رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۱ آبان ۱۳۹۸

قایم موشک - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

قایم موشک

Loading the player...

گلسا دختر کوچکی بود که در دهکده ای زندگی می کرد . او یک روز در حیاط خانه مارمولکی را می بیند که در گودالی افتاد و تلاش می کند که آن را از گودال بیرون آورد مارمولک فرار می کند و دم آن کنده می شود . گلسا ناراحت از این موضوع نزد مادرش می رود و از این حادثه اظهار ناراحتی می کند. مادرش برای او توضیح می دهد که مارمولک خودش دم خودش را کنده است. گلسا ، شب هنگام خواب مارمولک را می بیند و در خواب با هم بازی می کنند .دخترک بیشتر با مارمولک آشنا می شود . مارمولک برای او یک بازی جذاب به اسم قایم مارمولک را توضیح می دهد. اما ناگاه مادرش او را از خواب بیدار می کند.

Golsa is a girl who live in small village. One day she saw a lizard in the yard that was fall in the hole. She try to help her; lizard was faraway and in this time Lizard's tail is cut. Golsa became sad and tell to her mother .her mother tell her that he cut his tail by himself .Golsa saw lizard in dream that they play with each other; Golsa became familiar with him. Lizard explain a game named as hide and seek with lizard.