جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

ماشین قشنگ من کاهو - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

ماشین قشنگ من کاهو

Loading the player...

ماشین قشنگ من کاهو
دل دختر کوچولو برای خاطرات گذشته اش تنگ شده بود ماشین سبز خوش رنگی که دختر کوچولو کاهو صداش می زد دخترک کاهو را خیلی دوست داشت اما حالا دیگه کاهو مال اونها نبود .چند هفته پیش یه روز بابای دختر با کاهو از خونه رفت بیرون ولی پیاده برگشت چند روز پیش هم یه ماشین نو خرید و گفت اون ماشین خیلی فرسوده شده بود اما دخترک نفهمید فرسوده یعنی چی اما بابای دختر شاید فکر می کرد کاهو تنبل شده . اما کاهو تنبل نبود اون فقط دوست داشت وقتی با هم تو خیابونای قشنگ راه میریم اون همه جا را نگاه کنه ، کاهو اصلا دوست نداشت که با ماشینا مسابقه بذاره و هی بوق بزنه . چند روز پیش که دختر با مامانش رفته بود خرید یه دفعه گفت مامان کاهو مامان دختر سرش را چرخوند و گفت ولی اینجا که سبزی فروشی نیست خیلی عجیب بود یعنی مامان دختر به این زودی کاهو را فراموش کرده بود بعد مامان گفت باید بریم خونه .دختر خواب کاهو را دید کاهو تو خواب خیلی تمیز شده بود .دختربه مامانش گفت میشه کاهو خونه ما را بلد باشه و برگرده پیش ما .دختر کوچولو تصویر خاطرات شیرینش را توی دفتر نقاشیش نگه میداشت .