رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

فیروزه قاسمیان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

فیروزه قاسمیان

Loading the player...

فیروزه قاسمیان نقاش 
•    با سلام وارزوی موفقیت برای همه شما دوستان عزیز. من  فیروزه قاسمیان متولد 73 اهل شهر مبارکه  هستم در اینجا میخواهم برای شما از زندگی هنری خودم بگویم .منظور از هنر رشته زیبای نقاشی است وعلاقه وافر من به این رشته .در واقع اولین جایی که استعدادمو نشون دادم دیوارهای سفید خوشگل خونمون بود.البته مشوق خوب و مهربون و دلسوزم مامانم بود که لطف کردن منو دعوا نکرد تا بتونم همچنان در کارم پیشرفت کنم خب خلاصه همش هرجا میرفتم دفتر نقاشی و مداد رنگی هام به عنوان تنها سرگرمیم همراهم میبردم از کارتونای تلویزیون تا هرچی تو ذهنم بود و هرچی جلوی چشمم بود داخل دفترم جا میدادم.  بعدش رفتم دبستان ارشاد یادمه زنگایی که بعدش نوبت زنگ نقاشی بود سرم حسابی تو دفتر نقاشیهای دوستام گرم بود. حتی از کلاسای بالاترم سفارش میگرفتم تا اماده کنم برای زنگ اخر. که بتونن یه بیست خوشگل بگیرن خلاصه بیست های ی در پی حسابی بازارکارمو گرم کرد یادمه یه نقاشی از بم و صحنه زلزله کشیدم که توی مدرسه مقام اورد و جای خودشو توی پانل مدرسه باز کرد. خلاصه چون با فامیل تو مدرسه بودیم دیگه اوازه نقاشیهام به مامانم رسید و منو برد اموزشگاه .منم با شجاعت رشته رنگ و روغن رو انتخاب کردم اما متا سفانه اموزشگاه به دلیل سن کمم که حدود هشت سال داشتم قبول نکرد و گفت باید دوره طراحی رابگذرونم خلاصه کتاب اول که تموم شد مربیم بهم اجازه داد تا برم بوم و رنگ بخرم .حدود دوسال ادامه دادم بعدش بخاطر اینکه وارد راهنمایی پانزده خرداد شدم چون یکم درسام زیادتر شدن کلاس را رها کردم و خودمو با کتاب هنر خوب اون دوران سرگرم کردم و خوش حال بودم که بحث هنر و زنگ هنر در ان دوره جدی تر دنبال میشه خلاصه روزایی که فرداش هنر داشتیم متاسفانه باید بیست ویک دفتر میبردم خونه و برای فردا اون نقاشی رو که معلم گفته بود رو بیست و یکبار میکشیدم . خلاصه توی رشته های نقاشی مدرسه هم مقام میاوردم و دیگه باید میرفتم اول دبیرستان و بحث انتخاب رشته . که من با تحقیق زیاد متوجه شدم اگه نقاشی رو ازاد دنبال کنم و چون درسمم خوب بود بهتره یه رشته ام برای دوران تحصیلیم  انتخاب کنم همون سال یعنی تابستانی که میخواستم وارد دبیرستان بشم مامانم یه نمایشگاه عالی دیده بود که استادش اموزش هم میداده من زیاد اعتنا نکردم چون همه نمایشگاه هایی که تا اون موقع دیده بودم رئال بودن یعنی تکراری . کاری که هنرمند دیگه انجام داده بعد کارش رونمایی شده حتی نمایشگاهم برپا کرده بعد عکس کاراشو گیر بیاریم و از روش بکشیم بعدم به اسم خودمون نمایشگاه بزنیم . ولی من یه چیز دیگه میخواسم یه چیز جدید  خلاصه به پیشنهاد مامانم رفتم دیدم اون روزا هیچ وقت یادم نمیره انگار تو بهشت بودم هر نقاشیو تو نیم ساعت میدیدم انگار رو زمین نبودم تو نقاشیا و مینیاتورهای ناب سیر میکردم و بعدش ثبت نام کردم و تا اولین جلسه روزشماری کردم من یکماه با طرحهای مختلف رئال امتحان شدم و بعد مربی عزیزم که خودشونم خیلی در این زمینه دارای مقام هستن و تونسته بودن کد استادی دانشگاه رو به طور افتخاری  بدست بیارن و حتی خارج از کشور نمایشگاه برپا کردن و ...ترجیح دادن همه رشته هارو با من به صورت ترکیبی به سبک خلاقیت کار کنن که کلا کارام ترکیبی ازمینیاتور ابرنگ و گواش و تصویرسازی و هنر ادیان و...شد که دیگه سبک منه اولین بار از طریق مدرسه ام یعنی دبیرستان پروین اعتصامی با جشنواره بین المللی هشتمین خورشید ولایت.مشهد مقدس اشنا شدم و شرکت کردم اسفند نود بود که به مشهد دعوت شدم و فهمیدم رتبه دوم را کسب کردم خیلی خوش حال بودم از اینکه امام مهربانیها منو انتخاب کردن و از همان سال رشته محبت عمیقی با رضای مشهد پیدا کردم که بعد از ان هرچه داشتم از او داشتم و با تلاش بیشتر در دوره بعدی جشنواره سال نود ودو مقام اول را به همراه تندیس در این جشنواره کسب کردم .نقاشیهام در هر دوسال  پیرامون امام رضا با سبک خودم که توضیح دادم بود وسال قبلش هم در جشنواره حجاب زینت افرینش مازندران رتبه اول کشوری همراه با تندیس جشنواره را کسب کردم  و سال اخر دبیرستان در استان و منطقه دارای رتبه شدم و بقیه رتبه ها مربوط به شرکت در مسابقات مجتمع ذوب اهن اصفهان بود که حدود سه رتبه دارا هستم درکل باید بگم اول خانوادم منو کمک کردن و دوم مربی هنرمندم که استعداد منو به خوبی شتاسایی کردن و راهنماییم کردن.سوم خودم که حتی در دوران پرکاردرسی و کنکور و امتحانات نهایی جای کلاس را در برنامه ام  می گنجاندم .من برنامه هایی برای اینده هم دارم اما ترجیح میدهم با دست پر مشت خودم را باز کنم و هنرم را نشان بدهم