جهش تولید | جمعه، ۹ آبان ۱۳۹۹

عباس طغیانی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

عباس طغیانی

Loading the player...

حاج عباس طغیانی دربیست ششم تیر ماه یکهزار وسیصد وسی در شهر زرین شهر در خانواده ای کشاورز و مذهبی دیده به جهان گشود دوره ابتدایی را در دبستان حافظ و دوره دبیرستان را در دبیرستان حافظ زرین شهر گذراند البته روزها در کنارپدرش به کشاورزی مشغول و بصورت شبانه به تحصیل خود ادامه می داد . در سن 14 سالگی متاسفانه از نعمت مادر محروم گردید که این امر مشکلات زندگی وی را بسیار تشدید نمود. در 22سالگی درشرکت سهامی ذوب آهن اصفهان مشغول به کار شد در سال 1356 ازدواج نمود که ثمره این ازدواج پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) می باشد. از همان ابتدا در فعالیتهای ضد رژیم ستم شاهی حضور فعال داشت و حتی چندین بار با نیروی های ضد انقلاب و چماقداران و حامیان رژیم ستمشاهی درگیر و بعضا مضروب گردید. بخاطراقدامات و اعتصابات و تحریک و تشویق همکاران به اقدامات علیه رژیم از محل کار خود در ذوب آهن اخراج گردید . با توجه به آموزشهایی که در زمینه جوشکاری دیده بود یک کارگاه جوشکاری در زرین شهر دائر نمود و همین کارگاه با همکاری پسر دائی هایش سردار شهید حسین قجه و ولی اله قجه ای به کارگاه تولید نارنجک دستی جهت مبارزه با عوامل رژیم ستمشاهی تبدیل گردید. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 59در هنرستان شهید باهنر زرین شهر بعنوان استادکار رشته صنایع فلز مشغول بکار گردید با آغاز جنگ تحمیلی ابتدا از هنرستان شهید باهنر در زمان محاصره آبادان (دوران بنی صدر که عمدتا کار دفاعی صورت می گرفت )به عنوان نیروی مهندسی رزمی به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید با دیدن جنایات رژیم بعث عراق پس از یک ماه به عنوان نیروی رزمی حضور خود در جبهه های حق علیه باطل آغازنمود در آن زمان هر بار که به زرین شهر برمی کشت از میان هنرجویان هنرستان و افراد محله و شهر تعدادی را ترقیب کرده و با خود به جبهه می برد که این امر زبانزد مردم شده بود که فلانی یک نفری می یاید چند نفری بر میگردد . وی 86 ماه سابقه حضور در جبهه های حق علیه باطل دارد. مشارالیه بارها از نواحی مختلف (سر،گردن ، کمر، پهلو ، شکم، دست چپ، شانه چپ، ران پای چپ وکف پا)در اثر اثابت ترکش و تیر مستقیم دچار مجروحیت گردید علاوه بر آن بارها در اثر کازهای شیمیایی و موج انفجار و سوختی و تصادف در جبهه دچار آسیب دیده گی گردید روی بدن وی اثر 15 زخم ناشی از اثابت تیر و ترکش وجود دارد و تعدادی ترکش در بدن وی باقی مانده است. در زمان جنگ تحمیلی به عنون فرمانده گردان و مسئول محور در تیپ های: امام حسین (ع) ، کربلا ، نجف اشرف ، قمر بنی هاشم و بقیه الله انجام وظیفه نمود که تیپ های امام حسین (ع)و کربلا و نجف بعدا به لشگر تبدیل شدند و از آن جهت که تمایل داشت در کنار رزمندگان در خطوط مقدم باشد از پذیرش هر نوع مسئولیت بالاتر علی رغم پیشنهادات مکرر سرباز می زد. وی در طول جنگ ضمن سماجت و استفاده از خلاقیت و ابتکار و تلاش پیگیر منشاء اقدامات بزرگ و موفقیتهای متخلفی گردید. و نسبت به حفظ جان نیروهای خود بسیار حساس بوده و همواره باعث گردید نیروهای تحت امر علی رغم پیشرو و موثر بودن کمترین تلفات (شهید،مجروح واسیر ) را داشته باشد. در زمان پذیرش قطنامه 598 به همرزمان خود گفت که جنگ تمام شد و شهید نشدیم که لحظاتی بعد در اثر برخورد ترکش خونپاره به کلیه دچار مجروحیت شدیدی گردید. با توجه شدت جراجت و نظر به اینکه در وضعیت وخیمی قرار گرفته و احتمال شهادت وی تقویت گردیده بود با تلاش گسترده بسیاری از همرزمان و دوستان جهت درمان به کشور آلمان غربی اعزام گردید پس از 6ماه درمان و انجام عملهای مختلف جراحی به کشور مراجعت نمود البته در زمان حضورش در کشور آلمان غربی پس از بهبود نسبی با توجه به اینکه به زبان ترکی آشنا بود با کمک بسیاری از ترکهای مقیم آلمان غربی که از علاقمندان جمهوری اسلامی و امام خمینی (ره) بودند با گروهکهای منافقین درگیری داشتند . وی هم اکنون از آموزش و پرورش بازنشست شده و دوران بازنشستگی خود را سپری می کند



جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ
خوشا به سعادت آنانی که صادقانه زیستند و از بازیگری... همت ۱۳۹۶/۰۸/۶ ۰۸:۴۲

همت
خوشا به سعادت آنانی که صادقانه زیستند و از بازیگری و امتیازخواهی برحذر بودند
این بزرگوار را می شناسم و مشی عالی او را در زندگی و تربیت خانوادگی می ستایم
+1 (1 رای)
پست شده در ۱۳۹۶/۰۸/۶ ۰۸:۴۲