رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۸

مدرسه دار الفنون تهران - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

مدرسه دار الفنون تهران

Loading the player...


دارُالفُنون نام مدرسه‌اي است که به ابتکار اميرکبير در زمان ناصرالدين‌شاه براي آموزش علوم و فنون جديد در تهران تأسيس شد. دارالفنون را مي‌توان نخستين دانشگاه در تاريخ مدرن ايران دانست. در نوشته‌هاي ايراني، تا ديرزماني همه? دانشگاه‌هاي خارجي را دارالفنون مي‌خواندند. ساختمان دارالفنون در خيابان ناصرخسرو در مرکز شهر تهران جاي گرفته استاميرکبير پس از سفر به روسيه، متوجه نياز فوري کشور به مرکز آموزش عالي گرديد. لذا از ابتداي صدارت خود، براي ايجاد اين مرکز تلاش کرد. ولي متأسفانه هيچ‌گاه شاهد افتتاح آن نشد. چرا که نخستين دسته از اساتيد به سرپرستي دکتر ياکوب ادوارد پولاک، دو روز پس از دست‌گيري و تبعيد اميرکبير به تهران رسيدند و با استقبال گرمي مواجه نشدند. قريب ?? سال پس از تاسيس مدرسه عالي دارلفنون و کمي پس از مدرسه ابتدائي رشديه تبريز، مدرسه شوکتيه بيرجند سومين مدرسه از نوع مدارس جديد در ايران محسوب مي‌شود که به دنبال آن دبيرستان شوکتيه و مدارس دشت بياض نهبندان، سربيشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتي افتتاح گرديد. دارُالفُنون نام مدرسه‌اي است که به ابتکار اميرکبير در زمان ناصرالدين‌شاه براي آموزش علوم و فنون جديد در تهران تأسيس شد و دارالفنون را مي‌توان نخستين دانشگاه در تاريخ مدرن ايران دانست.

"اميرکبير" پس از سفر به روسيه، متوجه نياز فوري کشور به مرکز آموزش عالي شد، لذا از ابتداي صدارت خود، براي ايحاد اين مرکز تلاش کرد ولي متاسفانه پيش از آنکه سرانجام کار خود را ببيند به دست ناصرالدين شاه ترور شد.

قريب ?? سال پس از تاسيس مدرسه عالي دارالفنون و کمي پس از مدرسه ابتدائي رشديه تبريز، مدرسه شوکتيه بيرجند سومين مدرسه از نوع مدارس جديد در ايران محسوب مي‌شود که به دنبال آن دبيرستان شوکتيه و مدارس دشت بياض نهبندان، سربيشه، خوسف و دبستان دخترانه شوکتي افتتاح شد.

معلمان اتريشي در ?? محرم سال ???? هجري قمري دو روز پس از عزل اميرکبير به تهران رسيدند، با وجود اين اميرکبير سفارش آن‌ها را به جان داود خان کرد تا آنها آزرده‌خاطر نشوند.

ناصرالدين شاه نيز پس از اطلاع از ورود معلمان اتريشي به ايران خوشحال شد و  داودخان را به اعطاي حمايل سرخ سرتيپي مفتخر کرد، ولي گويا استقبال خوب و شاياني از اساتيد اتريشي به عمل نيامد.

"ياکوب ادوارد پولاک"، از جمله آن استادان، سرگذشت پذيرايي سرد ايرانيان را اين گونه نوشته است:« ما در ?? نوامبر ???? به تهران وارد شديم، پذيرايي سردي از ما كردند، کسي به پيشواز ما نيامد و اندکي پس از آن آگاه شديم که در اين ميانه اوضاع دگرگون شده است و چند روز پيش از ورود ما، در پي کارشکني‌هاي درباريان و به ويژه? دسيسه‌هاي مادر شاه، که از دشمنان سرسخت اميرنظام بود، ميرزا تقي‌خان از کار بر کنار شده بود، اما همين‌که امير از ورود ما آگاه شد، به ميرزا داوودخان گفته بود اين افراد را من به ايران آورده‌ام، اگر سر کار بودم، اسباب آرامش آن‌ها را فراهم مي‌کردم، اما اکنون نگرانم به آنان خوش نگذرد و سعي کن کارشان رو به راه شود».

دارالفنون در روز يکشنبه ششم دي ماه ???? برابر با پنجم ربيع‌الاول ???? قمري، سيزده روز پيش از قتل اميرکبير و با حضور ناصرالدين شاه، آقاخان نوري صدراعظم جديد و گروهي از دانشمندان و معلمين ايراني و اروپايي با ?? نفر شاگرد رسما گشايش يافت.

در روزنامه وقايع اتفاقيه آمده‌است: «در روز يکشنبه پنجم ماه ربيع نخستين از سال ???? هجري مطابق سنه خامسه از جلوس سعادت مانوس، مدرسه مبارکه دارالفنون، واقعه در ارک محروسه تهران که بنا و ان‌شاء از سال سابق شروع شده بود، بر حسب امر فرمان مطاع افتتاح گرديد و از آن تاريخ علوم مستظرف و فنون مستحدث و صنايع مستغرب که حکماي اروپا اساس آن‌ها را در ظرف چندين قرن برپا ساخته بودند در اين تأسيس با تقديس انتشار همي گرفت و اشتهار همي پذيرفت».

در آن زمان هفت معلم اتريشي، آموزش محصليني را که اغلب از خانواده‌هاي مهم و بانفوذ بودند، بر عهده داشتند که با وجود آغاز به کار مدرسه عمليات ساختماني آن تا سال ???? هجري قمري ادامه داشت.

در سال ???? قمري نيرالملوک وزير علوم تالار نمايشي در مدرسه ساخت تا مکاني براي اجراي تئاتر باشد، از آن زمان درِ اصلي مدرسه در خيابان همايون بسته و دري به خيابان ناصريه سابق و ناصر خسرو فعلي گشوده شد، بعدها با اعتراض سفير انگلستان به مليت اتريشي اين افراد، چند استاد ايتاليايي، فرانسوي و آلماني نيز به اين افراد اضافه شدند، سه استاد ايراني طب، عربي و جغرافيا و يک استاد فرانسوي مقيم ايران نيز بزودي به اين جمع افزوده شدند.

نخستين دانشگاه تاريخ مدرن ايرن چگونه نامگذاري شد

از نامه‌هاي به جا مانده از اميرکبير و مندرجات روزنامه وقايع اتفاقيه و اسناد ديگر برمي‌آيد در آغاز نام خاصي براي اين واحد آموزشي در دست‌ ساخت در نظر نگرفته بودند و از اين بنا با عناوين «مدرسه، مدرسه جديد، مکتبخانه پادشاهي، تعليم‌خانه، معلم‌خانه و مدرسه نظاميه» ياد شده است.

در آخرين نامه‌اي که اميرکبير به سفير ايران در روسيه براي پيگيري جذب استادان اروپايي مي‌نويسد، از اين بنا به عنوان مدرسه نظاميه ياد مي‌کند.

واژه دارالفنون در معناي لغوي چه تعريفي دارد

در منابع پيش و پس از تأسيس دارالفنون، به خصوص در خاطرات دانش‌آموختگان اروپا به واژه دارالفنون برمي‌خوريم. اينان زماني که از دانشگاه‌هاي اروپايي نام مي‌برند آنها را دارالفنون مي‌نامند؛ مانند دارالفنون پاريس، دارالفنون لندن و کلمه دارالفنون ترجمه Polytechniqu فرانسوي يا Polytechnic انگليسي است که عثماني‌ها آن را به عربي ترجمه کردند و با همين لفظ وارد زبان فارسي شد.

نخستين دانشگاه تاريخ ايران با الهام از عمارت سربازخانه وليچ ساخته شد

اميرکبير محل ساختمان را خود شخصاً در مجاورت کاخ‌هاي سلطنتي و در مکاني که سربازان آموزش نظامي مي‌ديدند، با موافقت ناصرالدين شاه انتخاب کرد، و به ميرزا رضاخان مهندس تبريزي که يکي از پنج نفر محصل اعزامي به لندن در زمان عباس ميرزا بود دستور تهيه نقشه ساختمان را داد.

نقشه ساختمان با استفاده از طرح عمارت سربازخانه وليچ انگليس در اواخر سال ???? آماده و محمدتقي معمارباشي به احداث آن مأمور شد و کار را آغاز کرد، قسمت شرقي بنا در سال ????اتمام يافت.

?? سال پس از فعاليت و در سال ???? (???? قمري) ساختمان مدرسه به دستور اعتمادالدوله وزير وقت معارف تخريب شد و ساختمان فعلي با نقشه? مهندسي روسي ساخته شد.

ساختمان مدرسه پنجاه اتاق مربعي چهار در چهار ذرعي داشت که در چهار طرف حياط قرار گرفته بودند، وضعيت ظاهري همه اين اتاق‌ها «منقش و مذهب» توصيف شده که مشخص است همه آن‌ها داراي تزيينات چشم نواز نقاشي و گچبري رنگي بوده‌اند.

جلو اتاق‌ها ايوان و سايبان ساخته بودند و در وسط حياط مدرسه حوض بزرگي قرار داشت که در اطراف آن باغچه‌هايي براي کاشت درخت و ايجاد فضاي سبز و گلکاري ايجاد شده بود.

حد فاصل باغچه‌ها را خيابان کشي و با آجرهاي بزرگ معروف به قزاقي فرش کرده بودند، در ضلع شرقي و در پشت کلاس‌ها چندين مغازه ساخته بودند که وزارت علوم و معارف در بالاخانه آنها مستقر بود.

در ضلع شمالي و پشت ساختمان مخابرات امروزي محوطه‌اي وسيع با چند اتاق کوچک و بزرگ قرار داشت که مخصوص دانشجويان شعبه نظامي بود.

ساختمان دارالفنون زمان اميرکبير هشتاد سال پا برجا ماند و با وجودي که همچنان قابل استفاده بود، در سال ???? خورشيدي تخريب شد. در اين سال ميرزا يحيي خان اعتمادالدوله قراگزلو وزير معارف وقت ساختمان اوليه را در هم کوبيد و با نقشه و نظارت مارکف، مهندس روسي، ساختمان فعلي رابه جاي آن ساخت. علي اصغر حکمت وزير فرهنگ وقت نيز در سال ???? در شمال و جنوب، عمارتي را بر آن افزود. در حال حاضر در ورودي بنا در شمال شرقي مدرسه و رو به خيابان ناصر خسرو باز مي‌شود.

دارلفنون مجهز به تجهيزات پزشکي و آزمايشگاه فيزيک،شيمي و داروسازي بود

دارالفنون مجهز به آزمايشگاه فيزيک و شيمي و داروسازي، چاپخانه، کتابخانه، سفره خانه يا غذاخوري بود، در يکي از اتاق‌هاي آن دو اسکلت براي آموزش دانشجويان پزشکي نگهداري مي‌شد، در نيمه اول سال???? قمري نيرالملوک وزير علوم با همکاري امين السلطان وزير ماليه با خريد و تخريب خانه‌هاي ساکنان ضلع جنوبي مدرسه، تالار بزرگ نمايش را ساخت تا ناصرالدين شاه، که در سفر فرنگ با تئاتر آشنا شده بود، در آن به تماشاي تئاتر بپردازد.

در اصلي مدرسه ابتدا به خيابان باب همايون باز مي‌شد که بنا به مصالحي آن را بستند و در ورودي را به خيابان ناصريه يا ناصر خسرو فعلي باز کردند.

رشته‌هاي تحصيلي دارالفنون شامل پزشکي، داروسازي و کاني‌شناسي بود

پياده‌نظام، سواره‌نظام، توپ‌خانه، مهندسي، پزشکي و جراحي، داروسازي و کاني‌شناسي رشته‌هايي بود که در اين مدرسه تدريس مي‌شد، از سويي زبان فرانسه، علوم طبيعي، رياضي، تاريخ و جغرافيا دروس مشترک همه? رشته‌ها بود که بعدها زبان انگليسي، روسي، نقاشي و موسيقي به اين درس‌ها افزوده شد.

براي اداره? امور مدرسه، اميرکبير در ابتداء به استخدام معلمان خارجي مي‌پردازد،ازآنجاييکه  که با سياست‌هاي دولت‌هاي فرانسه و انگليس آشنا بود، دست نياز به سوي آنها دراز نمي‌کند، بلکه به سراغ اتريشي‌ها رفته و شش معلم را براي مدت شش سال با مقرري سالانه چهارهزار و چهارصد تومان استخدام مي‌کند.

رشته‌هاي تحصيلي در دارالفنون شامل هفت رشته پياده نظام، سواره نظام، توپخانه، پزشکي و جراحي، داروسازي و کاني‌شناسي بود. کلاسهاي هر درس و هر رشته ثابت و مشخص بود.

زبان خارجي ابتدا فرانسه بود و بعد روسي و انگليسي هم تدريس مي‌شد، معلمان ابتدايي زبان فرانسه افرادي چون ملکم‌خان، ميرزا آقا، ميرزا جعفر، محمد حسن خان قاجار و شيخ محسن‌خان بودند که  برخي از آنها در فرانسه اين زبان را آموخته بودند و  تمام رشته‌ها، درس تاريخ، جغرافي، رياضي و زبان خارجه داشتند.

پس از انقلاب مشروطيت و با ورود معلمين فرانسوي، اقداماتي اساسي براي بازسازي شأن علمي و جايگاه اين مرکز آغاز شد و در سال ???? «آئين‌نامه مدرسه دارالفنون» تدوين شد.

براساس سيستم جديد، سال تحصيلي از شهريور ماه هر سال آغاز و تا خرداد ماه سال بعد پايان مي‌يافت.

روساي دارالفنون معمولا از مهمترين مقام‌هاي سياسي مملکت بودند که ميرزا محمد علي خان شيرازي (وزير امور خارجه)، عزيز خان مکري (سردار کل يا وزير جنگ)، ميرزا محمد خان امير تومان، عليقلي ميرزا اعتضاد السلطنه (اولين وزير علوم ايران)، رضاقلي خان هدايت(به مدت هيجده سال ناظم و سپس رييس مدرسه شد)، علي‌قلي‌خان هدايت پسر رضاقلي خان هدايت بعدها ملقب به مخبرالدوله را روساي دارالفنون را شامل مي‌شدند.

اعتضادالسلطنه عموي ناصرالدين شاه، مشهورترين رييس دارالفنون و رضاقلي‌خان هدايت مشهورترين ناظم دارالفنون بودند و دوران درخشان دارالفنون در زمان مديريت آن‌ها بوده‌است.

يک نفر کتابدار، يک نفر آجودان، يک ناظر، يک صندوق‌دار، يک نفر منشي که فعاليت‌هاي مدرسه را ثبت مي‌کرد، يک نفر مؤذن، تعدادي نگهبان و فراش جزو ساختار اداري دارالفنون بودند.

داودخان مسيحي به عنوان نماينده اميرکبير به اتريش رفت تا به سفارش وي ? استاد در زمينه کارهاي نظامي و امور وابسته به آن، استادي براي آموزش فيزيک، شيمي و داروسازي و دو معدن‌چي که در کار معدن توانمند باشند را به خدمت بگيرد.

بدين ترتيب ? استاد به ايران دعوت و به عنوان اولين استادان دارالفنون مشغول به کار شدند.

علاوه بر اين هفت نفر شخصي به نام موسيو ريشارد (Richard) فرانسوي که فارسي را خوب مي‌دانست و تقريبا ايراني شده بود و ميرزاملکم‌خان که از رامنه? جلفا بود و مدتي سمت وزير مختاري در انگلستان را به عهده داشت نيز براي تدريس در رشته‌هاي زبان فرانسه و جغرافيا براي دارالفنون استخدام شدند.

معلمان اروپايي همه در رشته مربوط به خود افراد دانشمندي بودند و علاوه بر وظايف تدريسي به تاليف کتابهاي درسي هم مي‌پرداختند که بعدها معلميني از ايتاليا، آلمان و فرانسه نيز استخدام شدند.

با پايان دوره تحصيل نخستين نسل دانش‌آموزان دارالفنون در سال ????  اولين گروه از دانش‌آموختگان آشنا با علوم و معارف جديد اروپايي پا به عرصه اجتماع گذاردند.

از آن پس و در همه دهه‌هاي بعد فارغ‌التحصيلان دارالفنون همواره از تاثيرگذارترين افراد در فضاي سياسي و اجتماعي ايران بودند.

مشهورترين فارغ التحصيل از نسل اول دارالفنون، محمدحسن‌خان صنيع‌الدوله معروف به اعتماد السلطنه بود که پس از تحصيل در دارالفنون و سپس در فرانسه به سمت رياست دارالترجمه همايوني و مترجم مخصوص ناصرالدين شاه و همچنين وزير انطباعات (چاپ و نشر) مشغول شد.

هرچند که دارالفنون از همان نسل نخست توانست اشتياق به فراگيري علوم و معارف جديد به سبک اروپايي را در بين دانش‌آموزان برانگيزد، اما تفاوت آشکاري بين فارغ‌اتحصيلان متاخرتر با نسل‌هاي اوليه مشهود بود: به واسطه آموزش فراگرفته در دارالفنون، شرايط سياسي کشور در عهد ناصري و آشنايي روزافزون با ايده‌هاي ملي‌گرايانه و تفکرات روشنفکرانه متفکرين قرن هيجدهم فرانسه، نسل‌هاي بعدي دانش‌آموختگان دارالفنون داراي وجوه ناسيوناليستي يا روشنفکري بيشتري بوده و نسبت به شرايط سياسي و اجتماعي ايران وقوف بيشتري داشتند.

اين نسل از فارغ التحصيلان دارالفنون نسبت به ساير هموطنان خود درک بهتري از دنياي جديد و رابطه و جايگاه ايران در اين دنيا داشته و نسلي از منتقدين طبقه حاکم، جزم انديشي ديني و عقب‌افتادگي فرهنگي را بوجود آوردند.

بسياري از فارغ التحصيلان دارالفنون وارد فعاليت‌هاي سياسي شده و در جنبش مشروطه مشارکت تاثيرگذاري داشتند: صنيع‌الدوله و احتشام السلطنه اولين و دومين روساي مجلس شوراي ملي و ميرزا جهانگيرخان روزنامه نگار و مدير روزنامه تاثيرگذار صور اسرافيل از دانش‌آموختگان دارالفنون بودند.

بسياري از معلمين و فارغ التحصيلان دارالفنون پس از تاسيس دانشگاه تهران به استادي اين دانشگاه رسيدند و تعدادي در مقام‌هاي مهم دولتي نظير وزارت و يا حتي نخست وزيري در نظام‌هاي سياسي بعدي قرارگرفتند.

برخي مخالفت‌ها با پيشرفت دارالفنون ناشي از آن بود که فارغ‌التحصيلان دارالفنون را طرفدار فرهنگ غرب تلقي مي‌کردند، به ويژه دانش‌آموختگاني که به ادامه? تحصيل در غرب پرداخته بودند، برخي از آنها با رفتارهاي خود به اين ذهنيت منفي کمک مي‌کردند.

هشت سال پس از افتتاح دارالفنون به علت ورود تعدادي از فارغ التحصيلان آن به تشکيلات فراماسونري يا فراموشخانه ميرزا ملکم خان، بي‌مهري و کم توجهي ناصرالدين شاه به اين مدرسه آغاز شد.

ناصرالدين شاه در دهه آخر حکومتش و بيش از گذشته پافشاري فراوان داشت که مسئولان دارالفنون، چه ديواني و چه فرهنگي از طريق هزينه بالاي شهريه و دستچين نمودن دانش آموزان، از ورود فرزندان رعيت‌ها به دارالفنون جلوگيري کنند چراکه از رشد افراد دانشمند در ايران واهمه پيدا کرد.


مراسم جداشدن دبيرستان شوکتيه از دبستان شوکتيه با حضور محمد ابراهيم خان علم و کنسول انگلستان در سال ????

معلمان اتريشي در ?? محرم سال ???? هجري قمري دو روز پس از عزل اميرکبير به تهران رسيدند. با وجود اين اميرکبير سفارش آن‌ها را به جان داود خان کرد و گفت چندان که مي‌تواني به آنان مهرباني کن و نگذار ناراحت و پراکنده خاطر شوند. ناصرالدين شاه نيز از ورودشان با خبر و خوشحال شد و داودخان را به اعطاي حمايل سرخ سرتيپي مفتخر کرد. گويا استقبال خوب و شاياني از اساتيد اتريشي به عمل نيامده‌است. دکتر ياکوب ادوارد پولاک، از جمله آن استادان، سرگذشت پذيرايي سرد ايرانيان را اين گونه نوشته‌است
ما در ?? نوامبر ???? به تهران وارد شديم. پذيرايي سردي از ما نمودند. کسي به پيشواز ما نيامد و اندکي پس از آن آگاه شديم که در اين ميانه اوضاع دگرگون شده‌است و چند روز پيش از ورود ما، در پي کارشکني‌هاي درباريان و به ويژه? دسيسه‌هاي مادر شاه، که از دشمنان سر سخت اميرنظام بود، ميرزا تقي‌خان از کار بر کنار شده بود. اما همين‌که امير از ورود ما آگاه شد، به ميرزا داوودخان گفته بود اين نمساوي‌هاي بيچاره را من به ايران آورده‌ام. اگر سر کار بودم، اسباب آرامش آن‌ها را فراهم مي‌کردم، اما اکنون نگرانم به آنان خوش نگذرد. سعي کن کارشان رو به راه شود.
گشايش
دارالفنون در روز يکشنبه ششم دي ماه ???? برابر با پنجم ربيع‌الاول ???? قمري، سيزده روز پيش از قتل اميرکبير و با حضور ناصرالدين شاه، آقاخان نوري صدراعظم جديد و گروهي از دانشمندان و معلمين ايراني و اروپايي با ?? نفر شاگرد رسماً گشايش يافت.
در روزنامه وقايع اتفاقيه آمده‌است:
در روز يکشنبه پنجم ماه ربيع نخستين از سال ???? هجري مطابق سنه خامسه از جلوس سعادت مانوس، مدرسه مبارکه دارالفنون، واقعه در ارک محروسه تهران که بنا و انشاء از سال سابق شروع شده بود بر حسب امر فرمان مطاع افتتاح گرديد و از آن تاريخ علوم مستظرف و فنون مستحدث و صنايع مستغرب که حکماي اروپا اساس آن‌ها را در ظرف چندين قرن برپا ساخته بودند در اين تأسيس با تقديس انتشار همي گرفت و اشتهار همي پذيرفت.
در آن زمان هفت معلم اتريشي، آموزش محصليني را که اغلب از خانواده‌هاي مهم و بانفوذ بودند، بر عهده داشتند. با وجود آغاز به کار مدرسه عمليات ساختماني آن تا سال ???? هجري قمري ادامه داشت. در سال ???? قمري نيرالملوک وزير علوم تالار نمايشي در مدرسه ساخت تا مکاني براي اجراي تئاتر باشد. از آن زمان درِ اصلي مدرسه در خيابان همايون بسته و دري به خيابان ناصريه سابق و ناصر خسرو فعلي گشوده شد.. بعدها با اعتراض سفير انگلستان به مليت اتريشي اين افراد، چند استاد ايتاليايي، فرانسوي و آلماني نيز به اين افراد اضافه شدند. سه استاد ايراني طب، عربي و جغرافيا و يک استاد فرانسوي مقيم ايران نيز بزودي به اين جمع افزوده شدند
نامگذاري
از نامه‌هاي به جا مانده از اميرکبير و مندرجات روزنامه وقايع اتفاقيه و اسناد ديگر برمي آيد در آغاز نام خاصي براي اين واحد آموزشي در دست ساخت در نظر نگرفته بودند و از اين بنا با عناوين «مدرسه، مدرسه جديد، مکتبخانه پادشاهي، تعليم خانه، معلم خانه و مدرسه نظاميه» ياد شده‌است. در آخرين نامه‌اي که اميرکبير به سفير ايران در روسيه براي پيگيري جذب استادان اروپايي مي‌نويسد، از اين بنا به عنوان مدرسه نظاميه ياد مي‌کند.
ريشه‌شناسي واژه دارالفنون
در منابع پيش و پس از تأسيس دارالفنون، به خصوص در خاطرات دانش‌آموختگان اروپا به واژه دارالفنون برمي خوريم. اينان زماني که از دانشگاه‌هاي اروپايي نام مي‌برند آنها را دارالفنون مي‌نامند؛ مانند دارالفنون پاريس و دارالفنون لندن. واژه دارالفنون ترجمه Polytechnique فرانسوي يا Polytechnic انگليسي است که عثماني‌ها آن را به عربي ترجمه کردند و با همين لفظ وارد زبان فارسي شد.
ساختمان
اميرکبير محل ساختمان را خود شخصاً در مجاورت کاخ‌هاي سلطنتي و در مکاني که سربازان آموزش نظامي مي‌ديدند با موافقت ناصرالدين شاه انتخاب کرد، و به ميرزارضاخان مهندس تبريزي که يکي از پنج نفر محصل اعزامي به لندن در زمان عباس ميرزا بود دستور تهيه نقشه ساختمان را داد. نقشه ساختمان با استفاده از طرح عمارت سربازخانه وليچ انگليس در اواخر سال ???? آماده و محمدتقي معمارباشي به احداث آن مأمور شد و کار را آغاز کردقسمت شرقي بنا در سال ????اتمام يافت. هشتاد سال پس از فعاليت و در سال ???? (???? قمري) ساختمان مدرسه به دستور اعتمادالدوله وزير وقت معارف تخريب شد و ساختمان فعلي با نقشه? مهندسي روسي ساخته شد
ساختمان مدرسه پنجاه اتاق مربعي چهار در چهار ذرعي داشت که در چهارطرف حياط قرار گرفته بودند. وضعيت ظاهري همه اين اتاقها «منقش و مذهب» توصيف شده که مشخص است همه آنها داراي تزيينات چشم نواز نقاشي و گچبري رنگي بوده‌اند. جلو اتاقها ايوان و سايبان ساخته بودند. در وسط حياط مدرسه حوض بزرگي قرار داشت که در اطراف آن باغچه‌هايي براي کاشت درخت و ايجاد فضاي سبز و گلکاري ايجاد شده بود. حد فاصل باغچه‌ها را خيابان کشي و با آجرهاي بزرگ معروف به قزاقي فرش کرده بودند. در ضلع شرقي و در پشت کلاسها چندين مغازه ساخته بودند که وزارت علوم و معارف در بالاخانه آنها مستقر بود. در ضلع شمالي و پشت ساختمان مخابرات امروزي محوطه‌اي وسيع با چند اتاق کوچک و بزرگ قرار داشت که مخصوص دانشجويان شعبه نظامي و بعد از آنها موزيک بود. دارالفنون مجهز به آزمايشگاه فيزيک و شيمي و داروسازي، چاپخانه، کتابخانه، سفره خانه يا غذاخوري بود. در يکي از اتاقهاي آن دواسکلت براي آموزش دانشجويان پزشکي نگهداري مي‌شد. در نيمه اول سال???? قمري نيرالملوک وزير علوم با همکاري امين السلطان وزير ماليه با خريد و تخريب خانه‌هاي ساکنان ضلع جنوبي مدرسه، تالار بزرگ نمايش را ساخت تا ناصرالدين شاه، که در سفر فرنگ با تئاتر آشنا شده بود، در آن به تماشاي تئاتر بپردازد. دراصلي مدرسه ابتدا به خيابان باب همايون باز مي‌شد که بنا به مصالحي آن را بستند و در ورودي را به خيابان ناصريه يا ناصر خسرو فعلي باز کردند.
ساختمان فعلي دارالفنون
ساختمان دارالفنون زمان اميرکبير هشتاد سال پابرجا ماند و با وجودي که همچنان قابل استفاده بود، در سال ???? خورشيدي تخريب شد. در اين سال ميرزا يحيي خان اعتمادالدوله قراگزلو وزير معارف وقت ساختمان اوليه را در هم کوبيد و با نقشه و نظارت مارکف، مهندس روسي، ساختمان فعلي رابه جاي آن ساخت. علي اصغر حکمت وزير فرهنگ وقت نيز در سال ???? در شمال و جنوب، عمارتي را بر آن افزود. در حال حاضر در ورودي بنا در شمال شرقي مدرسه و رو به خيابان ناصر خسرو باز مي‌شود. اين دروازه به شيوه معماري سنتي داراي طاق زنجيره‌اي بلندي است. در دوسوي درگاه دوستون استوانه‌اي نقره‌اي رنگ طاق اين دروازه رانگه داشته‌است. درست بالاي در دولنگه‌اي چوبي وقهوه‌اي رنگ مدرسه واژه دارالفنون و سال تأسيس آن ???? قمري را بر کاشي نوشته‌اند. اين در که در يکي از چهار کنج مدرسه قرار دارد به فضايي هشتي مانند باز مي‌شود که از سوي ديگر به فضاي حياط راه دارد. ساختمان دو طبقه مدرسه درزميني مستطيلي بنا شده‌است. در رأس هر چهار ضلع چهار پلکان مارپيچي طبقه پايين مدرسه را به طبقه بالا متصل مي‌کند. درحاشيه بيروين پله‌ها نرده آهني تو پري نصب شده‌است که مانع از سقوط افراد مي‌شود. ساختمان کنوني سي و دو کلاس درس دارد: دوازده کلاس دردو طبقه ضلع شرقي و به همان اندازه در ضلع غربي و هشت کلاس در دو طبقه ضلع شمالي. سالنهاي نمايش و غذاخوري نيز در ضلع جنوبي ساخته شده‌اند. احتمالاً اين دو سالن بايد از همان بناهاي اوليه دارالفنون باشد و مارکف ساختمان کلاسها را تخريب وبازسازي کرده‌است.

سردر ساختمان دارالفنون
پياده‌نظام، سواره‌نظام، توپ‌خانه، مهندسي، پزشکي و جراحي، داروسازي و کاني‌شناسي رشته‌هايي بود که در اين مدرسه تدريس مي‌شد. زبان فرانسه، علوم طبيعي، رياضي، تاريخ و جغرافيا دروس مشترک همه? رشته‌ها بود. بعدها زبان انگليسي، روسي، نقاشي و موسيقي به اين درس‌ها افزوده شد.
براي اداره? امور مدرسه، امير در ابتداء به استخدام معلمان خارجي مي‌پردازد. وي که با سياست‌هاي دولت‌هاي فرانسه و انگليس آشنا بود، دست نياز به سوي آنها دراز نمي‌کند، بلکه به سراغ اتريشي‌ها رفته و شش معلم را براي مدت شش سال با مقرري سالانه چهارهزار و چهارصد تومان استخدام مي‌کند.
رشته‌هاي تحصيلي
رشته‌هاي تحصيلي در دارالفنون شامل هفت رشته پياده‌نظام، سواره نظام، توپخانه، پزشکي و جراحي، داروسازي و کاني‌شناسي بود. کلاسهاي هر درس و هر رشته ثابت و مشخص بود
دروس عمومي
زبان خارجي ابتدا فرانسه بود و بعد روسي و انگليسي هم تدريس مي‌شد. معلمان ابتدايي زبان فرانسه افرادي چون ملکم‌خان، ميرزا آقا، ميرزا جعفر، محمد حسن خان قاجار و شيخ محسن‌خان بودند. برخي از آنها در فرانسه اين زبان را آموخته بودند. تمام رشته‌ها، درس تاريخ، جغرافي، رياضي و زبان خارجه داشتند.
آيين‌نامه آموزشي
پس از انقلاب مشروطيت و با ورود معلمين فرانسوي، اقداماتي اساسي براي بازسازي شأن علمي و جايگاه اين مرکز آغاز شد و در سال ???? «آئين‌نامه مدرسه دارالفنون» تدوين شد. براساس سيستم جديد، سال تحصيلي از شهريور ماه هر سال آغاز و تا خرداد ماه سال بعد پايان مي‌يافت.
ساختار و مديريت دارالفنون
ساختار اداري دارالفنون شامل رييس و ناظم بود.
رؤسا
رؤساي دارالفنون معمولاً از مهمترين مقام‌هاي سياسي مملکت بودند. افراد زير به ترتيب رؤساي دارالفنون بودند:
1.    ميرزا محمدعلي خان شيرازي (وزير امور خارجه)
2.    عزيز خان مکري (سردار کل يا وزير جنگ)
3.    ميرزا محمد خان امير تومان
4.    عليقلي ميرزا اعتضاد السلطنه (اولين وزير علوم ايران)
5.    رضاقلي خان هدايت (به مدت هيجده سال ناظم و سپس رييس مدرسه شد)
6.    علي‌قلي خان هدايت پسر رضاقلي خان هدايت بعدها ملقب به مخبرالدوله شد.
7.    جعفرقلي خان هدايت برادر کوچک علي‌قلي خان ملقب به مخبرالملک
8.    محمدحسين خان اديب‌الدوله
9.    رضاقلي هدايت پسر جعفرقلي‌خان هدايت
اعتضادالسلطنه عموي ناصرالدين شاه، مشهورترين رئيس دارالفنون و رضاقلي‌خان هدايت مشهورترين ناظم دارالفنون بودند و دوران درخشان دارالفنون در زمان مديريت آن‌ها بوده‌است. يک نفر کتابدار، يک نفر آجودان، يک ناظر، يک صندوق‌دار، يک نفر منشي که فعاليت‌هاي مدرسه را ثبت مي‌کرد، يک نفر مؤذن، تعدادي نگهبان و فراش جزو ساختار اداري دارالفنون بودند.
استادان
داودخان مسيحي به عنوان نماينده اميرکبير به اتريش رفت تا به سفارش وي ? استاد در زمينه کارهاي نظامي و امور وابسته به آن، استادي براي آموزش فيزيک، شيمي و داروسازي و دو معدن‌چي که در کار معدن توانمند باشند را به خدمت بگيرد. بدين ترتيب ? استاد به ايران دعوت و به عنوان اولين استادان دارالفنون مشغول به کار شدند. نام اين هفت نفر عبارتند از
1.    ياکوب ادوارد پولاک (Polak)، معلم طب
2.    دکتر فوکتي (Focckette)، معلم طبيعيات و داروسازي
3.    چارنوتا (Charnota)، معلم معدن‌شناسي
4.    زاتي (Zatti)، معلم رياضيات و هندسه
5.    موسيو کرشيش(Kerziz)، معلم توپخانه
6.    آلفرد بارون دي گومنس(Cumoans)، معلم پياده‌نظام
7.    نميرو (Nemiro)، معلم سواره‌نظام
اضافه بر اين هفت نفر شخصي به نام موسيو ريشارد (Richard) فرانسوي که فارسي را خوب مي‌دانست و تقريباً ايراني شده بود و ميرزاملکم‌خان که از رامنه? جلفا بود و مدتي سمت وزير مختاري در انگلستان را به عهده داشت نيز براي تدريس در رشته‌هاي زبان فرانسه و جغرافيا براي دارالفنون استخدام شدند. معلمان اروپايي همه در رشته مربوط به خود افراد دانشمندي بودند و علاوه بر وظايف تدريسي به تاليف کتابهاي درسي هم مي‌پرداختند.
بعدها معلميني از ايتاليا، آلمان و فرانسه نيز استخدام شدند.
معلمان سرشناس

ميرزا ملکم خان از نخستين مدرسان دالفنون
•    دکتر پولاک (معلم طب، جراحي و کحالي يا «علاج چشم»)
•    دکتر ژرژ (معلم طب)
•    دکتر گالي (معلم جراحي)
•    موسيو دانتان (معلم تاريخ طبيعي)
•    موسيو لومر (معلم موسيقي)
•    موسيو المر (معلم شيمي)
•    موسيو داويد (معلم مهندسي و هندسه)
•    بديع‌اله واجد سميعي (معلم رياضي)
•    عبدالغفار نجم‌الدوله (معلم رياضي)
•    عبدالرزاق بغايري معلم مهندسي و رياضي)
•    يوهان لوئيس شليمر (معلم طب، بيماري‌هاي جلدي و تشريح)
•    ژول ريشار (او در ايران مسلمان شد و نام رضا را براي خود برگزيد - معلم زبان فرانسه)
•    يوسف ريشار («محمدرضا خان»(فرزند ژول ريشار) ملقب به «يوسف ريشارخان») (معلم زبان فرانسه)
•    ميرزا ملکم‌خان (معلم حساب، هندسه عام و لگاريتم)
•    شيخ محمد صالح اصفهاني (معلم فارسي و عربي)
•    متراتسو ايتاليايي (مربي سپاه و معلم پياده‌نظام و فن آرايش لشکر يا تاکتيک)
•    فاکتي ايتاليايي (معلم فيزيک، شيمي و دواسازي)
•    دکتر کلوکه طبيب مخصوص شاه (معلم طب و جراحي)
•    دکتر محمود خان شيمي طبيب و چشم پزشک معروف در آن زمان
•    ميرزا علي اکبر خان مصورالسلطان استاد نقاشي
•    محمد خان شيمي
معلمان طب سنتي ايران در دارلفنون
•    ميرزا احمد طبيب کاشاني
•    ميرزا عبدالوهاب
•    ميرزا کاظم محلاتي
•    ميرزا ابوالقاسم ناييني (سلطان‌الحکما)
•    ميرزا سيد علي
دانش‌آموختگان
نوشتار اصلي: فهرست دانش‌آموختگان سرشناس دارالفنون
با پايان دوره تحصيل نخستين نسل دانش‌آموزان دارالفنون در سال ????اولين گروه از دانش‌آموختگان آشنا با علوم و معارف جديد اروپايي پا به عرصه اجتماع گذاردند. از آن پس و در همه دهه‌هاي بعد فارغ‌التحصيلان دارالفنون همواره از تاثيرگذارترين افراد در فضاي سياسي و اجتماعي ايران بودند. مشهورترين فارغ‌التحصيل از نسل اول دارالفنون، محمدحسن‌خان صنيع‌الدوله معروف به اعتماد السلطنه بود که پس از تحصيل در دارالفنون و سپس در فرانسه به سمت رياست دارالترجمه همايوني و مترجم مخصوص ناصرالدين شاه و همچنين وزير انطباعات (چاپ و نشر) رسيد.  هرچند که دارالفنون از همان نسل نخست توانست اشتياق به فراگيري علوم و معارف جديد به سبک اروپايي را در بين دانش‌آموزان برانگيزد، اما تفاوت آشکاري بين فارغ‌اتحصيلان متاخرتر با نسل‌هاي اوليه مشهود بود: به واسطه آموزش فراگرفته در دارالفنون، شرايط سياسي کشور در عهد ناصري و آشنايي روزافزون با ايده‌هاي ملي‌گرايانه و تفکرات روشنفکرانه متفکرين قرن هيجدهم فرانسه، نسل‌هاي بعدي دانش‌آموختگان دارالفنون داراي وجوه ناسيوناليستي يا روشنفکري بيشتري بوده و نسبت به شرايط سياسي و اجتماعي ايران وقوف بيشتري داشتند. اين نسل از فارغ التحصيلان دارالفنون نسبت به ساير هموطنان خود درک بهتري از دنياي جديد و رابطه و جايگاه ايران در اين دنيا داشته و نسلي از منتقدين طبقه حاکم، جزم انديشي ديني و عقب‌افتادگي فرهنگي را بوجود آوردند. بسياري از فارغ التحصيلان دارالفنون وارد فعاليت‌هاي سياسي شده و در جنبش مشروطه مشارکت تاثيرگذاري داشتند: صنيع‌الدوله و احتشام السلطنه اولين و دومين روساي مجلس شوراي ملي و ميرزا جهانگيرخان روزنامه نگار و مدير روزنامه تاثيرگذار صور اسرافيل از دانش‌آموختگان دارالفنون بودند. بسياري از معلمين و فارغ التحصيلان دارالفنون پس از تاسيس دانشگاه تهران به استادي اين دانشگاه رسيدند و تعدادي در مقام‌هاي مهم دولتي نظير وزارت و يا حتي نخست وزيري در نظام‌هاي سياسي بعدي قرارگرفتند.
پزشکي در دارالفنون
پزشکي از همان ابتداي تاسيس به عنوان يکي ار رشته‌هاي اصلي در دارلفنون شناخته مي‌شد.
دکتر پولاک
اولين دوره پزشکي در دارالفنون با ?? دانشجوي دکتر پولاک شروع شد که با پيوستن دانشجويان خصوصي دکتر کلوکه مجموعاً تعداد آنها به ?? نفر رسيد. دکتر پولاک به جز آموزش‌هاي تئوريک در سه سطح دانشجويان مذکور را تحت آموزش فرار داده بود. اولي از طريق درمانگاه طب سرپايي، دوم از طريق کار در بيمارستان نظامي تازه تاسيس و سوم از طريق فرستادن آنها به ادامه تحصيل در اروپا بود.
دکتر شليمر
جانشين دکتر پولاک در دارالفنون يک پزشک هلندي بود که پيش از اين نيز در عثماني خدمت کرده بود. دکتر شليمر نيز شخصاً به فراگرفتن زبان فارسي درست زد.
شکل گيري مدرسه طبديپلم چهارخانه
استقلال مدرسه طب از دارالفنون
ادغام مدرسه طب در دانشکده پزشکي
کتابخانه
بنا به گفته مخبرالدوله که در آغاز به عنوان مسئول کتابخانه دارالفنون منصوب شده بود، کتابخانه داراي تعداد بسيار محدودي کتاب بود. به مرور زمان با اضافه شدن کتاب‌هاي نوشته شده توسط اساتيد و دانشجويان دارالفنون و همچنين کتاب‌هاي تاريخ اروپايي کتابخانه بزرگ‌تر شد. در مواردي اهداي کتاب به کتابخانه نيز در رشد کتابخانه مؤثر بود، بعنوان نمونه اعتضادالسلطنه در سال ???? کتابخانه شخصي خود را که شامل کتاب‌هايي به زبان‌هاي فارسي و اروپايي بود به دارالفنون اهدا نمود. در دهه ???? که کتابخانه ملي ايران تاسيس شد، گنجينه دارالفنون به کتابخانه ملي منتقل شداز زمان تاًسيس کتابخانه مبارکه دارالفنون تا سال ????، نام کتابخانه دارالفنون به شرح ذيل بوده‌است.
1.    کتابخانه مبارکه دارالفنون
2.    کتابخانه معارف
3.    کتابخانه معرف عمومي
4.    کتابخانه معارف فني
5.    کتابخانه فردوسي
علي قلي خان مخبرالسلطنه، وزير عتوم اولين کتابدار دارالفنون بوده‌است ودرسال ???? منصب کتابداري به وسيله ناصرالدين شاه به جعفر قلي خان نيّرالمللک واگذارشد. درسال ???? شاه‌زاده اعتضادالسلطنه کتابخانه‌اي که مجموعه‌اي ازکتاب‌هاي فارسي وخارجي را تهيه مي‌نمايد، مجدداًدرکتابخانه دارالفنون (کتابخانه معارف عمومي) قرار گرفته و شهرت مي‌يابد.
چاپخانه دارالفنون
چاپخانه چاپ سنگي دارالفنون يا دارالطباعه خاصه علميه مبارکه دارالفنون طهران همزمان با گشايش» مدرسه دارالفنون شروع به کار کرد. تشکيلات اين چاپخانه اختصاصاً براي چاپ کتابهاي درسي که عموماً در اين چاپخانه به چاپ مي‌رسيد مجهز شده بود. اين چاپخانه از سال تأسيس (???? ق) تا حدود سال ???? قمري جمعاً در حدود ?? الي ?? جلد کتاب درسي را چاپ و صحافي و انتشار داد.... اين چاپخانه تا سال ???? ق برقرار بوده‌است.[??]
بودجه
بودجه دارالفنون در آغاز ???? تومان بود، اما در سال ????ق. به سي‌هزارتومان رسيد.[??]
انحطاط دارالفنون
از آغاز تاسيس دارالفنون برخي از درباريان به مخالفت با آن پرداختند. اولين مخالف آن، جانشين اميرکبير، ميرزا آقاخان نوري بود که به دنبال انحلال آن برآمد. آقاخان درصدد برآمد تا معلمان اتريشي را به وطن خود بازگرداند و نماينده بريتانيا از اقدامات وي پشتيباني کرد و حتي سرهنگ شيل به شاه توصيه کرد که مدرسه دارالفنون به ضرر سلطنت اوست. خوشبختانه ناصرالدين شاه به اين حرف‌ها گوش نداد و به حمايت و حفظ آن پرداخت. علي‌رغم حمايت‌هاي اوليه شاه از دارافنون، کم‌کم وي نسبت به آن بدبين شد، چرا که به شدت از تشکيلات فراماسونري متنفر بود و برخي از شاگردان دارالفنون به واسطه ملکم‌خان وارد اين تشکيلات سري شده‌بودند. با اين همه شاه نگران نوع نگرش اروپاييان به ايران بود، از آن جهت که بستن دارافنون را نشانه عقب‌ماندگي تلقي مي‌کرد، از بستن آن صرف‌نظر کرد.

يکي ديگر ار عوامل مخالفت با دارالفنون رواج آموزش پزشکي اروپايي بود. طرفداران نظام پزشکي سنتي، تشکيلات جديد را خطري جدي براي موقعيت شغلي خود احساس مي‌کردند. در کلاس‌هاس طب تا مدت‌ها فقط به تدريس نظري بسنده مي‌شد و، از ترس تکفير، تشريح ميسر نبود. اما در ???? که يکي از بيگانگان به طرز مشکوکي درگذشت به درخواست بازماندگان، دکتر پولاک براي کشف علت مرگ او را با حضور شاگردان کالبدشکافي کرد. سال‌ها بعد يک معلم زبان فرانسه به نام بارنه‌يود پيش از مرگ، جسد خود را به مدرسه فروخت تا با مرگ وي شاگردان به تشريح بدن او بپردازند.
برخي مخالفت‌ها نيز ناشي از آن بود که فارغ‌التحصيلان دارالفنون را طرفدار فرهنگ غرب تلقي مي‌کردند. به ويژه دانش‌آموختگاني که به ادامه? تحصيل در غرب پرداخته بودند. برخي از آنها با رفتارهاي خود به اين ذهنيت منفي کمک مي‌کردند
هشت سال پس از افتتاح دارالفنون به علت ورود تعدادي از فارغ التحصيلان آن به تشکيلات فراماسونري يا فراموشخانه ميرزا ملکم خان، بي مهري و کم توجهي ناصرالدين شاه به اين مدرسه آغاز شد
ناصرالدين شاه در دهه آخر حکومتش و بيش از گذشته پافشاري فراوان داشت که مسئولان دارالفنون، چه ديواني و چه فرهنگي از طريق هزينه بالاي شهريه و دستچين نمودن دانش آموزان، از ورود فرزندان رعيت‌ها به دارالفنون جلوگيري کنند.