جهش تولید | جمعه، ۲ آبان ۱۳۹۹

شهید علیرضا تورجی زاده - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهید علیرضا تورجی زاده

عاشق بود. عاشقی دلسوخته وچهره ای ملکوتی داشت.مظهر تمام خوبیها بود.همه ی وجودش با محبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) عجین شده بود.مداحی بود با صدایی بسیار زیبا و دلنشین. هنوزهم نوای ملکوتی او دلها را آسمانی می کند .
در لشگر امام حسین(علیه السلام) گردانی بود به نام یا زهرا(سلام الله علیها) فرماندهیش را او به عهده داشت. محمد بر دلهای بسیجیان فرماندهی می کرد رزمندگان عاشقش بودند.
در سختترین ماموریت ها و عملیاتها حاضر می شد. با توسل به حضرت وعنایت های ایشان این مراحل را با پیروزی پشت سر می گذاشت.
نوروز 66 در سفر به مشهد برات شهادتش را گرفت! حتی مکان و زمان شهادتش را هم می دانست! محل مزار خود را هم مشخص کرد. گفت روی قبرم فقط بنویسید یا زهرا (سلام الله علیها)
در کربلای 10 حماسه ی بزرگی را بر پا کردپنجم اردیبهشت بود . یک گلوله خمپاره سفر او را به آسمان آغاز کرد. محمد رضا تورجی زاده با ترکش هایی که به پهلو سر و بازویش اصابت کردبه مادرش اقتدا کرد!
قران شهدا را زنده خوانده. حضور محمد پس از شهادت بیشتر حس میشود! مزار او هم اکنون در گلستان شهدای اصفهان  دار الشفای عشاق است!زیارتگاه عاشقان و دلسوختگان است.
کسانی به سراغ او می آیند که حتی جنگ را ندیده اند. او دوست داشت مشکلات مردم را حل کند.و حالا اینگونه است!
محمد رضا مصداق کلام نورانی امام عزیز این امت است . آنگاه که تربت شهدا را تا قیامت دارالشفا خوانده بود

شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.
ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود .
کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت .
ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند .
شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد
شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت .
در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف به خدمت مشغول شد . و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد.
شهید به حضرت زهرا سلام الله علیه علاقه ی وافری داشتند و در غالب مداحی هایشان از مصائب ایشان می خواندند . همچنین ایشان وصیت نمودند که بروی سنگ قبر ایشان بنویسند : یا زهرا
ایشان به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می دادند . و قران کریم را بسیار تلاوت می نمودند . همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می پرداختند . صدای گریه های ایشان بعضا موجب بیدار شدن دیگران می شد . این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت .
ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .
سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراحتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان
متن کامل وصیت‌نامه مداح شهید «محمدرضا تورجی‌زاده»
پدر و مادرم همان‌طور که قبلاً مقاوم بودید در این فراز از زندگی‌تان نیز صبر کنید و با صبرتان دشمن را به ستوه آورید، دوست دارم جنازه‌ام ملبس به لباس سپاه بوده و به دست شما در قبر گذارده شود.
به گزارش شهدای ایران به نقل ازدانا؛مداح شهید «محمدرضا تورجی‌زاده» در وصیت‌نامه‌اش نوشته است:
الحمدالله رب‌العالمین، شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست و برای رشدانسان‌ها پیامبرانی فرستاده که نبی اکرم محمد ابن عبدالله خاتم آناناست.
او نیز برای استمرار راه صحیح این امت و عدم انحراف از مبانی عالیه اسلامحضرت علی (علیه السلام) را به عنوان ولی و وصی بعد از خود معرفینمود.
شهادت می‌دهم قیامت حق است و میزانی برای سنجش اعمال وجود دارد. بهشت و دوزخ حق است و اجر و جزایی در پی اعمال است.
امشب که قلم بر کاغذ می‌رانم، انشا الله هدفی جز رضای دوست و انجام وظیفهندارم؛ در راه وظایفی که بر عهده‌ام گذاشته شده از ایثار جان و ... هیچ دریغیندارم.
زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود،امروز بعد از گذشت این مدت راغب‌تر شده‌ام کهایندنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن رابنماید.
خدایا شاهدی که لباس مقدس سپاه را به این عشق و نیت به تن کردم که برای منکفنی باشد آغشته به خون.
خدایا همیشه نگران بودم که عاملی باشمبرای ریخته شدن اشک چشم امام عزیز.
اگر در این مدت بر این نعمت بزرگ شکریدرخور نکردم و یا از اوامرش تمردی نمودم بر منببخش.
خدایا معیار سنجش اعمال خلوص است. من می‌دانم اخلاصم کم است، اما اگر مخلصنیستم امیدوارم.
اگر گناه و معصیت کورم کرده، بینای رحمتم. با لطف و کرم خود مرا دریاب که بالیاقت فرسنگ‌ها راه است.
هم رزمانم، سخنی با شما دارم. همیشه گفته‌ام:
بسیجی‌ها، سپاهی‌ها ... این لباسی که بر تن کرده‌اید خلعتی است از جانبفرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس لیاقت خود را به اثباتبرسانید.
نظم در امور را سرلوحه خود قرار دهید. روز به روز بر معنویت و صفای روح خودبیفزایید، نماز شب را وظیفه خود بدانید، حافظی بر حدود الهی باشید، در اعمال خوددقت کنید که جبهه حرم خداست؛ در این حرم باید از ناپاکی‌ها به دوربود.
عزیزانم، امام را همچون خورشیدی در بربگیرید، به دورش بچرخید، از مدارش خارج نشوید که نابودیتان حتمی است.
پدر و مادرم سخن با شما بسی مشکل است میدانم این داغ با توجه به علاقه‌ای که به من داشته‌اید بسیارسخت است. پدرم مبادا کمر خم کنید. مادرم مبادا صدای گریه‌ی شما را کسیبشنود.
پدر و مادرم همان‌طور که قبلاً مقاوم بودید در این فراز از زندگی‌تان نیز صبر کنید و با صبرتان دشمن را به ستوه آورید، دوست دارم جنازه‌ام ملبس به لباس سپاه بوده و به دست شما در قبر گذارده شود؛ مرا از کودکی خود از محبان
حسین (ع) و زهرا(س) تربیت کردید. از طعن دشمنان نهراسید.
نهایت و اوج محبت فانی شدن در راه معشوق است و من فانی فی الله هستم. همهباید برویم که انالله و اناالیه راجعون. فقط نحوه‌ی رفتن مهم است وبا چه توشه‌ایرفتن.
برادر و خواهرانم:
در زندگی خود، جز رضای حق را در نظر نگیرید، هرچه می‌کنید و هر چه می‌گوییدبا رضای او بسنجید؛ به خاطر یک شهید خود را میراث خوار انقلابندانید.
اگر نتوانستم حق فرزندی و برادری را برای شما ادا کنم حلالم کنید. من همه رابخشیدم، اگر غیبت و تهمت و ... بوده بخشیدم؛ امیدوارم شما هم مرا عفونمایید.
ببخشیدم تا خدا هم مرا ببخشد.
اگر جنازه‌ای از من آوردند دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسید:
یا زهرا (علیهاالسلام.(
از طرف من از همه فامیل حلالیت بطلبید.
خدایا سختی جان کندن را بر ما آسان فرما.
در آخرین لحظات چشمان ما را به جمال یوسف زهرا (علیهاالسلام) منورفرما.
خدایا کلام آخر ما را یا مهدی و یا زهرا قرار بده.
خدایا در قبر مونسم باش که چراغ و فرش و مونسی به همراهندارم.
خدایا ما را از سلک شهیدان واقعی که در جوار خودت در عرش الهی در کنار مولاحسین (علیه السلام) هستند قرار بده.
والسلام _ محمد رضا تورجی زاده