شهر ورنامخواست

شهر ورنامخواست یکی از هفت شهر منطقه لنجان در جنوب غربی استان اصفهان و در 1.5 کیلومتری مرکز شهرستان در محور ارتباطی زرین شهر ، مبارکه بر روی جلگه رسوبی زاینده رود واقع شده است.
از لحاظ مختصات جغرافیایی در طول 21ً و51 درجه و عرض 22 درجه و 32 درجه قرار گرفته است و نواحی شمال  غربی شهر توسط ارتفاعات نه چندان بلند معروف به کوهچه کلودان مشرف به زاینده رود محصور گردیده است . اختلاف ارتفاع آن از سطح دریا 1750 متر است و محدوده جغرافیای آن طبق یک نقشه و کروکی قدیمی به نقاط زیر می رسیده است :
از به شمال به زاینده رود ، از جنوب به اراضی کشاورزی و روستایی الله آباد وخیر آباد ، از شرق به اراضی کشاورزی و روستایی اشیان و سورچه ، از غرب به مجتمع صنایع دفاع و اراضی کشاورزی چمگردان و سده و دره میرآبی ورنامخواست می رسیده است
تاریخ پیدایش محل :
  در بررسی تاریخچه پیدایش محل و روند شکل گیری شهر ورنامخواست اسناد زنده چندانی در دسترس نیست که بشود آنها را مبدأ و ملاک قرار داد . در این مورد نقل قول هایی ازایام قدیم سینه به سینه و نسل به نسل به ما رسیده که تا اندازه ای می شود آنها را سند و مدرک قرار داد .
وجه تسمیه:
در گذشته دور ورنامخواست با نام غلام خاص شناخته می شده است .برخی براین عقیده اند که این محل به دست غلامی بنا شده است که طبق یک نقل قول قدیمی این غلام اصلیتش از مردم ده کلودان و غلام خاصه ی شخصی مهم بوده است که او را  غلام خاص می نامیده اند . و گویا این فرد طبق روایات و نقل قولهای قدیمی غلام خاص شاه عباس اول بوده است که شاه این محل را جزء املاک سلطنتی و تیول شاهی بوده به او یعنی غلام خاص خود واگذار کرده است و نقل قول دیگری در این مورد می گوید که حکام و سران غلامان خود را از این محل انتخاب می کرده اند . در دهه ی 1310 لغایت 1320 خورشیدی که بیشتر نام دهات و شهر ها تغییر می کند نام غلام خواست نیز به ورنامخواست تغییر می یابد .« ور» در زبانهای قدیم ایران به معنی قلعه است . بنابر این محل مذکور قلعه نام خواست یا نام خواه می باشد. ساکنان قلعه مردمی نامجو بوده اند از طرفی دیگر نام مزبور خود گویای قدمت مکان مورد بحث است . این شهر در جنوب و مجاور زرین شهر بوده و در حال اتصال به آن می باشد بسیاری از بومیان آن مهاجرت کرده اند و مهاجرین نیز از اطراف بدانجا روی آورده و ساکن شده اند .
سوابق تاریخی شهر ورنامخواست:
آنچه مسلم است شهر ورنامخواست از نظر سوابق تاریخی نسبت به بعضی از شهر ها ی دور ونزدیک جلوتر وقدیمیتر می باشد.چون در زمان های قدیم که ورنامخواست ودهات اطرافش به صورت شهر نبودند بیشتر ده ها ودهستان های اطراف را به واسطه نام ورنامخواست می شناختند ، مثلا زرین شهر را که در قدیم نامش ریز بود به نام ریز غلام خاص ، یا اینکه شهر سده را به نام سده غلام خاص خطاب می کردند .
همچنین در این زمینه نامه های قدیمی وجود داشت و شاید هم اکنون نیز وجود داشته باشند که مدرکی زنده بر این ادعاست . زمانی که در قدیم می خواستند نامه ای را از مناطق دوردست بر این دهات ارسال کنند ، آدرس و نشانی ورنامخواست را که معرفه بود در پشت پاکت ذکر می کردند تا نامه درست به مقصد برسد
آثار و بناهای قدیمی در شهر ورنامخواست :
امامزاده سید ابراهیم : تاریخ دقیق ورود و همچنین تاریخ دقیق وفات امامزاده سید ابراهیم در ورنامخواست به درستی معلوم نیست که در چه سنه ای رخ داده است . اما آنچه مسلم است ، این واقعه تاریخی و مذهبی کمتر از هزار سال پیش و شاید در حدود هفتصد تا هشتصد سال پیش رخ داده است و طبق شجر نامه ای که هم اکنون در اداره اوقاف موجود است در سنه ی 424 هجری قمری تحقیق و مکتوب گردیده است ، امامزاده سید ابراهیم یکی از سه فرزند ذکور سید بهاءالدین معروف به شاهزادگان است .             که خود امام زاده شاه خراسان است . طبق شجرنامه موجود در اداره اوقاف زرین شهر امامزاده شاه خراسان در زمان حاکمی به نام هلای خان می زیسته است که او بر آن محل فرمانروا بوده و در زمان فرمانروایی همین هلای خان یکی از فرزندان سید بهاء الدین به نام سید ابراهیم طبق نقل قولهایی که سینه به سینه نقل گردیده ابتدا از روستای هاردنگ وارد روستای ده کلودان از بلوک رودبار لنجان شده و بعد هم از ده کلودان وارد روستای غلام خاص شده و در آنجا ساکن گردیده و در این مکان هم وفات یافته و دفن گردیده است . که مردم شهر ورنامخواست نسبت به آن اعتقاد کامل دارند و او را صاحب کرامت و لطف می دانند .
مسجد سراب :قدیمی ترین مسجدی که در شهر ورنامخواست آثار کمی از آن باقی  مانده ، مسجد سراب می باشد و این مسجد را به این خاطر مسجد سراب نامیده اند که در زمانهای قدیم مادی اصلی ورنامخواست از جلوی آن می گذشته و اهالی آب آشامیدنی خود را از نزدیک این محل جنب پلی که به همین نام وجود داشته و به آن پل مسجد سراب می گویند تأمین می کرده اند .
از دیگر مساجد قدیمی در ورنامخواست : مسجد حاج جلال در جنب امامزاده ، مسجد کربلایی تراب معروف به مسجد کدخدا ، مسجد ملاکرمعلی در محله آخوندها و ...
قلعه های قدیمی موجود در ورنامخواست :
قلعه اصلی و مرکزی (اولیه ) که این قلعه به واسطه در برگرفتن امامزاده سید ابراهیم در قدیم از اهمیت ویژه ای برخورداربوده است و اولین قلعه ای می باشد که در غلام خاص اطراف امامزاده به وجود آمده است و گویا بعد از اینکه قلعه های حاشیه رودخانه ی زاینده رود به دلایل گوناگون تخریب شدند ، مردم آن به اطراف مقبره امامزاده نقل مکان کردند و خانه های جدید را ساختند که از مجموعه این خانه های به هم پیوسته قلعه ای اصلی اطراف امامزاده به وجود آمده است ، گفتنی است که تیره ها و طایفه های گوناگونی در قلعه اصلی غلام خاص قدیم زندگی می کردند که اکثر آنها مهاجرانی بوده اند که از نقاط دیگر به این محل آمده بودند وآن جا را برای سکونت خود انتخاب کرده اند.همچنین طی چند صده ی گذشته بسیاری از مردم ساکن در این قلعه به نقاط دیگر مهاجرت کرده اند،همچنین این قلعه از نظر فعالیت اقتصادی نیز حائز اهمیت بوده است.
ازدیگر قلعه های قدیمی موجود در ورنامخواست: قلعه حاج محمد خان(غلام خاص جنوبی)قلعه غلامرضا،قلعه ملازمان،معروف به قلعه کوچه سوراخی،قلعه رضا میرزایی ها،قلعه نجاریها،قلعه نصیریها،قلعه شاه رمضانیها،قلعه قنبریها یا قلعه گنجشک و...
  پوشش گیاهی:در کوچه کلودان- معروف به کوه کلودان در اطراف ورنامخواست،در زمان های گذشته دارای پوشش گیاهی ارژن(یا در گویش آن که محلی است اَرجَن ) ودرختچه های بادام وانجیر کوهی ونوعی درختچه ی گیاهی دیگر بوده که هم اکنون نیز در یک نقطه آن چند نهال ازآن درختچه های قدیمی وجود دارد.
همچنین عده ای از سال خوردگان از زبان پدران خود شنیده بودند که دراین رشته کوه،غار طویلی در زمان های خیلی قدیم وجود داشته است که هم اکنون با گذشت زمان دو درب این غار که در دو طرف کوه کلودان وجود داشته محو گردیده است ودر حال حاضر کسی نمی داند که این غار بدرستی در کدام قسمت این کوه واقع بوده است.
جانوران:
در میان گونه های جانوری که در این شهر در گذشته تا به حال وجود داشته،در گذشته در اطراف آن گرگ وشغال وگونه ای کفتار موجود بوده که با گسترش شهر نشینی وافزایش جمعیت،یا از بین رفته،یا به جای دیگری مهاجرت کرده اند.اما امروزه به خصوص در بیشتر زمین ها ی زراعی نوعی موش،که مردم آن را موش صحرایی می نامند وجود دارد که گونه ای از آن به قدری بزرگ است که تقریباً به اندازه ی یک گربه هم می رسد.
فصل دوم :1-جمعیت شهر2-مهاجرت ها ومسافرت های مردم شهر 3-مرگ ومیر وازدواج وطلاق
جمعیت شهر ورنامخواست:
در حال حاضر جمعیت ورنامخواست 16709نفرو3533خانوار برآوردگردیده است. این جمعیت بر خلاف دیگر مراکز شهری پیرامون از جمله زرین شهر،سده لنجان وچمگردان،عمدتاًاز گروه جمعیت بومی منطقه به شمار می آیند وتحقیقات آماری نشان می دهند که این شهر علی رغم مجاورت با صنایع مادر وعضیم کشور،فولاد مبارکه،صنایع نظامی وکارخانه ذوب آهن و...
از تبعات جمعیتی ناشی از هجوم مهاجرین جویای کار از سرزمین های مجاوردر امن مانده وساختارهای اصیل اجتماعی وفرهنگی خود را حفظ نموده است.همین امر موجب گردیده که این شهر در شرایطی متفاوت از دیگر مراکز مشابه در شهرستان کمتر در معرض آسیب های اجتماعی وانحطاط فرهنگی دچار شود.پائین بودن آمار مفاسد وجرائم،بیکاری واعتیاد در این شهر نسبت به دیگر شهرهای شهرستان ریشه در همین شرایط دارد.ورنامخواست ،علی رغم قرار گرفتن در جوار کارخانجات عظیم فولاد مبارکه ،ذوب آهن وصنایع نظامی و...کمتر از دیگر مراکز شهرستان تحت تأثیر تحولات اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی ناشی ازرواج صنعت در منطقه قرار گرفته است.
مهاجرت ها ومسافرت های مردم شهر ورنامخواست به بیرون شهر،ومهاجرانی که بدانجا روی آوردند.
آنچه مسلم است شهر ورنامخواست از دیر باز وبه تأیید بعضی از نویسندگان وصاحب نظران معاصر،مکان ومحلی بوده برای ورود مهاجرانی از اطراف وهم چنین خروج بسیاری از مهاجران بومی دیگر از این محل واین موضوع از این روی بیشتر قابل تأیید وتوجه می باشد که هر گاه در مورد طایفه ها ،تیره ها وفامیل های موجود وساکن درشهرفعلی تحقیق وریشه یابی به عمل اوریم متوجه میشویم که این تیرههاوفامیلها در صدها سال قبل به دلایلی مختلف محل سکونت اولیه ی خود را ترک گفته اند واز نقاط مشخص در استانهای کشور ومخصوصاً از استان ها وشهرهای نزدیک وهم جوار مانند،استان چهار محال وبختیاری ،استان فارس،استان لرستان،به اینجا آمده اند وساکن شدند.
اثرات مثبت ومنفی این مهاجرت ها: به طور کلی مهاجرت های قومیتهای مختلف از گوشه وکنار کشور به منطقه ی لنجان که در سال های اخیر بازار کار پر رونقی بوده ومعمولاً به غیر از عارضه افزایش قیمت زمین ومسکن در منطقه از لحاظ اقتصادی تنها برای عده ای از طبقات اجتماع اثرات مثبتی را در بر داشته به خصوص برای صنف کسبه ومالکین بزرگ مسکن .ولی از نظر اجتماعی ،امنیتی،فرهنگی،سیاسی به دلیل اشاعه فرهنگ های متفاوت اثرات منفی را به همراه داشته که مهمترین رئوس آن ها بزهکاری ،سرقت،اشاعه ی انواع فساد،در بعضی موارد قتل،رواج دادن مواد مخدر،ایجاد تنش های سیاسی وقومی،تشویق افراد در تصرف وتجاوز به اراضی ملی بوده است.البته نقش تعدادی از مردم بیکار وسردرگم بومی محلی را نیز در شدت دادن به این ناهنجاریهای منطقه ای نباید نادیده گرفت.واین واقعیت را نیز باید قبول کرد که اکثریت این مهاجران مردمی با فرهنگ وزحمت کشی هستند که نه تنها اثرات منفی بر اجتماع بومی محلی لنجان ندارند ،بلکه اثرات مثبتی نیز بر اخلاق ورفتار مردم بومی محلی دارند که می شود اخلاق ورفتار اینگونه مهاجران را به عنوان ارزشها یی انسان برداشت نمود.
در گذشته های دور ونزدیک عده ای از مردم بومی ورنامخواست به علل های گوناگون به دیگر نقاط کشور وبیرون از آن مهاجرت  ومسافرت کرده اند که هنوز هم عده ای از این مهاجران وفرزندان آن ها برای دیدار خویشان واقوام خود گاهی اوقات به شهر ورنامخواست زادگاه اولیه خود می آیند یا اینکه مردم ساکن در ورنامخواست برای دیدار این افراد به شهرهای دور ونزدیک مسافرت می کنند. همچنین بسیاری از این مهاجرت ها ومسافرتها موقتی بوده است وافراد بیشتر برای یافتن کار محل سکونت خود را ترک گفته اند وبعد از گذشتن مدتی مجدداً به زادگاه اصلی خود باز گشته اند.اغلب مهاجرت های مردم این شهر برای کاریابی وسفر به شهرهای اطراف وحتی کشور های اطراف به خصوص کشور کویت می باشد
ازدواج وطلاق:در ورنامخواست دختران اکثراًدر سن کم که حدوداً14-13سالگی بوده ازدواج می کردند که هم اکنون نیز تقریباً این گونه است.ولی در قدیم این گونه ازدواج ها بیشتر صورت می گرفته وممکن بود که عروس وداماد تاشب عروسی یکدیگر را هم نبینند .ولی خوشبختانه هم اکنون تعدادی از دختران حتی در مقاطع آموزشی بالایی پیشرفت کرده وحتی تعدادی از آنان نیز شاغل می باشند. پسر ها نیز در این شهر از حدود 20 سالگی به بعد شروع به ازدواج کرده وآنان نیز اکثراًدر مقاطع آموزشی پیشرفت کرده اند وگاهی نیز افتخار آفرین بوده اند .درصدی برای طلاق در این شهر هنوز گزارش نشده ،زیرا میزان طلاق متوسط ویا کم می باشد.
تولد ومرگ ومیر: سطح میزان تولد در این شهر تقریباًبالا می باشد .ولی رشد جمعیت حدود2%است.         مرگ ومیر شامل اکثر افراد پیرو ازکار افتاده می باشد.اما بیشتردرصد مرگ ومیر از نظر شخص خودم مربوط به جوانانی است که با موتور سواری نادرست وبچه گانه مرگ را برای خود انتخاب کردند وتعداد آنها کم نمی باشد .در موردتولد لازم به ذکر است که اکثر افراد این شهر به خصوص زنها بیشتر در انتظار تولد فرزند پسر می باشند وپسر را از هر نظر بر دختر ترجیح می دهند .وباز جالب تراین که بعد ها بعد از به دنیا آمدن فرزند پسر وبزرگ کردن آن ،پشیمان می شوند واز خدا می خواهند کاش فرزند دختری به آن ها می داد.  
فصل سوم:1-کشاورزی2-فعالیت های مربوط به کشاورزی
کشاورزی وفعالیت های مربوط به آن:   
در کشاورزی قدیم ورنامخواست ،بیشتر کشت گندم وجو ،پنبه،انواع حبوبات مانند نخود وماش واندکی برنج کاری بوده .اما هم اکنون 90%از محصولات کشاورزی را کاشت برنج تشکیل می دهد که به دلیل وجود رودخانه ی زاینده رود در جوار زمین های کشاورزی است.
دستمزدها: در قدیم کار گران برای گرفتن دستمزد،کارمی کردند ودر ازای آن جنس می گرفتند . مثلاٌ در ازای کاری که انجام می دادند گندم یا جو می گرفتند . اما امروزه فقط در ازای کار به آن ها پول پرداخت می شود وکار گر ها روزانه با کار کردن 20000 تومان در یافت می کنند .که مبلغ قابل توجهی می باشد.
تقسیم آب: در قدیم تقسیم آب به وسیله ی دو جوی به نام های جوی مبارکه وجوی دِه بوده است. وسعی می کردند به همه ی زمین ها متعادل آبرسانی شود.ولی آب زیادی به هدر می رفته است.ولی امروزه بعد از یک پارچه سازی زمین های کشاورزی ویکدست کردن آنها به وسیله کانال آبیاری می شود که تلفات آب هم به حمدا... کم شده. ولی در سالهای اخیر به دلیل بارندگی کم وپائین آمدن آب زاینده رود کشت برنج با مشکلاتی همراه شده. به همین دلیل عده ای به کشت ارزن روی آورده اند. زیرا آب کمی می خواهد.عده ای نیز تصمیم گرفته اند که با آب چاه زمین های خود را آبیاری کنند
نوع مالکیت زمین:
این شهر هم دارای زمین های کشاورزی اجاره ای وهم زمین هایی است که مالکانی دارند. که اگر این مالکان در زمین های خود به هر دلیلی نتوانستند یا نخواستند کشاورزی کنند،زمین های خود را برای کشت به افراد دیگری اجاره می دهند که در آن به کار مشغول شوند .
وسا یلی که استفاده می شد:
در قدیم وسایلی  مانند گاوآهن ویا خویش،بیل،شن کش های دستی،شن کش های گاوی(که به آن واز نیز می گفتند) خرمن کوب یا چوم و... واز چهار پایان مانند الاغ ،قاطر،اسب وگاو استفاده می کردند.ولی امروزه از تراکتور یا کمباین استفاده می شود .
مردم این شهر برای بهبود کیفیت محصولات خود تلاش بسیاری انجام می دهند ودر موقع کشت محصول تا زمانی که موقع برداشت آن می شود شب وروز به کار می پردازند وحتی نیمه شب ها از خواب خود زده وبه زمین های کشاورزی خود رفته ودر تاریکی آنها را آبیاری می کنند . ومراقب هستند که کسی یا چیزی بر آنها صدمه ای وارد نکند. به طریقی دیگر به عنوان یک دشتبان عمل می کنند.با این تفاوت که امروز دشتبانی برای نگهبانی کردن از محصولات وجود ندارد.
فصل چهارم:1-مذهب ومشاغل2-اعتقادات پزشکی3-بازی های محلی وعقاید وخرافات.                     
مذهب: مردم شهر ورنامخواست مسلمان ودارای مذهب شیعه می باشند. ومذهب خاص دیگری در این شهر وجود ندارد.
مشاغل: بیشترمردم این شهر ابتدا کشاورز ودام دار بوده اند،ولی بعد ها با وجود مکان های صنعتی در اطراف شهر مانند ذوب آهن،صنایع نظامی اصفهان و... مردم این شهر به عنوان کارمند یا کارگر در این مکان ها شروع به کار کردند.عده ای نیز کارمند ادارات مانند آموزش وپرورش می باشند ،عده ای هم در بیرون از شهر وحتی خارج از کشور به خصوص کشور کویت مشغول به کار می باشند ودرصدی هم شغل آزاد را برای خود انتخاب کرده اند
اعتقادات پزشکی: در این شهر در مورد گیاهان دارویی اعتقادات زیادی وجود دارد،که کم وبیش در شهر های دیگر هم به همین صورت بوده وبا آنها آشنا بوده اند. یکی از انها این بوده که برای کم کردن درد گوش با استفاده از دود سیگار این عمل را انجام می دادند که بیشتر برای درد گوش نوزادان شیر خوار بوده است .     یا اینکه هنگام سرما خوردگی وجلوگیری از شیوع آن،با سوزاندن پهن وفضولات خشک شده ی گاو وبه خصوص الاغ ماده وپخش کردن وتنفس کردن دودی که ازآن بلند می شده محیط را ضد عفونی می کردند وهمچنین این عمل باعث بهبود فرد بیمار می شده است .برای درمان دندان درد هم سیر خام را می کوبیده اند وآب آنرا گرفته بر روی دندان قرار می دادند.که به سرعت درد آن را کاهش می داده است.
 
صنایع دستی:
در قدیم صنایع دستی خاص این شهر کار بافی بوده که به وسیله آن ،پارچه های نقش داری برای دوخت پشه بند،سفره خمیر،زیر انداز ونوعی پارچه به نام چَچَب بوده است.
بازی های محلی: بازی محلی این شهر(چوب وپٍِِِر) نامیده می شده است. ودر بین کودکان وجوانان طرفداران خاصی داشته است . در این بازی دو نفر شرکت می کردند ،به این صورت که دو سنگ رو به روی هم به فاصله ی 15 سانتی متر قرار می دادند ویک چوب کوچک به طول 20 سانتی متر روی دو سنگ قرار می دادند. نفر اول به وسیله ی یک چوب بلند تر می بایست طوری به زیر چوب کوچک بزند وآنرا با چوب بلند تر بلند کند وبا دو ضربه به چوب کوچک با ید آنرا با قدرت به دورترین نقطه پرتاب کند .نفر دوم باید چوبی را که نفر اول به نقطه دور زده ،از همان نقطه ای که چوب کوچک به زمین افتاده ،بردارد واگر زور بازو وقدرت خوبی داشت از همان جا پرتاب کند. در کنار دوسنگ قبلی که توضیح دادیم یک سنگ بزرگ تر ویا یک چوب بزرگ وپهن که چوب نشانه نام داشت وجود دارد که نفر دوم می بایست آن چوب کوچک را طوری پرتاب کند که به این سنگ نشانه برخورد کند. پس نفر اول باید سعی خود را می کرد که چوب را به نقطه ی دورتری پرتاب کند که نفر دوم نتواند به راحتی آنرا به سنگ نشانه بزند .این بازی بیشتر برای قدرت بدنی وهدف زنی بوده ویک ورزش نیز محسوب می شده است.
عقاید وخرافات:
عقاید وخرافات زیادی در بین مردم سینه به سینه ونقل به نقل گشته است. از خرافاتی که هم اکنون نیز وجود دارد می توان به اینکه اگر دهانه ی قیچی باز بماند میان دو نفر دعوا می شود،یا اینکه اگر بر روی ناخن راه بروی دعوا می شود.یا اینکه اگر ظرفها به طور اتفاقی به صف شد یا اینکه اگر هنگام ریختن چایی، تفاله آن روی چایی افتاد مهمان می آید.یا جالب تر اینکه اگردر خانه ای گربه ای آمد وشروع به تمیز کردن خود به خصوص صورت خود شد مهمان می آید .یا اینکه اگر بر روی دیوار یا درخت خانه گونه ای از کلاغ که به نام جِارک می نامند نشست وآواز خواند خبر خوشی به آن خانواده می رسد.
از عقاید مذهبی می توان به روشن کردن شمع در سقا خانه ها برای ادای نذر اشاره کرد واینکه یکی از موارد جالب در قدیم در کوه کلودان اطراف شهر ورنامخواست می باشد.که در قسمت بالایی این کوه حفره ای وجود دارد که به آن جای پای دُلدلُ می گویند ومردم در قدیم به این محل اعتقاد مذهبی داشتند وبه این باور بودند که این حفره جای پای اسب حضرت علی(ع) می باشد که در سنگ فرو رفته است ،ودر روزهای مذهبی عده ای از مردم به این محل می رفتند ودر آنجا به نذر ونیاز می پرداختند. وعجیب در این است که شکل هندسی این حفره خیلی شباهت به جای پای اسبی را دارد که در سنگ فرو رفته باشد،هر چند که این حفره جای پای اسب نیست وبه طور طبیعی در کوه ایجاد گشته است.
فصل پنجم : 1-بزرگان شهر 2-قدرت های محلی 3-زبان وگویش های محلی شهر
بزرگان :
سردار شهید محمد علی شاهمرادی :وی در سال 1338 در روستای ورنامخواست و در خانواده ای عشایری به دنیا آمد ، بعد از انقلاب با سپاه زرین شهر عازم جنوب شد و پس از تشکیل تیپ مستقل 44  قمر بنی هاشم (ع) قائم مقام تیپ ، منصوب گردید .شاهمرادی همیشه اولین نفری بود که به جلو می رفت و آخرین نفری بود که بر می گشت . او همیشه می گفت خدایا ! از دست ما راضی شو! خدا هم راضی شد و شاهمرادی در کنکور شهادت قبول و وی سپس در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید
حجت الاسلام حاج آق محمود خاشعی :  وی تا چند سال پیش امام جماعت ورنامخواست بود و خدا نیز به ایشان عمر طولانی اعطا فرموده بود وی چند سالی وفات یافته است حاج آقا محمود در زمان شاه سابق با اشاعه فرهنگ منحط غربی به ایران و بالاخص به روستاهای لنجان و رخنه کردن آن به ده ورنامخواست بسیار مخالف بودند و در چند سخنرانی خود که در بین سالهای 1352 و سال 1355 از تریبون مساجد ورنامخواست ایراد گردید اشاعه اینگونه فرهنگ های مخرب را محکوم نمودند. و مردم بسیار ایشان را مورد لطف و احترام قرار می دادند و هنگام فوت ایشان بسیاری از مردم شهر عزادار بودند و سعی کردند مراسم خوبی برای ایشان برگزار کنند
طایفه ها قدرت های محلی :
در گذشته دور هر قوم و طایفه ای محلی را برای سکونت خود انتخاب می کردند و در همان محل قلعه ای را بنا کرده و نام طایفه خود را بر روی می گذاشتند . و همین طور نام محلی را که در آن زندگی می کردند .
مانند محله حاج محمد خان ، که برای حود محله ای خاص بوده و به این نام آن را می شناختند ، یا محله یا قلعه ملا زمان ، محله نجاری ها ، محله نصیری ها ، محله شاه رمضانی ها ، قمبری ها ، محله آخوندی ها : که اصلیت آخوند های غلام خاص قدیم از ایل بختیاری می باشد .و بزرگ این طایفه که بر قلعه های پراکنده مذکور تسلط کامل داشته است ، روحانی عالیقدری به نام ملا کرمعلی حاج آخوند بوده است.
از محله های دیگر : محله و خانه های پراکنده صمدی ها ، محله میرزا حیدر و ...  می باشد.
تیره ها و فامیلهای امروزی در شهر ورنامخواست : در شهر ورنامخواست چهل (40) فامیل به نامهای مختلف و بیشتر از 100 تیره و طایفه وجود دارند کهن ترین و با سابقه ترین آنها : طایفه و فامیل خادمی ها ، سادات شهر ورنامخواست ، طایفه و فامیل جلالی ها ، طایفه و فامیل فرهمند ها ، طایفه و فامیل خاشعی ، طایفه و فامیل کرمی ها ، و فامیل های دیگری که از اطراف به این شهر آمده مانند غلامی ، سلیمانی فر ، حسینی و ... می باشد
زبان مردم شهر ورنامخواست :
 گویش زبانی مردم بومی شهر ورنامخواست زبان فارسی است و چون زبان فارسی خود ادامه زبانهای باستان ایران می باشد ، مردم این شهر واژه های بسیاری از زبان پهلوی را در گویششان بکار می برند و به کار بردن این واژه های پهلوی خود گویای قدمت دیرین این دیار است . در بین لحن و لهجه زبانهایی که در شهرهای دور و نزدیک مرسوم است زبان مردم شهر ورنامخواست در لهجه و گویش محلی آن مشابه به زبان مردم شهر تیران و کرون می باشد . همچنین کلمات زیادی در گویش مردم شهر ورنامخواست یافت می شوند که در زبان پهلوی ریشه دارند






جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ