بازگشت به صفحه کامل

غدیر در كلام حضرت زهراعلیهالسلام

"محمد محمدیان تبریزی"

 
    مقدمه
هفتاد روز از حادثه بسیار مهم و تاریخی غدیر خم گذشته بود كه رسول مكرم اسلام صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم دیده از جهان خاكی فرو بست و روح مطهرش به عالم ملكوت عروج كرد. ارتحال پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم موجی از غم و اندوه در فضای جامعه نوپای اسلامی ایجاد كرد. بار مصیبت چنان سنگین شد كه بسیاری در حیرت فرو رفته و از خود بی خود گشتند و از تصمیم‏گیری مناسب و شایسته باز ماندند. جمعی نیز كه از قبل خود را آماده چنین روزی كرده بودند، حال و هوای جامعه را برای ایجاد گرد و غبار، مناسب یافتند و با گِل آلودن نمودن آب، به دنبال گرفتن ماهی مراد خود رفتند. ستاره امیدی كه در غدیر خم طلوع كرده و آرام‏بخش دل‏های مؤمنان گشته بود، در لابلای گرد و غبار فتنه، از دیدگان كم فروغ، محو شد. در میان ظلمت ارتحال آفتاب، شب‏پره‏ها به تكاپو افتادند و با هجوم به خانه وحی، تلاش مذبوحانه‏ای را برای فرونشاندن نور خدا آغاز كردند؛ غافل از آن كه نور خدا با آن دسیسه‏ها خاموش شدنی نیست.

گر چه در این حمله و هجوم، آتش به كاشانه تنها یادگار رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ افتاد، و گل محمّدی صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم مظلومانه در پشت در، پرپر گشت، سینه دریاییاش شكافت و پهلویش بشكست؛ اما در عین حال، او، قدِ خمیده از ظلم و ستم را برافراشت و با دست الهی خود به دامن ولایت آویخت و با تمسك به حبل الله المتین و با صلابت و شهامتی بینظیر از حقانیت امیرمؤمنان علیه‏السلام سخن‏ها گفت، و از غربت او نشان‏ها داد.

     

زهرای اطهرعلیهاالسلام دفاع جانانه‏ای از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام نمود و در این راه، مشتاقانه جام پرافتخار شهادت را سر كشید و افتخار اولین شهید راه ولایت را تا ابد به نام خود ثبت كرد؛ ولی این دفاع نیز همانند خود آن بانوی بزرگوار، در هاله‏ای از غربت و مظلومیت قرار گرفت و آن گونه كه سزاوار بود به شیعیان وی نیز منتقل نشد.

 به رغم عمر بسیار كوتاه حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام ، پس از ارتحال پدر بزرگوارشان، آثار به یادگار مانده از ایشان در آن دوران بحرانی و پر تنش، بیانگر عزم راسخ و صلابت و شجاعت فوق العاده حضرت در دفاع از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام است. جدیت ایشان در این راه، كه منجر به شهادت مظلومانه‏اش شد، نشان از توجه ویژه و اهتمام خاص حضرت به مسأله امامت امت و زمامداری جامعه مسلمانان دارد.

 از جمله محورهایی كه در احتجاجات و سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام جلب توجه میكند، نقل «حدیث غدیر» است كه موضوع نوشتار حاضر نیز همین مطلب است. در این نوشتار تلاش شده است استنادات حضرت به حدیث غدیر، در حد امكان از منابع كهن و معتبر حدیثی و تاریخی جمع آوری و تقدیم علاقمندان به غدیر گردد؛ اما قبل از پرداختن به این موضوع، پاسخ به دو سؤال ضروری به نظر میرسد:

1.چرا حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام محور بحث قرار گرفته است؟

 2.چرا در میان سخنان ایشان، فقط به حدیث غدیر پرداخته شده است؟

     
چرا حضرت زهرا علیهاالسلام ؟
چه ویژگیهایی در شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام هست كه موجب شده ایشان به عنوان محور اصلی بحث، انتخاب و استناد آن حضرت به حدیث غدیر، از اهمیت خاصی برخوردار گردد و حتی بر اعتبار آن حدیث بیافزاید؟

دلایل فراوانی برای انتخاب حضرت زهرا علیهاالسلام وجود دارد از جمله:

1.حضرت زهرا علیهاالسلام نزدیك‏ترین نسبت را با رسول خدا صلی الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم داشت. او یگانه دختر رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم بود كه نسل پاك نبوی از طریق او ادامه مییافت و امامان از فرزندان ایشان بودند. احترام فوق العاده پیامبر خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ و سلم نسبت به این دختر، حاكی از شخصیت ممتاز او بود و سفارش‏های مكرر رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله ‏و سلم به مؤمنان درباره حفظ حرمت او، منزلت بس عالی او را برای همگان روشن ساخته بود. حضرت زهرا علیهاالسلام بیش از همه، متوجه این موقعیت عالی بود و سنگینی بار مسؤولیت را نسبت به این جایگاه، بر دوش خود احساس میكرد و به همین علت بیشترین تلاش خود را جهت استفاده كامل و مفید از این موقعیت، برای یاری دین خدا و امام حق به عمل آورد.

    2.قرآن منزلتی رفیع و عظمتی خاصی برای حضرت فاطمه علیهاالسلام تعریف كرده است. در آیه مباهله با تعبیر «نسائنا» از ایشان یاد شده و در آیه تطهیر، خداوند بر پاك و مطهر بودنشان شهادت داده است. در سوره «الانسان» با یادآوری داستان اطعام یتیم و مسكین و اسیر و اخلاص وصف ناشدنی ایشان، از برترین پاداش‏های الهی در حق آنان یاد شده است. و در كوچك‏ترین سوره قرآن یكی از بزرگترین عطایای الهی به حضرت رسول صلی الله ‏علیه ‏و ‏آله، وجود نازنین زهرای اطهر، كه حقیقت كوثر است، معرفی شده و در آیه مودّت، محبت ایشان اجر رسالت نبوی صلی الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و سلم به شمار آمده است.

    همه اینها و آیات دیگر، بیانگر مقام رفیع معنوی و كمال عبودیت و عصمت ایشان بوده و جایگاه خاص هدایتی ایشان را در جامعه اسلامی تبیین مینماید.

    3.فاطمه زهرا علیهاالسلام در دوران غربت اسلام به دنیا آمد و از همان اوان كودكی، در كانون اصلی مبارزه، با طعم سختیها و مشكلات آشنا شد. هیچ كس مانند او شاهد زحمات طاقت فرسا و شبانه روزی رسول خدا صلوات الله علیه نبود. گرد و غبار خستگی، با دستان كوچك او از رخسار مبارك رسول خدا صلی ‏الله‏علیه ‏و ‏آله‏ پاك میشد و در خلوت‏های پیامبر، او بود كه درد دل‏های پدر را به گوش جان میشنید و با نثار محبت‏های خود او را غرق در سرور میكرد و همانند مادری دلسوز، سر حضرت را بر دامن میگرفت و آرام بخش دلش میگشت؛ تا آنجا كه از پدر لقب «امّ ‏ابیها» را دریافت نمود. حضرت زهرا علیهاالسلام نمیتوانست بعد از ارتحال رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ شاهد پژمرده شدن نهال نورس اسلام باشد، كه با آن همه زحمات رسول خدا صلی الله‏ علیه و‏ آله‏ از زمین سر برآورده و با خون دل‏های فراوان سیراب شده بود. آیا شخصیتی مانند زهرا علیهاالسلام میتوانست در مقابل این مسأله، خاموش بنشیند و نگران نباشد؟

 4.حضرت زهرا علیهاالسلام همسری امیرمؤمنان علیه‏السلام را بر عهده ‏داشت كه دومین شخصیت ممتاز جهان اسلام؛ بلكه جهان بشریت بود. پیوند این دو نور الهی از نوع پیوندهای عادی زمینی نبود؛ بلكه بنا به تصریح رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و ‏آله‏ این ازدواج یك « پیوند آسمانی» بود و اگر علی علیه‏السلام نبود، برای زهرای اطهر علیهاالسلام همسری شایسته پیدا نمیشد. شناخت حضرت از شخصیت امیرمؤمنان علیه‏السلام عمیق‏ترین شناخت‏ها بود. آنچه را كه دیگران فقط شعاعی از علی علیه‏السلام دیده بودند، ایشان با تمام وجود خود لمس كرده بود و از اخلاص و صفای علوی و از سوز دل و خیرخواهی وی آگاه بود. او از جان گذشتگیهای فراوان علی علیه‏السلام و شهادت‏طلبیهای او را هماره تجربه كرده بود. فاطمه علیهاالسلام پیكر پر جراحت علی علیه‏السلام را بارها و بارها مداوا نموده بود و شاهد بود چگونه زخم‏های گذشته التیام نیافته، زخم‏های جدیدی بر همان جا مینشیند؛ اما علی علیه‏السلام خم به ابرو نمیآورد و همیشه در پیشاپیش صف مجاهدان در راه خدا قرار داشت.

 5.حضرت‏ زهرا علیهاالسلام در بیت نبوت بزرگ شده بود و در دوران ده ساله حكومت اسلامی در كانون اصلی حوادث مهم سیاسی و اجتماعی قرار داشت و با تیزبینی و هوشیاری فوق‌العاده خود، تمامی جریانات آشكار و پنهان را میشناخت و از ویژگیهای افراد مؤثر نیز آگاهی كامل داشت. او از یك سو، رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و ‏آله‏ را دیده بود كه برای تداوم صحیح حكومت اسلامی و بالندگی و رشد آن، تدابیر مختلفی میاندیشید و زمینه سازیهای لازم را برای امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام فراهم میآورد و از سوی دیگر، شاهد نگرانیهای رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و ‏آله‏ و یاران نزدیك وی از وجود جریانات مخفی و مرموز در بطن جامعه بود كه در صدد بودند با دستیابی به قدرت، مسیر حكومت اسلامی را تغییر دهند.

 با وفات رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ نگرانیها جدیتر شد و جریانات پنهان سر برون آوردند و از بحران به وجود آمده بیش‏ترین استفاده را كرده و بر اوضاع مسلط شدند. زهرای اطهر علیهاالسلام با آگاهی كامل از تدابیر رسول خدا صلی الله‏ علیه  و‏ آله‏ جهت امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام و با شناختی كه از شخصیت علی علیه‏السلام داشت، كه یگانه فرد شایسته برای زمامداری مسلمانان بود و با اطلاع از اوضاع سیاسی جامعه نوپای اسلامی كه با صدها خطر مواجه بود، وظیفه خود میدانست كه از حق الهی امیرمؤمنان علیه‏السلام دفاع نماید و در این راه، هیچ كوتاه نیاید. به همین دلیل بیش‏ترین حمله نیز به ایشان شد و خشن‏ترین برخوردها با او صورت گرفت و آن حضرت نیز با كمال شجاعت و شهامت تا پای جان ایستاد.
 6.همان گونه كه با آغاز رسالت پیامبراسلام صلی الله‏ علیه و‏ آله‏ شخصیت ممتازی چون خدیجه در كنار ایشان قرار گرفت و در دوران غربت اسلام، با تمام توان و استعداد به یاری حضرتش پرداخت، با آغاز امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز، شخصیت بینظیری همانند فاطمه زهرا علیهاالسلام به حمایت از ایشان شتافت و همه سرمایه‏های خود را در دفاع از مولای متقیان نثار كرد. او با سعی و تلاش شبانه روزی خود غبار غربت را از رخسار امیرمؤمنان علیه‏السلام زدود و تحمل بارسنگین مظلومیت را برای ایشان آسان نمود و به حق، لقب «اولین شهید راه ولایت» را به خود اختصاص داد. اولین شهید راه ولایت یعنی كسی كه در آن فضای پر شبهه، و آكنده از فتنه‏های گوناگون كه در لابلای غبار برخاسته از آشوب و بلوا همه را گرفتار كرده بود، بتواند با حفظ بصیرتِ خود، لحظه‏ای در تشخیص حق خطا نكند و در دفاع از حق كم‏ترین تردیدی به خود راه ندهد. چنین انتظاری در آن شرایط، فقط از حضرت زهرا علیهاالسلام انتظار میرفت و بس. الحق كه ایشان این رسالت را به نحو احسن و اكمل به انجام رساند. به راستی آن حضرت با كلام و عمل خود نشان داد كه «ولایت»، قلب تپنده مكتب و روح دین است و بر كسانی كه دغدغه حفظ مكتب دارند، جان فشانی در راه ولایت و گذشتن از همه تعلقات برای پاسداری از امامت، مهم‏ترین وظیفه است. به همین دلیل است كه تك تك كلمات ایشان سندی زنده و گویا و در كمال اعتبار برای همه دلسوزان دین و امت است. سندی كه با خون پاك حضرت زهرا علیهاالسلام به امضا رسیده است و همچون امانتی گرانبها در دستان شیعیانش قرارگرفته، تا با اقتدا به آن بزرگوار، راه پر فراز و نشیب دفاع از دین و ولایت را با قدم‏های استوار و پر صلابت بپیمایند.

 چرا غدیر؟
    با این كه سخنان زیادی در موضوعات مختلف از حضرت زهرا علیهاالسلام نقل شده است، چرا در مقاله حاضر فقط حدیث غدیر، مورد توجه قرار گرفته است؟ چه خصوصیاتی در حدیث غدیر هست كه محور اصلی بحث گشته است؟

    در جواب باید گفت: گر چه شیعه برای اثبات ادعای خود ـ مبنی بر امامت امیرمؤمنان علیه‏السلام و جانشینی ایشان نسبت به پیامبر ـ دلایل فراوانی دارد؛ اما در این میان، حدیث غدیر از ویژگیها و امتیازاتی برخوردار است كه آن را نسبت به دلایل دیگر، برتر و شاخص‏تر كرده است؛ از جمله:

    الف- علاوه بر محدثان شیعه كه همگی حدیث غدیر را نقل كرده‏اند، اغلب محدثان بزرگ اهل سنت و مورخان جهان اسلام حدیث غدیر را نقل و صحت آن را تأیید نموده‏اند؛ تا آنجا كه اگر كسی در صحت این حدیث تردید داشته باشد، باید به همه احادیث دیگر و حتی مسائل بدیهی اسلام نیز با دیده تردید بنگرد.

    ب- گرچه رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و ‏آله‏ در فرصت‏های مختلف و موقعیت‏های متفاوت، بر امامت و جانشینی حضرت علی علیه‏السلام تصریح كرده بودند؛ اما اعلام رسمی این مطلب مهم در «غدیر خم» بوده است. با توجه به این كه این اعلام بعد از«حجة ‏الوداع» بود و همه مسلمانان متوجه نزدیك شدن حادثه رحلت پیامبر صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ بودند و به طور طبیعی در انتظار معرفی جانشین ایشان به سر میبردند؛ رسمیت بیشتری به روز غدیر داده بود.

    ج- اجتماع عظیم مردم نیز در غدیر خم، كم نظیر بود. بیشتر مسلمانان از مناطق مختلف و قبائل گوناگون، در آن جمع حضور داشتند و در حقیقت نقش پیك رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و‏آله‏ را بر عهده داشتند، تا «پیام غدیر» را به عنوان مهم‏ترین خبر حج آن سال به منطقه خود برده و دیگر مسلمانان را از این رویداد سرنوشت‏ساز آگاه سازند. با توجه به این نكته كه حج آن سال نیز آخرین حجی بود كه مسلمانان به همراهی رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و ‏آله‏ برگزار كرده بودند و حالت وداع با آن حضرت را داشت، حساسیت حدیث غدیر بیشتر آشكار میشود.

    د- آماده كردن فضا برای اعلام این خبر مهم و سرنوشت ساز، تأثیر به سزایی در ماندگار شدن حادثه غدیرخم داشت. رسول خدا صلی الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ این اجتماع را در محلی تشكیل داد كه در آنجا راه‏های مختلف از هم جدا میشد. بنابراین به جمعی كه از آن محل گذشته بودند، خبر دادند كه جهت استماع سخنان رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ باز گردند و به جمع حاضر گفتند: مقداری صبر كنند تا بقیه نیز به این محل برسند. سپس منبری فراهم كردند و رسول خدا صلیالله ‏علیه‏ و ‏آله‏ در اجتماع عظیم مردم به سخنرانی پرداخت.

    مقدمه چینیهای حضرت در سخنانش و سؤالاتی كه از مردم كردند و سپس صراحت كلام حضرت در معرفی امیرمؤمنان علیه‏السلام و بلند كردن دست وی و نشان دادن به مردم و اعلام رسمی خلافت وی، راه را برای هر نوع توجیه و تأویلی بست و «غدیر خم» را در تاریخ اسلام به طور قطعی و روشن به ثبت رساند.

    ه- آیه‏ای كه قبل از اعلام رسمی ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام نازل شد، بیانگر اهمیت فوق العاده غدیر بود و از سویی، بیانگر نگرانیهای رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ در این زمینه هست:

    «یا ایّها الرّسول بلغ ما انزل الیك من ربّك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس انّ الله لایهدی القوم الكافرین»1؛ ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است كاملاً (به مردم) برسان، و اگر (این كار را) نكنی، رسالت او را انجام نداده‏ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگه میدارد و خداوند جمعیت كافران را هدایت نمیكند.

    در قرآن چنین آیه تهدیدآمیزی خطاب به رسول خدا صلی الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ وجود ندارد و به صراحت اعلام نشدن ولایت علی علیه‏السلام را، مساوی با عدم تبلیغ رسالت الهی معرفی مینماید و در مقابل نگرانیهایی كه رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله داشت، وعده حفظ و حراست به ایشان داده میشود.

    اما آیه‏ای كه بعد از اعلام ولایت علی علیه‏السلام در غدیر نازل شد، موجی از سرور و شادی را در دل‏های مؤمنان پدید آورد و آرامش و اطمینان خاطری به آنان بخشید:

    «الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم واخشونی الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم‏الاسلام دیناً»2؛ امروز كافران از (زوال) دین شما مأیوس شدند. بنابراین از آن‏ها نترسید و از من بترسید! امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم .

    و- فرمان رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ به همه مسلمانان حاضر در غدیرخم، مبنی بر بیعت با امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز حادثه مهمی بود كه در همان روز اتفاق افتاد. حضرت به همه مسلمانان دستور دادند تا با امیرمؤمنان علیه‏السلام دست بیعت دهند و اعلام وفاداری كنند. به همین منظور، خیمه‏ای فراهم شد و علی علیه‏السلام در آن خیمه نشست و مسلمانان یكایك با ایشان بیعت كردند و حتی روش خاصی برای بیعت زنان با حضرت تدارك دیده شد؛ تا آنان نیز با خلیفه رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ بیعت نمایند.

    به رغم صراحت سخنان رسول اكرم صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ در غدیر و شفاف بودن مقصود ایشان، پس از ارتحال آن حضرت، مشكلات عدیده‏ای بروز كرد و مسیر ترسیم شده از طرف آن بزرگوار تغییر نمود. در چنین شرایطی بود كه حضرت زهرا علیهاالسلام با موقعیت خاصی كه در میان امت مسلمان داشت، به حمایت از امیرمؤمنان علیه‏السلام برخاست و با استدلال‏های قوی و منطق متین، از حق الهی علی علیه‏السلام دفاع نمود و با تأكید بر جریان غدیر خم و كلمات صریح رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ در آن روز تاریخی، پرده از رخسار حقیقتِ غبار گرفته بر گرفت و مسلمانان را به بیعتی كه در غدیرخم با امیرمؤمنان علیه‏السلام داشتند، متوجه ساخت؛ تا برای چندمین بار، حجت بر آنان تمام شود و راه دفاع از حق تا ابد بر روی شیفتگان حق هموار گردد.

    لازم به ذكر است كه شیعیان اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام نیز در طول تاریخ بیش‏ترین تلاش را برای حفظ و صیانت از حدیث غدیر به عمل آورده‏اند و در مباحثات علمی خود، پیوسته به آن احتجاج نموده‏اند. خداوند را سپاسگزاریم كه بر اثر تلاش عالمان بزرگ اسلامی، امروز نیز حدیث غدیر بر تارك احادیث به یادگار مانده از رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ میدرخشد و جایگاه ویژه خود را حفظ نموده است و حقیقتاً میتواند مهم‏ترین عامل «وحدت» بین تمام گروه‏های مسلمان باشد.

    امید است كلماتی كه از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام پیرامون غدیر تقدیم میگردد، در روشن‏تر شدن راه حقیقت جویان، مفید و كارگشا باشد. ان‏شاءالله!

   **هركس را كه من مولای او باشم، علی نیز مولای اوست
    ابوالخیر محمد جزری شافعی (متوفّای 833 ق.) در كتاب أسنی المطالب فی مناقب سیّدنا علىّ بن ابیطالب با سند بسیار زیبایی، حدیث غدیر را از حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین نقل میكند:

    فاطمه، دختر امام علىّ بن موسی الرّضا علیه‏السلام از عمه‏هایش فاطمه، زینب و ام كلثوم، دختران امام موسی بن جعفر علیه‏السلام نقل میكند كه آنان فرمودند: فاطمه دختر امام صادق علیه‏السلام از عمه‏اش فاطمه، دختر امام محمدباقر علیه‏السلام و او از عمه‏اش فاطمه دختر امام زین العابدین علیه‏السلام نقل میكند كه فاطمه و سكینه دختران امام حسین علیه‏السلام از عمه‏شان ام‏كلثوم دختر امیرمؤمنان علیه‏السلام نقل میكند كه مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر مكرم رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله خطاب به مردم فرمود:

    «أنسیتم قول رسول الله صلی الله ‏علیه‏و‏آله‏ یوم غدیرخم: من كنت مولاه فعلىّ مولاه و قوله صلی الله‏ علیه و ‏آله‏: أنت منی بمنزلة هارون من موسی(3)؛ آیا كلام رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ را فراموش كردید كه در روز غدیر خم فرمود:«هركس را كه من مولای او باشم، پس علی نیز مولای اوست.»و كلام دیگر رسول خدا صلی الله‏ علیه ‏و‏آله‏ كه فرمود: «یا علی! جایگاه تو نسبت به من همانند موقعیت هارون نسبت به موسی علیه‏السلام میباشد.»

    نكته قابل توجه در این حدیث، اهتمام خاندان اهل بیت علیهم‏السلام به حدیث غدیر و حفظ آن است، به گونه‏ای كه پاسداری از حریم ولایت با نقل مستمر حدیث غدیر در میان آنان و فرزندانشان، یك سیره دائمی شده بود و سعی و كوشش آن بزرگواران برای روشن ماندن چراغی كه رسول خدا صلیالله‏علیه ‏و ‏آله‏ در غدیر خم مشتعلش ساخته بود، بسیار جدی و قابل تأمل است.

    در حقیقت، این اهتمام و جدیت، میراثی بود كه از حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به آنان رسیده بود. و درسی بود كه از مكتب آن بزرگوار تعلیم دیده بودند؛ زیرا ایشان یگانه مربی دفاع از ولایت بود كه با منطق بسیار مستحكم خود و با صلابت و استواری غیر قابل وصف خود، راه پر افتخار حمایت از ولایت را گشود، و اهل‏بیت علیهم‏السلام و خاندان پر بركتشان نیز بهترین رهروان این راه شدند و با مجاهدت‏های طاقت فرسای خود این امانت را به نسل‏های بعد و در نهایت به ما و آیندگان سپردند.

    نكته مهم دیگر حدیث، این است كه امامان معصوم علیهم‏السلام در تعلیم و تربیت فرزندان خود، فرقی بین دختران و پسران نمیگذاشتند و همه آنان را از سرچشمه معارف ناب اسلامی سیراب میساختند و بار مسؤولیت حفظ امانت‏های الهی و یادگارهای رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ و فاطمه زهرا علیهاالسلام را بر عهده آنان میگذاشتند و آنان نیز با شایستگی، این امانت‏ها را به نسل‏های بعدی انتقال میدادند. این حدیث، نمونه‏ای از احادیث «فاطمیات» است و نمونه‏های فراوان دیگری نیز در ابواب مختلف وجود دارد.

    به راستی خاندان اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام خاندان علم و دانش و حكمت بودند و زن و مردشان ستارگان درخشان آسمان علم و عمل هستند.

   **به خدا سوگند! ولایت و رهبری برای علی علیه‏السلام است
    پس از رحلت رسول مكرم اسلام صلیالله‏ علیه‏ و‏ آله‏ جمعی از مهاجران و انصار در سقیفه بنیساعده، گردهم آمدند تا فردی را از میان خود به زمامداری مسلمانان انتخاب نمایند. مذاكرات و مشاجرات طولانی كه بین آنان به وقوع پیوست، در كتاب‏های تاریخی به طور مبسوط نقل شده است. آنان در نهایت با ابوبكر بیعت كردند و سپس او را به مسجدالنبی صلیالله‏ علیه‏ و‏ آله‏ آورده و از عموم مردم درخواست بیعت نمودند.

    جمعی از اصحاب رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ از بیعت با ابوبكر امتناع ورزیدند و در عهدی كه با رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و‏ آله‏ در روز «غدیر خم» بسته بودند، پایدار ماندند، اما نگرانی عمده اصحاب سقیفه از شخص امیرمؤمنان علیه‏السلام بود و یقین داشتند با گرفتن بیعت از او، بقیه معترضان تسلیم خواهند شد.

    علی علیه‏السلام پس از دریافت اخبار سقیفه و اطلاع از بیعت مردم با ابوبكر، در پی وصیت دیگر رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏ آله‏، با شتاب فراوان به جمع‏آوری قرآن پرداخت، و در جواب فرستادگانی كه او را به مسجد و بیعت با ابوبكر فرا میخواندند، میفرمود: «مشغول اجرای فرمان رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و جمع‏آوری قرآن هستم.» اما نگرانیهای هیئت حاكمه جدید، مانع از صبر و تحمل آنان شد و جمعی مأموریت یافتند به هر قیمتی شده كه علی علیه‏السلام را از منزل خارج و برای گرفتن بیعت به مسجد آورند. آنان در مقابل منزل حضرت گرد هم آمده و از ایشان خواستند به همراه آنان به مسجد برود؛ اما علی علیه‏السلام امتناع ورزید.

    بنابر تصریح ابن قتیبه در كتاب الامامة و السیاسة و دیگر مورخان، عمر دستور داد هیزم و آتشی فراهم كنند و قسم یاد كرد كه اگر علی علیه‏السلام از منزل خارج نشود، خانه را به آتش خواهد كشید. عده‏ای به او اعتراض كردند كه در این خانه، فاطمه دختر رسول الله صلی الله‏ علیه و آله‏، حسن و حسین، فرزندان رسول پیامبرخدا صلیالله‏علیه‏و‏آله‏ و یادگارهای ایشان وجود دارند، چگونه این خانه را به آتش میكشی؟ عمر كه اعتراض عمومی را مشاهده كرد، گفت: به راستی گمان كردید كه من چنین كاری را انجام میدهم؟ مقصود من تهدید بود. در این هنگام حضرت فاطمه علیهاالسلام به پشت درب منزل آمد و خطاب به آن جماعت كه در بیرون منزل اجتماع كرده بودند، فرمود:

    «لا عهد لی بقوم أسوء محضرٍ منكم تركتم رسول الله صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ جنازة بین أیدینا و قطعتم أمركم فیما بینكم و لم تستأمرونا و لم تردّوا لنا حقّاً كأنّكم لم تعلموا ما قال یوم غدیرخم. والله لقد عقد له یومئذ الولاء لیقطع منكم بذلك منها الرجاء و لكنّكم قطعتم الاسباب بینكم و بین نبیّكم، والله حسیب بیننا و بینكم فیالدّنیا و الآخرة(4)؛ من قومی همانند شما سراغ ندارم كه این چنین عهد شكن و بد برخورد باشند! پیكر رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ را بر روی دستان ما گذاشته و رها كردید و عهد و پیمانی كه در میان خود داشتید، قطع كردید و برخلاف عمل نمودید، ولایت و رهبری ما اهل‏بیت را انكار كردید، و زمام امر را از دست ما خارج ساختید، و هیچ حقی برای ما قائل نشدید؛ گویا از سخنان رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ در روز غدیر خم آگاهی نداشتید! به خدا سوگند! رسول خدا در آن روز (غدیرخم) ولایت و رهبری را برای علی علیه‏السلام تعیین كرد، تا امید و طمع شما را از خلافت قطع نماید؛ ولی شما رشته‏های پیوند میان خود و پیامبر صلیالله‏علیه‏و‏آله‏ را پاره كردید. بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد كرد.»

   **غدیرخم را فراموش كرده‏اید!؟
    در دوران غربت بعد از پیامبر اكرم صلی الله‏ علیه و ‏آله‏، كه توأم با اختناق نیز بود، از جمله جاهایی كه مردم میتوانستند با حضرت زهرا علیهاالسلام دیداری داشته باشند و سؤالاتشان را مطرح نمایند، در خارج از شهر مدینه، بر سر مزار شهدای احد و حمزه سیدالشهدا بود. از جمله كسانی كه در كنار مزار شهدا با حضرت زهرا علیهاالسلام ملاقات كرده، محمود بن لبید (و یا اسید) است. او میگوید:

    پس از وفات رسول الله صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ فاطمه زهرا علیهاالسلام را در كنار قبر حمزه در احد مشاهده كردم، در حالی كه به شدت منقلب بود و اشك میریخت. صبر كردم تا آرام گرفت، آنگاه به حضور ایشان رسیدم و عرضه داشتم: ای بانوی من! سؤالی برایم پیش آمده است كه میخواهم با شما در میان بگذارم .

    فرمود: بپرس!

    عرض كردم: آیا رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ قبل از وفات خود، تصریحی بر امامت علی علیه‏السلام داشته است؟ و آیا از طرف ایشان نصّی بر این مطلب وجود دارد؟ فرمود:

    «واعجباه! أنسیتم یوم غدیرخم؛ شگفتا و عجبا! آیا روز غدیر خم را فراموش كرده‏اید؟»

    عرضه داشتم: روز غدیر را میدانم (و آن غیر قابل انكار است)، از آن اسراری كه رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ با شما در میان گذاشته، مرا آگاه كنید، فرمود:

    «اشهدالله تعالی لقد سمعته یقول: علىٌّ خیر من أخلّفه فیكم، و هو الامام والخلیفة بعدی، و سبطای و تسعة من صلب الحسین أئمّة أبرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیّین، و لئن خالفتموهم لیكون الاختلاف فیكم الی یوم القیامة؛ خدا را شاهد میگیرم كه شنیدم رسول خدا صلیالله ‏علیه‏ و ‏آله‏ فرمود: علی بهترین كسی است كه او را جانشین خود در میان شما قرار میدهم. علی امام و خلیفه بعد از من است، و دو فرزندم (حسن و حسین) و نه تن از فرزندان حسین پیشوایان و امامانی پاك و نیك هستند. اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند نمود، و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.»

    پرسیدم: بانوی من! پس چرا علی علیه‏السلام سكوت كرد، و برای گرفتن حق خویش قیام نكرد؟

    حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ فرمود:

    «یا اباعمر لقد قال رسول الله صلی الله‏ علیه و ‏آله: مثل الامام مثل الكعبة اذ تؤتی ولا تأتی ـ أو قالت: مثل علىّ ـ ثمّ قالت: أما والله لو تركوا الحقّ علی أهله و اتبعوا عترة نبیّه لما اختلف فیالله اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتی یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین، و لكن قدّموا من أخّره الله و أخّروا من قدّمه الله، حتی اذا ألحدوا المبعوث و أودعوه الجدث المجدوث، اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم، تبّاً لهم أو لم یسمعوا الله یقول:« و رَبُّكَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَ یَخْتارُ ماكانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ»(5)؟ بل سمعوا ولكنهم كما قال الله سبحانه: «فَاِنَّها لا تَعْمَی الاَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الّتی فی الصُّدُورِ»(6) هیهات بسطوا فی الدّنیا آمالهم و نسوا آجالهم، فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم، أعوذبك یا ربّ من الحُور بعد الكَوْر؛ ای اباعمر، رسول خدا صلی الله‏ علیه و‏ آله‏ فرمود: مَثَلِ امام (مثل علی)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن میروند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید.

    سپس حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه داد:

    آگاه باش! به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار میكردند و از عترت رسول خدا صلی الله‏ علیه و‏آله‏ اطاعت مینمودند، دو نفر هم (در حكم خداوند) با یكدیگر اختلاف نمیكردند، و امامت همان گونه كه پیامبر خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ معرفی فرمود، از علی علیه‏السلام تا قائم ما، فرزند نهم حسین، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث میرسید. اما كسی (ابوبكر) را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود، و كسی (علی) را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشته بود. نتیجه آن شد كه محصول بعثت را انكار كردند و به بدعت‏ها روی آوردند، آنها هوا پرستی را برگزیدند و بر اساس رأی و نظر شخصی عمل كردند، هلاكت و نابودی بر آنان باد! آیا نشنیدند كلام خدا را كه فرمود:

    «پروردگار تو هر چه بخواهد، میآفریند و هر چه بخواهد، برمیگزیند، آنان (در برابر او) اختیاری ندارند.»

    آری شنیدند، همان گونه كه قرآن فرمود:

    «چشم‏های ظاهر نابینا نمیشود، بلكه دل‏هایی كه در سینه‏هاست، كور میشود.»

    افسوس كه آنان آرزوها و هوس‏های خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهایشان گمراه كند.

    پروردگارا! به تو پناه میبرم از كمی یاران پس از فراوانی آنان.»(7)

    **آیا جای عذرآوردن باقی مانده؟
    «غصب فدك» انتقامی بود كه از حضرت زهرا علیهاالسلام در مقابل حمایت‏هایش از حق امیرمؤمنان علیه‏السلام گرفته میشد. پافشاری حضرت بر دفاع از ولایت امیرمؤمنان علیه‏السلام و نگرانی هیئت حاكمه از تأثیر كلام حضرت زهرا علیهاالسلام در میان مردم، آنان را واداشت تا با گرفتن فدك از ایشان، به دو هدف عمده برسند: از یك سو، به دیگر معترضان نشان دهند كه ایستادگی در برابر قدرت حاكمه هزینه‏های سنگینی دارد و از سوی دیگر، وانمود كنند كه مشكل اصلی هیئت حاكمه با حضرت زهرا علیهاالسلام مسائل مالی و دنیوی است، نه مبحث دین و امامت و ولایت!

    آنها میدانستند كه خاندان رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و ‏آله‏ و اهل بیت مطهّر، هیچ گونه دلبستگی به مال دنیا ندارند، و تمام همّ و غمّ آنان حفظ مكتب اسلام و پایداری از اصالت آن است و اگر این واقعیت برای عامه مردم به اثبات برسد پایه‏های لرزان حكومت جدید، سست‏تر خواهد شد. بنابراین، نیازمند سوژه‏ای بودند كه اذهان مردم را به سوی دیگری هدایت كنند و مشكل اصلی حكومت با خاندان رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و ‏آله‏ را دعوای ارث و میراث و درد مال و منال جلوه دهند؛ لذا بهترین سوژه را گرفتن فدك یافتند، و با تحریف سخنان رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و‏ آله‏ مشروعیتی برای كار ناپسندیده خود تدارك دیدند.

    حضرت زهرا علیهاالسلام كه به خوبی از اهداف آنان اطلاع داشت، فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهور خود را در مسجد مدینه ایراد فرمود؛ خطبه‏ای كه طنین سخنان رسول خدا صلیالله‏ علیه‏ و‏ آله‏ را در اذهان مردم به یاد میآورد، گویی كه پیامبر صلیالله‏ علیه ‏و ‏آله‏ بر بالای منبر خطبه میخواند!

    حضرت در این خطبه، حقایق فراوانی را با مردم در میان گذاشت، و پرده‏های تزویر و تحریف را كنار زد و چهره غبار گرفته حقیقت را به مردم نشان داد. او چنان مستدل و مستحكم سخن گفت كه خلیفه اول در برابر منطق قوی ایشان تسلیم شد و دستور باز گرداندن فدك را صادر نمود (گر چه با فاصله كمی مجدداً به دستور نخست خود بازگشت). نتیجه خطبه حضرت، بسیار جالب و قابل توجه است؛ بعد از آن خطبه تاریخی جمعی به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند:

    «یا بنت محمّد! لو سمعنا هذا الكلام منك قبل بیعتنا لأبی بكر ما عدلنا بعلىّ أحدا؛ ای دختر رسول خدا! اگر قبل از بیعت با ابوبكر این سخنان را از تو میشنیدیم، به هیچ وجه كسی را بر علی علیه‏السلام ترجیح نمیدادیم!»

    اینجا بود كه حضرت در جواب آنان به جریان غدیر خم اشاره كرده، فرمود:

    «هل ترك أبی یوم غدیرخم لأحد عذرا؟؛ آیا پدرم رسول خدا صلیالله‏ علیه ‏و ‏آله‏ پس از حادثه غدیرخم، جایی برای عذرآوردن باقی گذاشته بود؟»

    در كتاب دلائل الامامه نقل شده است: بعد از این كه حضرت زهرا علیهاالسلام آن خطبه غرّا را ایراد فرمود، در هنگام بازگشت از مسجد، رافع بن رفاعه به دنبال حضرت آمد و خطاب به ایشان عرضه داشت:

    «یا سیّدة ‏النساء لو كان أبوالحسن تكلم فی هذا الأمر و ذكر للناس قبل أن یجری هذا العقد ما عدلنا به احداً؛ ای سرور زنان! اگر علی علیه‏السلام قبل از این كه مردم با ابوبكر بیعت كنند، با آنان سخن میگفت و روشنگری مینمود، ما از او روی گردان نمیشدیم، و با فرد دیگری بیعت نمیكردیم!»

    حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:

    «الیك عنی فما جعل الله لأحد بعد غدیرخم من حجّة ولاعذر؛ مرا به حال خود بگذار، كه خداوند بعد از جریان غدیر خم برای هیچ كس عذر و بهانه‏ای قرار نداده است.»(8)

    سخن آخر
    در پایان، ذكر این نكته لازم است كه بعد از ارتحال رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏آله‏‏ و موفقیت حزب سقیفه در دستیابی به خلافت، مخاطبان حضرت زهرا علیهاالسلام اغلب كسانی بودند كه در روز غدیر حضور داشتند و با چشم‏های خود رسول خدا صلی الله ‏علیه‏ و ‏آله‏ را مشاهده كرده بودند كه دست علی علیه‏السلام را بلند كرده و به مردم نشان داد. آنها با گوش‏های خود شنیده بودند كه پیامبر صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ فرمود: «من كنت مولاه فهذا علىٌّ مولاه» و حتی اغلب آنان در آن روز با حضرت علی علیه‏السلام دست بیعت داده و جانشینی رسول خدا صلی الله‏ علیه‏ و‏آله‏ را به وی تبریك گفته بودند. اگر به ندرت كسانی هم بودند كه در غدیر حضور نداشتند، آنان نیز اخبار قطعی آن را از مسلمانان حاضر در غدیر دریافت كرده بودند. دیگر شبه ه‏ای در صحّت جریان غدیر وجود نداشت و از لحاظ فاصله زمانی هم كمتر از صد روز از جریان غدیر سپری نشده بود، و احتمال فراموشی مردم به هیچ وجه قابل اعتنا نبود.

    در چنین شرایطی كه مخاطبان، علم كافی داشته و بلكه خود در جریان غدیر حاضر و شاهد بودند، اما به هر دلیلی خود را به فراموشی زدند و گاهی نیز با عناد و لجاجت برخورد كردند، زمینه چندانی برای طرح واقعیت‏های روشن و غیر قابل انكار نبود، و جز برای اتمام حجّت و یا ثبت در حافظه تاریخ، برای بهره‏مندی آیندگان، ثمره دیگری نداشت. به همین دلیل است كه در آن مقطع خاص، فقط دو مورد از امیرمؤمنان علیه‏السلام استناد به حدیث غدیر نقل شده است و عمده استشهادات حضرت علی علیه‏السلام به جریان غدیر، در دوره پنج سال خلافت بود كه بسیاری از مخاطبان حضرت، غدیر خم را درك نكرده بودند و به دلیل فاصله زمانی زیاد، بعضی از اصحاب نیز ادعای فراموشی میكردند!

    با این توضیح، سرّ این كه حضرت زهرا علیهاالسلام فقط اشاره‏ای به غدیر مینمایند، و اغلب به حالت سؤال كه آیا غدیر را فراموش كرده‏اید، و یا این كه آیا جای عذر و توجیهی بعد از غدیر باقی مانده است، روشن میگردد.

    البته توجه به این نكته كه حضرت زهرا علیهاالسلام با فاصله بسیار كمی بعد از رسول خدا صلی الله‏ علیه و ‏آله‏ به شهادت رسید، و تقریباً نصف این ایام را نیز در بستر بیماری به سر برد، اهتمام خاص ایشان به یادآوری جریان «غدیر» در همین مدت كوتاه، روشن میگردد!

     
    پینوشت‏ها:
    1.مائده / 67.

    2.همان / 3.

    3.الغدیر، ج 1، ص 97.

    4.الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص 202/ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30/ الامالی، شیخ مفید، مجلس 6، ح 9/ بحارالانوار، ج 28، ص 204 و 356/ نهج الحیاة، محمد دشتی، ص 127 و 128.

    5.قصص / 68.

    6.حج / 46.

    7.كفایة‏الاثر، ص 198/ الصراط المستقیم، ج 2، ص 123/ بحارالانوار، ج 36، ص 353، نهج الحیاة، ص 38 ـ 40.

    8.دلائل الامامة، صص 37 و 38/ الخصال، ج 1، ص 173/ بحارالانوار، ج 30، ص 124.

    منابع:

    1.الاحتجاج، علامه طبرسی، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1413 ق.

    2.أسنی المطالب فی مناقب سیّدناعلىّ بن ابیطالب، ابوالخیر محمد الجزری الشافعی، مكتبة الامام امیرمؤمنان(ع)، اصفهان.

    3.الامالی، شیخ مفید، چاپ كنگره جهانی هزاره شیخ مفید، قم، چاپ دوم، 1413 ق.

    4.الامامة والسیاسة، ابن قتیبة الدینوری، انتشارات الشریف الرضی، قم، چاپ اول، 1413 ق.

    5.بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسّسة الوفاء، بیروت، 1404 ق.

    6.الخصال، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403 ق.

    7.دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، كتابخانه حیدریه، نجف اشرف، 1383 ق.

    8.الصراط المستقیم، علامه زین‏الدین علی بن یونس نباطی بیاضی، كتابخانه حیدریه، نجف اشرف، چاپ اول 1384 ق.

    9.الغدیر، علامه امینی، دارالكتاب العربی، بیروت، چاپ سوم، 1387 ق.

    10.كفایة‏الاثر، ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزّاز قمی رازی، انتشارات بیدار، قم، 1401 ق.