جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

مجسمه های دشت شهسوار و بندون ایذه - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

مجسمه های دشت شهسوار و بندون ایذه

Loading the player...

دانلود

انسان از زمانی که به ساخت آثار و اشیاء سنگی پرداخت، کم کم دریافت که می تواند باورها، اعتقادات و اندیشه های خود را نیز بر روی سنگ ها حکاکی کند و به آنها جاودانگی ببخشد. از طرفی او در گذر ایام آموخت که هر حیوانی نماد و مظهر یک یا چند ویژگی و خصلت خوب یا بد است. به طور مثال اسب به عنوان مظهر نجابت، شکوه و زیبایی، گاو مظهر فراوانی و برکت، سگ مظهر وفاداری و روباه مظهر مکر و فریب شناخته شدند. در این بین شیر نیز به عنوان مظهر و نماد صلابت و قدرت و شجاعت دانسته شد. شیر به جهت خصوصیات کم نظیرش ، جایگاهی ویژه در فرهنگ تصویری وشفاهی اقوام متعدد داشته است از نگار کنده های صخره ای ، تندیس های متنوع و سکه های رایج ادوار تاریخی گرفته تا نقش دست آفریده ها و با فته های عشایر و برد شیرهای ( شیر سنگی ) قوم بختیاری ، معانی سمبلیک شیر در ادبیات زندگی ملل بیشتر نماد پیروزی ، قدرت ، دلاوری ، نجابت و نیروی ماورا انسانی بوده است.

بختیاری ها با تکیه برواقع گرایی و ساده زیستی و رها کردن این سمبل از قید و بند نمادهای درباری شیر را به عنوان نماد خود پذیرفته وارائه کرده اند در نقوش تخت جمشید جام ها و الواح ساسانی و قالی های شکارگاهی همه جا شیردر جدال با دلاوران نقش بسته است. قوم بختیاری با ابزارآلات حجّاری و سنگ تراشی که در اختیار داشت پیکره هایی زیبا، خوش تراش و صیقل یافته از شیر خلق کرد و آن ها را برروی گور بزرگان و عزیزان از دست رفته خود، که از شجاعت و زورمندی و جنگاوری بهره ها داشتند قرار داد.

بردشیرها ، از پهلو مزین به نقش  شمشیر، اسب ، تفنگ ، مهر و تسبیح هستند و برگرده آنها مشخصات متوفی نقر می شد. این نقش ها بر پایه خصلت های متوفی بوده و سنگ تراشان با الگوهای ذهنی، پیکره شیر را از سنگ و  صخره های زمخت با ابزاری ابتدایی ( کوه بر)  جدا و  سپس با بن  مایه های  طبیعی و ذاتی  در  قالب نقش و نگار باز می آفریدند. هنری لایارد درسفرنامه خود ماجراهای اولیه،آورده است « بختیاری ها مجسمه و نقش شیر را برروی قبور خوانین وافراد سرشناس نصب یا نقر می کنند تا خاطره سلحشوری و جنگجویی آنها برای همیشه زنده بماند

در فرهنگ اقوام زاگرس میانی (لر بزرگ) قوم بختیاری شیر سنگی یا مجسمه شیر به وفور در حجاریهای باستانی ایران زمین و در اکثر نقاط از جمله همدان (هکمتانه) اصفهان،کرمانشاه ،چهارمحال بختیاری و خوزستان به وفوردیده شده است.

دراین میان خوزستان را می توان موزه روباز شیرهای سنگی تاریخ ایران خواند. در شهرهای ایذه ، باغملک، مسجدسلیمان

اندیکا و توابع این شهرها تعداد قابل توجهی شیر سنگی وجود دارد.

  • یکی از اماکنی که تعداد زیادی شیر سنگی را در خود جای داده است منطقه شهسوار( قبرستان های کهباد و ترشک) شهرستان ایذه است که هم به لحاظ تنوع و هم به لحاظ قدمت حائز اهمیت است .تعداد شیر سنگی های این منطقه به بیش از 200 عدد می رسد این منطقه در سه کیلومتری شرق ایذه قرار دارد روستایی با سنگ برجسته ای از دوران ایلام کهن و قبرستانی با شیران سنگی، نماد دلاور مردان بختیاری. سرهنری لایارد سیاح و سیاستمدار انگلیسی که مدتی را (1840 - 1842 ) میان بختیاری ها زندگی کرده است در سفرنامه خود نوشته است که لرها این مکان را محل عبور امامزاده ای سوار بر اسب سیاه می دانند و هر ساله در این مکان قربانی  می کنند. قبرستان تاريخي شهسوار يكي از قديمي‌ترين و با اصالت‌ ترين قبرستان‌هاي ايل بختياري است که درآن شيرهاي سنگي وجود دارد كه به دوره‌ي صفوي و پس از آن متعلق است.
  • دشت سوسن در 35 کیلومتری شمال غربی شهرستان ایذه ودر سلسله كوه‌هاي زاگرس جنوبي واقع شده است تعداد شیرسنگی های این منطقه به نسبت گورستان شهسوار کمتر است .همچنین شکل این شیرها به لحاظ ساختار متفاوت و مدرن تر است وداری برش نرمتری می باشند و قدمت کمتری نسبت به شیرهای شهسوار دارند.

شیرهای سنگی در هیچ کجای ایران به اندازه‌ای خوزستان و چهارمحال بختیاری دیده نمی شوند. اما گویا همین فراوانی و پراکندگی، از بین رفتنشان را امری عادی جلوه داده و در نظر مردم و مسئولان از ارزش و اهمیت آنها کم کرده است. شیرهای سنگی قابل جابجایی و در معرض تخریب هستند، بسیاری از این شیرها به سرقت رفته و شماری هم شکسته شده و در لابه لای جرزهای دیوار و ساختمان‌ها به کار گرفته می‌شوند.

در منطقه بندون و شمال شرقی شهر ایذه ، بر دیواره کوه نقش برجسته ای با قدمت چهارهزار ساله وجود دارد که نمایی است از مراسم بارآم یکی از خدایان یا پادشاهان ایلامی . در این نقوش تصویری از هفت نفر دیده می شود که به سوی فردی که نشسته است تعظیم کرده اند.