخل و چه در خارج كشور در توسعه و بقاء پارچه قلمكار كوشش و حمايت زياد به عمل مي آيد. بازديد علياحضرت شهبانو از كارگاه توليد پارچه هاي قلمكار وتوجه خاص ايشان به صنايع هنري گوشه اي از حمايت در احياء صنايع دستي ايران ميباشد. معهذا بايد اذعان كنيم با توجه به حمايت و كوشش بي دريغ دولت، توسعه و رواج صنعت قلمكار بپاي دوره صفويه نميرسد. چنانكه در زمان صفويه از سردر بازار قيصريه تا انتهاي آن وتمام بازارها فرعي و سراهاي اطراف آن بكارگاه هاي توليد پارچه قلمكار اختصاص داشته است. در صورتي كه حاليه حدود 56 كارگاه در تولدي قلمكار فعاليت دارند.

با اين توضيج مختصر درمورد تاريخچه قلمكار جهت آشنائي بيشتر، توليد، توزيع و مصرف قلمكار را با توجه به امكانات و شرايط جغرافيائي در اصفهان بشرح زير مطالعه خواهيم كرد:

توليد:

براي توليد قلمكار نخست به موادي از قبيل چوب، رنگ و پارچه احتياج است. براي اطلاع از اين مواد و كاربرد آنها در توليد پارچه قلمكار لازم است هر يك را مجزا و بشكل ساده به آگاهي خوانندگان برسانم.

الف – چوب: نقش هاي قلمكار به وسيله قالب هاي چوبي روي پارچه چاپ مي شود. براي اين كار قالب چاپ قلمكار را از چوب درخت گلابي و زالزالك ميسازند. چون نسبت به ساير چوبها محكمتر و قابليت انعطاف پذيري بيشتري دارند. از عمليات مهمي كه چوب را بشكل قالب مورد استفاده در قلمكاري در مي آورد مي توان طرحريزي (پياده كردن طرح ونقشه مورد نظر بروي چوب) واسكله كاري را نام برد كه تماما" با دست بوسيله استادان مجرب و هنرمند انجام ميگيرد. درعكس شماره 1 و 2 طرز تهيه قالب و ابزار و آلاتي را كه درقالب تراشي مورد استفاده قرار ميگيرد ملاحظه مي فرمائيد. نقوش قالبهاي قلمكار در حال حاضر متنوع و متعدد ميباشد ولكن ميتوان همه آنها را در ده دسته بشرح زير طبقه بندي كرد.

1-   قالبهاي تصوير عشاق مانند يوسف و زليخا، ليلي و مجنون.

2-   قالبهاي تصوير مناظر تاريخي ‹‹چهل ستون، مسجد شاه و سي وسه پل››.

3-   قالبهاي تصوير داستان هاي كهن – روباه و لك لك.

4-   قالبهاي تصوير شعرا مانند فردوسي – خيام و حافظ.

5-   قالبهاي تصوير حيوانات مانند طاووس – فيل و شتر.

6-   قالبهاي تصوير طبيعت مانند شكارگاههاي سلاطين.

7-   قالبهاي تصوير ي مانند رامشگران و نوازندگان.

8-   قالبهاي تصويري گل و بته و اسليمي.

9-   قالبهاي تصويري مينياتوري.

10- قالبهاي تصوير كتيبه اي مانند شمايل ها با جملاتي در مورد ائمه اطهار.

قالب را بعد از آماده شدن با پيه چرب ميكنند تا چوب خشك نشود وترك برندارد. يادآوري اين نكته لازم است كه براي چاپ يك شكل چهار رنگ قالب بطور مجزا تهيه و مورد استفاده قرار مي گيرد.
    



    



    

ب- رنگ: كيفيت رنگ در حقيقت مرغوبيت قلمكار را تعيين ميكند. هر قدر در تركيب رنگها و انتخاب مواد اوليه رنگ دقت شود به آن درجه پارچه قلمكار مرغوب و با ارزش ميباشد.مهارت و تجربه ايرانيان در اين كار يكي از عوامل مهم پيشرفت نساجي به ويژه در رنگ آميزي آن بوده است.چنانكه در 1579 سرريچارد باكلويت انگليسي يكنفر رنگرز و نساج را با دستور العمل زير به ايران فرستاد ‹‹با شماست بهر نحوي شده صنعت صباغي ايرانيان را در مورد رنگ كردن پشم بياموزيد زيرا ايرانيان چنان پش را رنگ ميكنند كه نه باران و نه شراب و نه سركه هيچكدام صدمه اي به رنگ هاي ثابت آنها وارد نمي آورد.››

رنگ هاي اصلي مورد استفاده در كار قلمكار عبارتنداز:

سياه – قرمز – آبي – سبز – زرد.

از تركيب اين رنگها به نسبت هاي معين رنگهاي فرعي بدست مي آورند. مثلا تركيب يك قسمت از رنگ سياه با سه قسمت از رنگ (قرمز رنگ)قهوه اي حاصل ميشود. براي تهيه هر يك از رنگها مواد طبيعي آن رنگ را در ظرف سفالي بنام تاره ريخته و با اضافه كردن مواد ديگري از قبيل كتيرا، گليسيرين و آب رنگ دلخواه را آماده مصرف مينمايند.

قبل از ارائه نسخه براي تهيه هر يك از رنگهاي اصلي بايد بگويم كتيرا را از نظر غلظت در تمام رنگها جهت جلوگيري از پخش شدن رنگ در روي پارچه بكار ميبرند. به اين ترتيب كه كتيرا را بمدت 10 الي 12 ساعت در آب مي خيسانند وسپس اين صمغ را به رنگ در تاره يا ظرف سفالي اضافه مينمايند. ماده گليسيرين روغن كوچك و كنجد درتمام رنگ بمنظور ايجاد محيط مناسب و جلوگيري از خشك شدن رنگ در شيار داخل قالب ها و ازدياد دوام آنها مورد استفاده قرار ميگيرد. اينك براي تهيه هر يك از رنگها مواد زير را بمقدار معين در سه ليتر آب حل ميكنند تا رنگ دلخواه و مورد مصرف بعمل آيد.

نسخه رنگ سياه

1- زاج سياه-60 مثقال

2- روغن كوچك-40 مثقال

3- زنگ آهن-5/0 مثقال

4- كتيرا-160 مثقال


- قلمکار نقاشی:

     «قلمکار نقاشی » همان‌طور که از نامش پیداست، هنر انتقال نقش و طرح به وسیله قلم مو برروی پارچه می‌باشد. در قدیم برای تولید پرده، سفره‌های نفیس، و ... طرح‌هایی هم چون رزم، بزم و شکار را برروی پارچه‌های نخی و گاهی پشمی بسیار ظریف و یا ابریشم، به وسیله قلم مو و رنگ‌های گیاهی یا معدنی نقاشی می‌کردند و گاه برای سهولت در حاشیه‌ها از مهر استفاده می‌کردند. این روش قلمکارسازی تا حدود زیادی منسوخ شده و هم اکنون قلمکاسازان، تمامی سطح پارچه را به وسیله مهر، منقوش می‌نمایند.

     قلمکار نقاشی در اصفهان، شیراز، بروجرد، همدان، رشت، یزد، سمنان، گناباد و کاشان رواج داشته است. ولی اهمیت قلمکارهای بروجرد از سایر مناطق بیشتر بوده است. هم‌اکنون در ایران فقط قلمکار نقاشی در اصفهان صورت می‌گیرد و پیشکسوت این هنر در حال حاضر استاد گیاهی می‌باشد.

     در تعریف «قلمکار» آمده است: «پارچه‌ای ساده و مازو شده. از کرباس، کتان و غیره که بر آن به وسیله قالب و مهر، نقوشی تصویر کرده باشند و آن را به اشکال پرده، سفره، رومیزی و غیره در  آورند» . همچنین ذکر شده است: »نوعی از بافته‌های رنگارنگ و الوان».

     در گذشته نه چندان دور، قلمکارسازی به «چیت‌سازی» و قلمکارساز به «چیت‌ساز» و حرفه و هنر قلمکاری به «چیت‌سازی» یا «چیتگری» مشهور بود، به گونه‌ای که هم اکنون «چیت‌ساز» یا قلمکاری و قلمکارنژاد نام خاندان بزرگی در اصفهان است که همچنان در عرصه هنر قلمکارسازی فعالیت دارند و پارچه‌های چاپ قلمکار با کیفیت و متنوعی را تولید و عرضه می‌دارند.

     به طور کلی وجه تسمیه قلمکار، به علت نوع تولید و نحوه منقش کردن پارچه در آغاز پیدایش این هنر بوده است. بدین معنی که در ابتدا روی پارچه‌های پنبه‌ای و احتمالا ابریشمی، با قلم نگاره‌‌‌های مورد نظر را نقاشی می‌کردند و نقوش مختلفی پدید می‌آوردند؛ ولی چون برای این نوع تولید، وقت زیادی صرف می‌شد، ضمنا نقوش رسم شده با قلم فاقد هماهنگی بود و باعث یکسان نبودن تولیدات می‌شد و همچنین قیمت تمام شده را نیز بالا می‌برد، بنابراین به واسطه نیاز به تولید زیاد، قلمکارسازان انتقال نقوش به وسیله قالبهای حکاکی و کنده‌کاری شده بر روی پارچه را تنها راه چاره این مشکل دانستند و به طراحی، حکاکی و کنده‌کاری قالبهای مورد نظر پرداختند؛ البته پس از یافتن راه حل جدید، به طور کلی نقش‌زنی به صورت قدیمی متروک نشد؛ بلکه برخی نگاره‌ها به وسیله قالب و طرحهای دیگر با دست نقاشی می‌شد، ولی به مرور زمان و به دلیل احتیاج به سرعت بیشتر در تولید، قلمکارسازی به صورت فعلی یعنی استفاده از قالب برای کلیه نگاره‌ها و نقوش متداول شد. در این طریقه قلمکارسازی، تنها نقصی که وجود دارد، استفاده از رنگهای محدود با قالبهای مشخص است؛ در صورتی که در ابتدا که نقش‌زنی به وسیله قلم صورت می‌گرفت، این محدودیت در مورد استفاده از رنگ، وجود نداشت و تنوع رنگی در تولیدات و خلاقیت هنری بیشتری مشهود بود (اخوان چیت‌ساز ذکر رنگهای مورد استفاده در قلمکار که چگونه تهیه شده و از چه موادی گرفته شده اند در ادامه آمده است.

     تولید طرحهای رنگی و نقوش روی پارچه به وسیله باسمه یا قالب، ظاهرا در سده چهارم پیش از میلاد مسیح در هند بوجود آمده است. در کارنامه‌های چینی نوشته شده است که پارچه‌های چاپی از سال 140 پیش از میلاد مسیح از هند به چین آورده شد. در زبان فارسی واژه چیت به معنی پارچه‌های چاپی است و این واژه در اصل هندیست. استرابو. مورخ رومی در اولین سالهای پس از میلاد مسیح نوشته است که در زمان وی پارچه‌های چاپی از هند به اسکندریه می‌رفت. کشفیاتی که در آثار باستانی مصر شده نشان می‌دهد که چیت تا سده چهارم هم به بازارهای آنجا وارد می‌شده است. در دوره سامانیان چاپ روی پارچه در ایران تکامل یافت و روشهای نوینی در تزیین پارچه‌های پشمی و کتانی و ابریشمی ابداع گردید.

     نخستین پارچه‌های چاپی در شمال اروپا از گورسنت کاساریوس اهل آرلس (در حدود 543 میلادی) بدست آمده است. این پارچه‌ها به سبک شرقی درست شده بود. بالاخره وقتی چاپ باسمه‌ای پارچه در اروپا متداول شد، روش آن با شرق فرق داشت. چیت‌ساز اروپای قرون وسطی یعنی از سده سیزدهم به بعد، ماده رنگی را که با چسب ویژه‌ای آمیخته کرده بود از قالبهای خود به پارچه منتقل می‌کرد. این ماده رنگی به پارچه نفوذ نمی‌کرد و فقط روی آن نقش می‌بست. از سوی دیگر چیت‌سازی شرقی رنگهای واقعی که تمام الیاف و پود پارچه را رنگ می‌کند به کار می‌برد.

     اسناد و مدارک در دسترس نشانشگر آغاز قلمکارسازی از حدود قرن چهارم (ق.م) در کشورهایی نظیر مصر و هند است اما این هنر احتمالا از دوره سلجوقی و یا دوره ایلخانی به ایران راه یافته و توسط هنرمندان ایرانی در مسیر تکامل گام نهاده است.

     شروع قلمکارسازی با قلمکار نقاشی است که قدمتش لااقل به دوره تیموری می‌رسد و این نکته‌ای است که صاحب نظران بر آن تاکید داشته‌اند؛ اما استادکاران پرسابقه قلمکار نقاشی، از رونق و رواج این هنر نفیس و فاخر در دوره صفوی یاد می‌کنند و اینکه محمد خان، علی و اسماعیل کاشانی، آقا محمود و مغیث اصفهانی و به ویژه شفیع عباسی در این زمینه از هنر بومی و سنتی ایران پیشگام بوده‌اند. بنابراین بدیهی است در بررسی شیوه‌ها و روشهای تولید قلمکار از گذشته‌های دور تا به امروز و به ویژه دوره صفویه، قلمکار نقاشی جایگاه خاصی می‌یابد و باید در آغاز به سراغ این رشته از قلمکار رفت و دقایق و ظرایف را از زبان استادان این هنر دریافت کرد.

     تاریخچه چاپ قلمکار و قلمکارسازی، که یکی از انواع شایع چاپ بر روی پارچه است، در پرده ابهام است. روشهای متداول چاپهای سنتی که به طور عمده چاپ قلمکار، چاپ باتیک و به گفته تعدادی از صاحب‌نظران چاپ دستی را هم شامل می‌شود، از گذشته‌های دور در برخی از نقاط جهان دنبال شده است.

     تنی چند از صاحب نظران سابقه منقش کردن پارچه به شیوه باتیک را حدود دو هزار سال قبل می‌دانند که از کشور اندونزی آغاز شده است و امروزه نیز هنرمندان کثیری در جزایر بی‌شماری در اندونزی به کار چاپ باتیک می‌پردازند. کشف بقایای نیم تنه‌ای پارچه‌ای در مصر متعلق به حدود 400 (ق.م)، که دارای نقوش ستاره‌ای شکل و به رنگ آبی است و نیز کشف قالبهای قلمکار در هند، که آن هم به حدود سده چهارم قبل از میلاد برمی‌گردد، همه اطلاعات و دانسته‌های ما تا به امروز در مورد پیشینه چاپهای سنتی و از جمله چاپ قلمکار در دیگر ممالک جهان است.

     در خصوص تاریخ چاپ پارچه در ایران، بررسیها و مطالعات زیادی صورت نگرفته است، ولی به نظر می‌رسد با ورود پارچه‌های ساده ابریشمی از چین در دوره اشکانی، منقوش کردن برخی از پارچه‌ها در ایران مرسوم شده باشد، اما در دوره ساسانی، نقشهای چاپی به بهترین شکل برای تزیین بافته‌های پنبه‌ای، کتانی و ابریشمی به کار گرفته شد و هنر منقوش کردن پارچه در ایران اوج داشته است.

     کهن‌ترین قالبهای شناخته شده در ایران، سه قالب تراشیده از سنگ است که همراه آثار سفالی سده‌های چهارم و پنجم هجری در حفاریهای نیشابور به دست آمده است.

     تمامی صاحب‌نظران و متخصصان ذیربط بر این عقید‌ه‌اند که بدون تردید قلمکار و قلمکارسازی از دوره ایلخانی در ایران مرسوم بوده است؛ به این دلیل که در دوره یاد شده، به علت حمایت و پیشتیبانی خانان مغول، پارچه‌های منقوش چینی در بازارهای ایران فروش فوق العاده‌ای پیدا کرده بود و ایرانیها نیز برای رقابت با چینیها و همچنین به منظور جلب‌نظر مغولان، دست به ابتکاراتی زدند که از آن جمله ابداع نقاشی روی پارچه با قلم یا به اصطلاح ابداع قلمکار نقاشی و سپس چاپ قلمکار با قالب و مهر بوده است (هنر و مردم، صص 49-50).

     شواهد و قراین نشان می‌دهد که قلمکارسازی و چاپ قلمکار در دوره تیموریان نیز در شهرهایی از کشورمان همچون بروجرد، شیراز، رشت، نخجوان، سمنان، گناباد، مشهد، دامغان، نجف آباد، کاشان، یزد، اصفهان و همدان رواج داشته است و شهر اصفهان فقط یکی از مراکز تولید قلمکار بوده است.

     به‌ نظر نگارنده قدمت قلمکار به قبل از دوره ایلخانی می‌رسد. بخصوص در دوره ساسانی چاپ پارچه رواج زیادی داشته و به احتمال قوی قلمکار (البته نه به شکل امروزی)[5] در دوره ساسانی شکل می‌گیرد. همچنین در دوره سامانیان شاهد چاپ پارچه در مقیاس بالا و کامل‌تر از دوره ساسانی هستیم و شباهت‌های زیادی در طرح و چاپ با پارچه‌های ساسانی وجود دارد.

     به هر ترتیب می‌توان گفت که قلمکارسازی که نوعی از چاپهای سنتی بر روی پارچه است، گذشته پرفراز و نشیبی داشته است، ولی به تحقیق هنری که امروز آن را به نام قلمکار می‌شناسیم، در ادوار گذشته، به نام چیت‌سازی مشهور بوده است (مختار تجویدی 1356: 63). و گسترش و اوج ترقی آن به عصر صفوی و به ویژه دوران پایتختی اصفهان برمی‌گردد که به هنری مطرح با کاربردهای فراوان تبدیل شده بود.

این هنر را برای این «قلمکار» می‌خوانند که در گذشته‌ی دور با قلم بر روی پارچه نقاشی می‌‌شده است. یکی

از اثرات فرهنگی رابطه‌ی بازرگانی و سیاسی آن زمان ایران با چین، آشنایی پارچه‌باف و نقاش ایرانی با روش‌های چینی چاپ نقش‌ها بر روی پارچه به وسیله‌ی قالب‌های حکاکی شده‌ی چوبی بوده است.

     نقش زدن برپارچه به وسیله‌ی قالب،که امروز هم رایج است از همان زمان آغاز شد. با وجود این نقش‌زنی با قلم، به شیوه‌ی گذشته، ناگهان متروک نشد؛ اما چون کار با قلم بسیار وقت‌گیر و کم تولید است، این شیوه به تدریج از رواج افتاد و نقش زدن با قالب جای آن را گرفت؛ که هم تولید سریعتر و بیشتر می‌کرد و هم و نقش‌های یکدست‌تری پدید می‌آورد.

     خیمه و خرگاه‌ها را هم از پارچه‌های پرنقش و نگار می‌ساختند. حتی در جنگ هم که نشان دادن توانگری همان اندازه دشمن را هراسان می‌کرد که نشان دادن جنگ افزارها و زوربازوی انبوه جنگاوران و پارچه‌ها و درفش‌هایی بزرگ و بلند از پارچه‌هایی گرانبها و پرزرق و برق می‌ساختند. این نقش‌ها از زیباترین نمونه‌های هنر پارچه بافی در آن دوران است.

     از پارچه‌های نقش‌دار و قلمکار استفاده‌های فراوان دیگری هم می‌شد: گاهی یک دیوار را سراسر از پارچه‌ی قلمکار می‌پوشاندند و یا از آن به عنوان پرده استفاده می‌‌‌‌‌کردند. در جشن‌ها و مراسم مذهبی با قلمکارهای پرنقش و نگار، طاق نصرت می‌ساختند و گاه گذرگاه‌ها را با پارچه‌های قلمکار می‌پوشاندند.

     بر زیراندازهای قلمکار نماز می‌گزاردند و جامهری‌های نمازشان، از بافته‌های قلمکار بود. پرده‌ها، رومیزی‌ها و بقچه‌‌‌‌های نوعروسان هم اغلب از پارچه‌های پرنقش و نگار قلمکار بود. که هنوز هم، کم و بیش، در بسیاری از خانه‌ها این بافته‌های زیبا یافت می‌شود.

     با اینکه نیاز مردم به اینگونه قلمکارها روزافزون بود و به ناگزیر، تولید پارچه‌ی قلمکار هم افزایش می‌یافت اما از ظرافت و زیبایی و استحکام قلمکارها نه تنها چیزی کم نمی‌شد، بلکه مهارت هنرمندان قلمکار پرداز بیشتر و بیشتر هم می‌شد.

     در کتابخانه‌ی سلطنتی افغانستان کتابی هست که نمونه‌هایی است از این مهارت هنری و فنی؛ نه تنها صفحات، که نوشته‌های این کتاب نیز با پارچه بافته شده است و این کتاب از لحاظ ساخت، پرکار، دقت و مهارت اثری بی‌همتاست. با گذشت زمان و نیاز فراوان به محصول بیشتر و ارزانتر، کار با قلم از رواج افتاد و روش استفاده از قالب‌های چوبی جای آن را گرفت. در نقش زنی با قلم، محدودیتی در استفاده از انواع رنگ وجود نداشت، در صورتی که در نقش‌زنی با قالب، امکان استفاده از رنگ ها محدود بود، همچنین نقش‌های از پیش مشخص شده‌ی قالب‌ها، آزادی و تنوع طرح‌هایی را که با قلم پدید می‌آمد، از بین می‌برد و به این ترتیب ارزش هنری پارچه‌های قلمکار پایین آمد.

     این صحیح است که تدریجا هنر قلمکار از میان رفت و صنعت ساده‌ی قلمکارسازی جانشین آن شد، اما نقش‌های ساده‌ی این بافته‌ها هنوز هم زیبایی خاص و احترام انگیز خود را حفظ کرده‌اند. در گذشته مراکز اصلی ساخت و پرداخت قلمکار رشت و کاشان و اصفهان بود و در نخجوان و یزد و بروجرد هم پارچه‌های قلمکار تهیه می‌شد.

     مواد اولیه‌‌ی گوناگون برای تهیه فرآورده‌های قلمکار اینهاست: پارچه‌ی متقال، دستبافت، پارچه‌ی کودری، پارچه‌ی چلوار، کتیرا، زنگ آهن، رنگ گیاهی، زاج سفید، پوست انار، روغن گلیسیرین، نیل، الیزارین، هلیله، زاج سیاه، روغن کرچک، گل سرخ، روغن کنجد، نیل نخودی، شیره‌ی انگور، تورنکار، نیل پرطاووسی و جوهر گوگرد.

     پارچه‌های قلمکار، زیباست و خیال انگیز، و با همه‌ی سادگی، نشانه‌یی است از پایداری یک سنت و یادگاری است از پیشینیان ما که هنر، فروتنی و پشتکارشان، ستایش انگیز بود. در این مجموعه به وسیله‌ی عکس، که ثبت کننده‌ی دقیق‌تریست، سعی شده مراحل گوناگون کار قلمکارسازی را نشان دهیم.

تاریخچه قلمکار در دوره صفوی و اوج این هنر در اصفهان:

     اوج هنر قلمکارسازی ـ چیت‌سازی ـ به دوره صفوی بر می‌گردد که در آن دوران به ویژه در شهر اصفهان ـ به عناون مهمترین مرکز قلمکار‌سازی از قرن یازدهم (ه.ق) تا به امروز ـ انواع پارچه‌های قلمکار برای مصارف گوناگون با طرحها و نقوش اصیل و سنتی و رنگ‌آمیزی زیبا تولید شده است. قلمکارهای نفیسی که از قرون 11، 12، 13 (ه.ق) به جای مانده، خود نشانگر رونق و رواج این هنر در دوره صفوی و حتی تا قرن‌هایی پس از آن است

     امروزه مرکز اصلی تهیه‌ی پارچه‌های قلمکار شهر اصفهان است که در آن کارگاه‌های متعدد قلمکارسازی دائر است. ابزار کار در هر کارگاه تعدادی قالب چوبی حکاکی شده است و میز کوتاه مخصوص نقش‌زنی روی پارچه. سازندگان قالب قلمکار تعدادشان کم است و استادان این هنر یا از بین رفته‌اند و یا دیگر قادر به کارکردن نیستند. قالب‌سازان حاضر به خوبی و با مهارت تمام کار می‌کنند ولی طرح‌هایی را که حکاکی می‌کنند، در واقع تقلیدی است از نقش‌های قدیمی، خودشان کمتر نقش جدیدی می‌آفرینند. (البته هم‌اکنون با توجه به درخواست بازار شاهد نقوش جدید و تلفیقی هستیم).

     هنر «قلمکار» که هنوز هم در یکی دو شهر ایران رواجی دارد، بازمانده‌ی هنریست که در قرن دوازدهم هجری ـ روزگار فرمانروایی شاهان صفوی ـ به کمال رسید و تا پایان قرن سیزدهم ـ و یک دو دهه‌ی دیگر ـ یکی از درخشانترین نمونه‌های هنر تزئینی سرزمین ما بود. ساخت و پرداخت پارچه‌ی قلمکار، همواره، یکی از رشته‌های گوناگون هنر دستکار پارچه‌بافی بوده است و پارچه‌های قلمکار زیبایی که از قرن دوازده و سیزده هجری به یادگار مانده، از گنجینه‌های پرتنوع طرح‌ها و نقش‌های هنر اسلامی ایران به شمار می‌رود. (نمونه‌های نفیسی که در موزه‌ی هنرهای تزئینی اصفهان وجود دارد).

     پارچه‌های قلمکار، در گذشته کاربردهای فراوانی داشت: شاهان صفوی و بیشتر بزرگان و توانگران جامه‌هایی زیبا و فاخر از پارچه‌های قلمکار می‌پوشیدند که گاهی طلا و نقره هم در بافت آنها بکار  می‌رفت. زیت و یراق و آذین‌های اسب‌ها نیز از همان قلمکارهای شاهوار پرداخته می‌شد و اینگونه اسب‌های آراسته، از بخشش‌ها و هدایای عالی شاهانه شمرده می‌شد، همچنانکه «خلعت شاهانه»، بیشتر، جامه‌های فاخر قلمکار بود. شاه این جامه‌ها و اسب‌ها را به مناسبت‌هایی به بزرگان و سرداران خویش می‌بخشید و یا به میهمانان بلند‌مرتبه و سفیران کشورهای دیگر هدیه می‌کرد و همچنین، به رسم دوستی و بزرگداشت، برای شاهان و امیران و بزرگان کشورهای دوست می‌فرستاد.

قالب طرحهایی که در دوره صفوی به کار می‌رفت خیلی پرکار بود و کمتر زمینه‌ی ساده مشاهده می‌شد.