رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

شهيد سعيد وطن پور - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شهيد سعيد وطن پور

Loading the player...

سعيد در سال 1346 در اصفهان چشم به دنيا گشود. از 9 ماهگي هوش و ذکاوت خود را در بيان جملات و حرکاتي که براي اين سن زود مي‌نمود، نشان داد. پيش از پايان شش سالگي به دبستان رفت؛ در حالي که قبل از آن بخوبي مي‌توانست از عهدة خواندن کتاب برآيد.
سعيد از حدود 9 سالگي در جلسات قرآن حاضر مي‌شد و در جريان انقلاب با اينکه کودکي بيش نبود، تصاوير امام (قدس سره) را بر روي فيلم و فيبر کليشه مي‌کرد و بر ديوار کوچه‌ها و خيابان ها نقش مي‌زد. او هرگز از نمازهاي خود در آن سن کم غفلت نمي‌کرد و چون به تکليف نرسيده بود، براي نماز صبح والدين او را از خواب بيدار نمي‌کردند، لذا با التماس و خواهش و با ديدگان اشک آلود از آنها درخواست مي‌کرد که براي بيدار کردن او در صبح اهتمام کنند. والدين او چون اصرار و ميل باطني اش را مي‌ديدند، چند روز صبح او را بيدار کردند و پس از آن، او خودش هر روز صبح بيدار مي‌شد؛ بدون آنکه براي بيدار شدنش به کسي زحمت بدهد.
سعيد قبل از سن تکليف، روزه‌ها را کاملاً مي‌گرفت و خداي خويش را آن طور که در توان داشت از کودکي و اوان نوجواني عبادت مي‌کرد. او از همان زمان، امر به معروف و نهي از منکر را به زبان بسيار زيبا و با عملي شيوا بيان و ارائه مي‌کرد و در اين راه و کليه راههاي خوب، خود اسوه عملي براي فاميل و دوستان خود بود. قبضهايي که با مبلغ ناچيز پول توجيبي خود در سن سيزده سالگي از دارالايتام امام زمان(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) تعهد کرده بود وتا اين تاريخ هنوز به نام وي صادر مي‌شود، يکي از وجوه پاک قلب خير انديش اوست.
در دوران تحصيل هميشه حايز رتبه‌هاي ممتاز اول و يا دوم مي‌شد و در تمامي سالها در دبستان و راهنمايي و پس از آن دائماً مورد تمجيد آموزگاران، دبيران و مسوولان خود بود. چندين سال پس از شهادتش، زماني که با يکي از استادان زمان تحصيل او درباره وي صبحت مي‌شد، در تمامي طول صبحت، استاد به ياد شاگرد شهيدش، مي‌گريست. او در سالهاي آخر تحصيل ﻣﺴﺌﻮول انجمن اسلامي هنرستان محل تحصيل خود بود
سعيد در دي ماه 1365 در جريان کربلاي 4 مجروح شد و نتوانست در کربلاي 5 به خاطر نقاهت خود شرکت کند . بعد از نوروز سال 1366 دوباره داوطلب اعزام به جبهه شد، در حاليکه زيارت خانه کعبه به عنوان مبلغ از طرف دانشگاه به او پيشنهاد شده بود .
آخرين باري که از جبهه باز گشته بود، در موقع  بيان خاطرات همرزمش آنچنان روحش اوج مي گرفت و فراسوي وجود خاکي اش مي رفت که براي اطرافيان مسلم شده بود که سعيد ديگر در بين آنها زندگي نمي کند و او مسافري است راهي عالم بالا. روزهاي آخر سکونت در خانواده را مي توان سکونت جسم او دانست ، چون روح وي قبل از آن پرواز را آغاز کرده بود.
پس از  آخرين حرکت به سوي جبهه ، قرآن در مشايعت ايشان باز و قرائت شد. آخرين آيه از سورةحج بود که وقايع را براي خانواده دردمند او بيان کرد.
وصيتنامه اي که از وي در دست است ، مربوط به عمليات کربلاي چهار است که قلم روانش کلمات را براحتي به بازي گرفته و توانسته است احساس قلبي اش را که گواهي از شهيد نشدن ايشان در آن عمليات است ، به ترسيم کشد. وصيتنامه شاگرد قرآن به نحوي از قرآن با نسيمي بهره برده است که با هر بار تکرار و خواندن وصيتنامه حقايق عرفاني تازه اي بر خواننده مي شود.
در«عمليات کربلاي ده»در ارتفاعات «گلان بانه»در عصرروز 30 فروردين 1366مطابق با 20 شعبان 1407 بدن مطهر سعيد با موج انفجار به بيرون از سنگر پرتاب شد و در تاريخ نهم ارديبهشت در گلستان شهداي اصفهان به تربت پاکش هديه شد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد


Saeid   vatan  por Martyr  

At age nine he attended meetings of the Quran  Was born in 1346 in Isfahan   
Said was very kind
At age fifteen he went to the front   It was a very modest   Conquest of attended Highlandsbazi   daraz Operations 
Bane was martyred in Karbala Operations ten  University student Imam Sadiq (AS) was Of the martyrs were buried in Golestan. height