جهش تولید | دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹

شَعربافی یا شربافی کاشان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

شَعربافی یا شربافی کاشان

Loading the player...

دانلود

شَعربافی یا شربافی یکی از صنایع دستی ایران است.

به موی انسان یا حیوان «شَعر» گفته می‌شود، و در اصطلاح بافندگی، شَعر نوعی پارچه‌ است که با مو یا ابریشم و با «دستگاه بافندگی چهاروردی» بافته می‌شود. بافتن شَعرِ پشمی در یزد و اصفهان و شَعر ابریشمی در کاشان رواج داشت که اکنون در معرض فراموشی و نابودی است.

نقشهٔ خاصی برای بافت شَعربافی وجود ندارد و به دو شیوه ساده و میله‌ای (راه‌راه) بافته می‌شود. شعر ساده را بیشتر به رنگ‌های بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادنجانی، سبز، گلی برای لباس زنان و شعر میله‌ای را به شکل سیاه و سفید به عرض ۲ متر و طول ۱٫۵ متر برای لباس مردان می‌بافند.

رسم است که نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه درج شود.

گفتنی است که در گذشته، (تا حدود ۵۰ سال پیش) بافندگی با دستگاه شعربافی، بسیار دشوار بوده و تنها از عهده جوانان بر می‌آمده‌است. اما یکی از شَعربافان قهار آن دوره به نام حاج حبیب الله خادم قطعه‌ای را به این دستگاه اضافه می‌کند که کار با آن را بسیار ساده تر می‌نماید. این قطعه چک (با فتحه حرف چ) نام دارد و ساختار ساده‌ای دارد.ایشان هم اکنون در قید حیات بوده و ۹۰ سال سن دارند.
 

شعربافی در کاشان

در این مقاله، شعربافی به عنوان یکی از مهم ترین صنایع دستی ایران به ویژه در شهر کاشان مورد بررسی قرار گرفته است. شعربافی، جولایی یا پارچه بافی دارای قدمت تاریخی در ایران می باشد. در این میان، کاشان به عنوان مرکز بافت پارچه های ابریشمی و شعربافی معرفی گردیده و به موازات هنر قالیبافی و پس از آن، رایجترین حرفه در کاشان بوده است.

مقدمه

آوازة شهرت صنایع باستانی کاشان در مآخذ و منابع تاریخی و هنری، بیش از آن است که نیازی به شرح و بسط آن باشد. تاریخ هنر ایران با توصیف مخمل، زری، شال، اطلس، تافته و سایر قماش های ابریشمی قدیم کاشان که به گفتۀ شاردن فرانسوی، انواع گوناگون آنها از یکصد رقم تجاوز میکرد، آغاز میگردد . از سدة ششم هجری که مارکوپولوی ایتالیایی به ایران پا نهاد و تماشای مخمل و زری کاشان او را به شگفت آورد، تا عصر حاضر، همۀ جهانگردان و صاحبنظرانی که به بررسی صنایع قدیم ایران پرداخته اند، این صنعت زیبا و دل افروز و مزایای آن را توصیف کرده اند . از آن جمله ولتر، فیلسوف و نویسندة فرانسوی در قرن هیجدهم است که در یکی از آثار خود به نام ایران یک کانون جاودانی فرهنگ و هنر شهر کاشان و منسوجات ابریشمی آن را با شهر صنعتی لیون، مرکز صنایع نساجی ابریشمی فرانسه که شهرت جهانی دارد، هم دوش و برابر شمرده است. محقق معاصر، پروفسور پوپ، نمونه های ممتازی از منسوجات ابریشمی کاشان را در موزه ها و مجموعه های هنری جهان برشمرده و برخی از بافندگانی که اسامی آن ها روی آثارشان باقی مانده، مانند محمد خان، اسماعیل، معین الدین و علی کاشانی را نام برده است. همچنین، دو قطعه از آثار هنری صنعت نساجی کاشان، متعلق به موزة آستان قدس رضوی است . (ر.ك: آثار تاریخی  شهرستانهای کاشان و نطنز، ص ۲۶۱ و ۲۶۲)

بیشترین کارگاه های ابریشم بافی در ایران، به ترتیب در شهرهای کاشان، یزد، اصفهان، هرات، تبریز، رشت و مشهد بوده اند که امروزه از آن کارگاه ها فقط چند دستگاه بافندگی زری و مخمل در کارگاه های میراث فرهنگی کاشان، اصفهان و تهران و چند دستگاه شعربافی در کوچه و پس کوچه های کاشان باقی مانده که همۀ بافندگان آن، تقریباً بالای ۷۰ سال سن دارند

توماس هربرت، جهانگرد معروف انگلیسی می نویسد : مصرف ابریشم در کاشان برای بافت پارچۀ مخمل و زری زیاد است . در سال ۱۶۰۰ میلادی، مصرف سالانه ابریشم در کاشان را زیادتر از مصرف ماهوت در لندن دانسته اند.

در اواسط دورة قاجاریه، بیش از ۴۰ نوع پارچه در انواع مختلف و طرح های گوناگون در کاشان بافته میشد. در این دوره، کاشان، قطب صنعت نساجی بود و حدود  ۷۰۰ دستگاه پارچه بافی وجود داشت که انواع پارچه های ابریشم، زری، چیت، مخمل، تافته و کتان، توسط استادانی زبردست و ماهر بافته میشد. در کاوش های سیلک نیز ، دوكهای نخریسی وجود دارد که نشان دهندة ریسندگی و بافندگی پارچه در آن زمان است.

تقریباً یک سوم مردم کاشان در سالهای نه چندان دور، شعرباف بوده اند. شعربافی بعد از قالیبافی، رایج ترین حرفه در کاشان بود و هنوز کارگاه هایی در محلات قدیم باقی مانده که پیرمردها در آن ها پشت دستگاه های شعربافی، تارها را میبافند.

در تاریخ گذشتۀ کاشان، شعربافها برخلاف امروز، جایگاه ویژه ای داشتند. آنها صاحب مکنت و دارایی بودند، لیکن در شرایط جدید، انسانها این میراث کهن را  فراموش کرده اند. (از پیله تا پارچه، شعربافی کاشان، ص ۷۷ و ۷۸)

با وجود تأسیس کارخانه های جدید و مدرن، برخی از کارگران سالخورده، همچنان به کار موروثی خود ادامه میدهند و حتی هنوز هم در گوشه و کنار این شهر با کارگاه های فرسودة عهد عتیق، سرگرم شغل پررنج و محنت خود میباشند.

در دهۀ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ جهت حفظ صنایع باستانی، دو تن از استادان ماهر زریبافی و مخملبافی کاشان، به نام حبیبالله طریقتی و غلامعلی حقیقتی را به مرکز خواستند تا چند کارگاه در کاخ گلستان بر پا کنند که بعدها تعداد کارگاهها به هیجده عدد افزایش یافت و عدهای از هنرمندان به سرپرستی محمد طریقتی کاشانی، مشغول بافتن انواع  نمونههای زری و مخمل های قدیم شدند. (تاریخ اجتماعی کاشان، ص ۲۷۷)

امروزه هر چند بیش از ۲۵۵رشته صنایع دستی در کشور شناسایی شده، متأسفانه به دلایل متعددی مانند تأمین نبودن معاش هنرمندان، تغییر کاربری صنایع دستی و تبدیل شدن به تزئینات ویترین منازل و...، بسیاری از آنها در حال فراموشی و منسوخ شدن است و با توجه به پیشینۀ تاریخی نساجی سنتی شهر کاشان به دلیل تغییر رویۀ سنتی به صنعتی، این هنر در معرض نابودی است . با وجود ۴۰ کارگاه و ۸۰ بافنده در این کارگاه ها، جوانان رغبتی به این هنرها ندارند و بافنده های فعلی نیز مسن هستند . در مجموع، میتوان گفت کاشان، روزگاری بیش از یکصد عنوان صنایع دستی داشته اما دلایل مختلف، این کارگاه ها یکی پس از دیگری تعطیل شده است

تعریف شعربافی

« شَعر » به معنای موی باریک و موی انسان یا حیوان است و به بافندة آن شعرباف یا شربافی (به فتح شین) (Shar Baf) میگویند. (لغتنامه دهخدا، ذیل واژة شَعر) شعربافی از جمله هنرها و صنایعی است که حدود 350 سال پیش، به وسیلۀ دستگاهی انجام میشد و در هر کوی و برزن، مردم به این کار مشغول بودند و « ماکوپران » به نام از طریق آن، امرار معاش میکردند.

شَعر در بافندگی، نوعی پارچه است که با ابریشم بافته می شود . بافت این پارچه توسط دستگاه نساجی چهار وردی انجام میگیرد. در بافت این پارچه که به دو شیوة ساده و میلهای یا راه راه بافته میگردد، از نقشۀ خاصی استفاده نمیشود . شعر ساده در رنگهای بنفش، زرشکی، مشکی، زرد، بادنجانی، سبز و گلی در عرض و طول دو متر برای لباس خانمها، و شعر میلهای به رنگ سیاه و سفید، به عرض دو متر و طول یک و نیم متر برای لباس آقایان بافته می شد. درجِ نام بافنده با نشان طلایی در سر و ته پارچه در کارگاههای بافندگی رایج است. بافت شعر ابریشمی نیز در کاشان و نوع پشمی آن در یزد و اصفهان رایج بوده است.

این هنر باستانی و همیشگی که در قرون اولیۀ اسلامی، جو لاهی و بعدها شعربافی نامیده میشد، در عصر سلاجقه به موازات ترقی عظیمی که در همۀ صنایع پدید آمد، به حداکثر رونق و ترقی بی سابقه ای رسید. با آنکه از منسوجات آن دوره آثار چندانی باقی نمانده، دانشمندان باستانشناس از قراین و امارات معتبر، چندین قطعه پارچه های بافت یک نوع کاشان را تشخیص داده اند؛ از آن جمله یکی از محققین این فن می نویسد  :

« پارچۀ دیگر هست که منسوب به شهر کاشان است و در آن اشکال و رسومی دیده میشود که رابطۀ بسیار قوی با اشکال افسانه ای قبل از اسلام دارد و از جمله آن ها گل آفتابگردان و اشکال اسب هایی است که غلاف شمشیر مقدس از پهلوی آن ها آویزان است. در یکی از این نوع پارچه ها، تصویر دو سوار دیده می شود که درختی میان آنهاست و هر یک از آنها بازی در دست دارد و در زیر اسب هر کدام، شیری خفته است و این اشکال در منطقه هایی محدود به دو حاشیه می شود . در پارچۀ دیگری از همین نوع، تصویر کرکس دو سری با بال های گشاده دیده میشود که میان آن ها سر تاجداری است و در دو طرف آن شکل شیر بالداری دیده میشود» (صنایع ایران بعد از  اسلام، ص ۲۳۳)

 تاریخچۀ شعربافی شهر کاشان

سابقۀ هنر نساجی به حدود هشت هزار سال پیش از میلا د می رسد . بر اساس نقش برجسته های موجود از زمان هخامنشیان و اشکانیان، بافت پارچه های نفیس در ایران رایج بوده و در زمان ساسانیان به اوج شکوفایی خود رسیده است . این صنعت پس از ظهور اسلام نیز همچنان پر رونق بوده است. در کاشان نام پارچه بافی با شعربافی مترادف است. دست بافته های محلی مانند دارایی بافی، ترمه بافی و مخمل بافی و ... که با دستگاههای دو وردی و چهار وردی بافته میشوند، نیز با این نام خوانده میشوند.

شعربافی یا ابریشمبافی کاشان از زمان رشیدالدین فضل الله شروع شد . زمانی که او  یک سری صنایع را در ربع رشیدی، احیا و منسجم کرد، یک سیستم بازرگانی راه اندازی معروف شد . رشیدالدین « طراز » کرد که سالها بعد از دورة سلجوقی و ایلخانی به فضل الله، این طراز را با نظارت حکومت و همکاری تجار محلی شوش و شوشتر، و نیز کاشان و خوارزم اداره می کرد و در نهایت هم تجار سهمی از این تجارت داشتند و هم مبالغ کلانی به خزانۀ مملکتی میرسید، به گونه ای که در آن تاریخ بیشتر خزانۀ کشور از تجارت پارچه و نساجی انباشته میشد.

از مشخصات پارچه های کاشان در عهد سلجوقی ، نقش و نگار آن هاست که با تصاویر ظروف سفالی آن عهد یکسان میباشد. همچنین نقوشی مانند خرگوش در حال دویدن دیده میشود که اختصاص به مصنوعات کاشان داشته است . (ر.ك: تاریخ اجتماعی کاشان، ص ۲۱۵)

در سدة هفتم هجری، هنگامی که مارکوپولوی ایتالیایی به کاشان آمد، مخمل و سایر منسوجات ابریشمی این شهر، چنان مشهور و ممتاز بود که توجه او را کاملاً جلب کرد .(میراث ایران، ص ۴۹۵) .

در دورة مغول بر اثر ارتباط مستقیم با صنایع چین، تغییرات مهمی در طرح های بافندگی و نقوش منسوجات به وجود آمد و صورت حیوانات

افسانه ای مانند اژدها، عنقا و سیمرغ و غیره روی پارچه ها نمودار گردید. از حیث تنوع و جنس و مقدار تولید نیز ترقی و افزایش محتو ایی یافت تا آنکه در دورة تیموریان، منسوجات کاشان رونق و پیشرفت بهسزایی یافته، کارخانه های این شهر، منسوجات خود را به اطراف و اکناف عالم اسلامی صادر مینمو د (صنایع ایران بعد از اسلام ،  ص ۲۳۹)

صنعت نساجی در اوایل عهد صفویه، بیش از پیش رو به توسعه، تنوع و ترقی گذاشت، و در سدة دهم و یازدهم به خصوص در عصر شاه عباس اول، به اوج تکامل خود یا دورة درخشان و طلایی صنایع کاشان رسید، چنانکه به عقیدة آندره گدار، مدیر کل باستانشناسی سابق ایران :
«ترقیات شگفت انگیز و موفقیت های شایان صنایع کاشان  در سدههای ششم و هفتم هجری، بار دیگر نیز در سده های دهم و یازدهم، یعنی همزمان با ترقی و تمدن باشکوه اصفهان با مقیاس وسیع تری در کاشان تجدید شد» همانجا)

در این دوره، انواع و اقسام منسوجاتی که هر یک هم کارگران و هم دستگاه و ابزار مخصوصی داشت، بسیار متنوع و دامنهدار بود. مؤلف زینت المجالس در همان عصر مینویسد : « حرفۀ شعربافی در کاشان رواج تمام دارد و وضیع و شریف مرتکب آن میگردند، زیرا که هیچ یک از صنایع قدیمه به قدر این صنعت، دارای دستگاه های متعدد تابع آن و کارگران فنون گوناگون وابسته به رشته های متعلق به ش عربافی نداشته است .بدین سبب، بیشتر اهالی این شهر از زن و مرد و بزرگ و کوچک، هر یک به نوعی در کار شعربافی شرکت میکردند. جهانگردان اروپایی آن عصر، همگی از منسوجات ممتاز و متنوع کاشان توصیف بسیار کرده اند؛ از جمله توماس هربرت انگلیسی می نویسد: "مصرف ابریشم کاشان برای بافتن پارچه های مخمل و زری زربفت به قدری زیاد است که کارترایت انگلیسی که در حدود ۱۶۰۰میلادی در آن جا اقامت داشته، جداً معتقد است که مصرف سالیانۀ ابریشم کاشان، زیادتر از مصرف یکسالۀ ماهوت لندن است و هنر عالی تر آنها رنگآمیزی پارچههای ابریشمی و کتان و دیگر گل و بوته هایی که از چرم میسازند، میباشد" » (سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس، ۱۶۲/۱)

تاورنیه فرانسوی گوید : « در کاشان، عدة کثیری صنعتگر و کارگر ابریشم کار هست که خیلی خوب کار میکنند. زری های خوب از طلا و نقره میبافند که بهترین زری های ایران است.» (سفرنامه تاورنیه، ص ۵۹۶)

 شاردن، جهانگرد ایرانشناس فرانسوی نیز مینویسد : « اساس ثروت و حیات مردم کاشان از صنایع نساجی و ابریشم بافی و تهیۀ قطعات زربفت و نقره بافت تشکیل شده است. در هیچ یک از بلاد ایران، مصنوعات مخمل و ساتین و تافته و ابریشم و قطعات زربفت و نقره بافت، و زری های ساده و گلدار ابریشمی بیشتر از کاشان و حومۀ آن تهیه نمیگردد. تنها در یکی از نقاط حومۀ شهر هزار کارگر ابریشمباف وجود دارد. این آبادی که آران نام دارد، در فاصلۀ دو فرسخی شهر می باشد، و از دور همچون شهر زیبایی جلوه گر است و دارای دو هزار باب خانه باغچه و ششصد باغ زیبا میباشد» (سفرنامه  شاردن، ص ۸۵

از دورة مشروطیت به واسطۀ اوضاع آشفته و پرآشوب کاشان و ناامنی راه های آن، که قریب پانزده سال در اختیار یاغیان قرار گرفت، کمتر کاروان و مال التجاره ای از دستبرد راهزنان در امان بود، به اجبار صنعت شعربافی متوقف گردید، مگر در معدودی از کارگاه ها که پارچه های پنبه ای برای مصارف محلی بافته میشد . طبق آماری که از سال ۱۲۹۸ (پس از رفع غائله نایب حسین) در دست هست، از مجموع هفت هزار دستگاه های شعربافی قدیم، فقط ۷۵۰ کارگاه پارچه پنبه ای (وطنی باف ) و ۲۶۲ کارگاه ابریشم باف دایر بود که مصرف ابریشم سالیانۀ آنها ۱۱۱۷۴ من تبریز میگردید و قریب به شش هزار دستگاه دیگر آن در طی انقلاب های گذشته از میان رفته بود . از آن تاریخ به بعد، وضع بافندگی دوباره رو به بهبودی نهاد، تا آنکه در سال ۱۳۲۷ شمسی طبق ممیزی دقیق مالیاتی که به عمل آمده، تعداد دستگاه های وطنی باف به دو هزار و  کارگاههای ابریشمی به پانصد عدد رسیده بود. (ر.ك: فرهنگ جغرافیایی ایران، ص ۲۲۳)

در دوران حکومت قاجاریه، صنعت ابریشم شکوفایی خود را از دست داد . بیماری که در سال ۱۸۴۵ در فرانسه ظاهر شده بود، به ایران نیز راه یافت و پبرین (pebrine) تخم نوغان در ایتالیا و اسپانیا به نتیجه نرسید. پس از آن، اروپاییان برای تهیۀ این مادة اولیۀ صنایع ابریشمی خود به رومانی، ترکیه، ایران، چین و ژاپن مراجعه کردند. اروپاییان که در گیلان مستقر شده بودند، با وارد کردن تخم نوغان ژاپنی، باعث پرورش این نوع تخم نوغان در ایران و رواج و گسترش آن شدند . در این ارتباط، احداث کارخانۀ ابریشمکشی، اولین بار در زمان ناصرالدین شاه مورد توجه قرار گرفت. در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، بیش از صد واحد کارخانه در گیلان تأسیس یافت و رشت به تنهایی، صاحب بیش از چهل دستگاه ماشین برای خفه کردن و خشک کردن پیله بود . در لاهیجان نیز کارخانههایی به همین منظور تأسیس شده بود . (ر.ك: صنعت نوغان در ایران، ص ۲۶ و ۲۸)

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ، جهت احیا و بازسازی نوغان داری و صنایع ابریشم، که علاوه بر تأمین سطوح وسیع اشتغال، ترغیب صنایع مهم صادراتی و کارگر طلب قالیبافی در سطوح روستایی و فراهم آوردن امکانات مالی و اقتصادی لازم در راه بهبود زندگی طبقات محروم کشاورزی و تأمین ارز مورد نیاز کشور می توانست مؤثر باشد، اقدامات مختلفی صورت گرفت که سرانجام به تشک یل شرکت سهامی مطالعات و تحقیقات پرورش کرم ابریشم ایران انجامید.

بر اساس کتاب صنعت نوغان در ایران، نوشتۀ جعفر خمامیزاده، رشتۀ ابریشم بافی کاشان در حدود سال های ۱۳۷۲ ، حدود ۷۰۰ نفر به کار تولید محصولات ابریشمی مشغول بوده اند. طبق آماری که در همین سال به دست آمده است، از چهارده محله کاشان به اسامی محله های سنگ پلویی، سوریجان، سلطان میر احمد، سرفره، کوشک سفید، گریچه، گل چقانه، تركآباد، طاهر و منصور، میان در بهو، میدان ولی سلطان، گذر شیخ، گذر حاجی و درب فین، در هر محله حدود ده کارگاه و به طور متوسط پنج دستگاه بافندگی در هر کارگاه، به کار شعربافی اشتغال داشته اند. بافندگان علاوه بر بافت ابریشم، اکثر کارهای مربوط به این امور را نیز خودشان انجام میدادند.

صنعت نوغان و تجارت ابریشم در کاشان

 صنعت نوغان، عبارت از پرورش کرم ابریشم به کمک تغذیه برگ توت، به دست آوردن پیله، خفه و خشک کردن پیله، به دست آوردن ابریشم از پیله ها و جفت گیری و تخمریزی پروانه ها برای اخذ تخم نوغان است.

ابریشم به عنوان مادة اساسی شعربافی، دارای قدمت و پیشینۀ تاریخی است و برخی قدمت آن را به دوران ایوب پیامبر(ع) نسبت داده اند.  همچنین نشانه هایی از صنعت ابریشم در هزارة دوم پیش از میلاد مسیح در چین وجود داشته است.

در گذشته، جادة ابریشم از چین آغاز و سراسر سمرقند، بخارا، مرو، هندوستان، افغانستان، ایران، آذربایجان، عراق و ترکیه را در می نوردید و ابریشم به عنوان صنعت مهم آن دوران، منشأ ارتباط فرهنگ ها ، اقوام و جوامع انسانی بود . بر این مبنا، دستگاه های بافندگی از دوران قدیم برای بافت پارچه های ابریشمی شکل گرفتند و از گذشته های دور، فن هنر شعربافی به عنوان هنری اصیل برای تأمین نیازهای مادی مانند پوشش و اغنای روح زیباییپرستی انسان پا به عرصۀ وجود نهاد.

بیشتر آگاهی هایی که دربارة ابریشم از دوران باستان در دست است، با جادة ابریشم پیوند خورده است؛ جادهای که در دوران رونق خود از جنبه های مذهبی و تجاری برخوردار بود. این جاده در حقیقت، شبکهای از راههای خطرناك بود که برای راهبان و زواری که تعالیم بودا را بین هندوستان و چین انتقال می دادند و حتی تجاری که طلا، پشم، اسب، سنگ یشم و شیشه را با ابریشم مبادله می کردند، مخاطرات عمده ای در بر داشت. جادة ابریشم، مراکز قدیمی تمدن ایران را که در مسیر آن قرار داشتند، به هم متصل میکرد؛ این جاده همواره در صنعت ابریشم جهان، آثار شاخصی بر جای گذاشته و سوابق تجاری و فرهنگی گذشتۀ دو کشور بزرگ چین و ای ران از طریق این جاده  ، مبادله شده است. (ر.ك: صنعت نوغان در ایران، ص ۱۳ و (۱۴

شهرستان کاشان، یکی از نواحی ابریشم خیز کشور بوده که بارها تولید و تجارت آن به کسادی و رونق برخورد کرده است. این صنعت ظریف که از قدیم الایام به وسیلۀ تخم نوغان بومی کاشان انجام میگرفت، بر اثر انتشار بیماری کرم ابریشم به خطر افتاد، لیکن در سال ۱۲۸۳ تخم نوغان ژاپنی که نتایج خوبی داشت، مقدار تولید ابریشم رو به افزایش نهاد. در کتاب تخم نوغان در ایران آمده است : « فعلاً در ناحیۀ کاشان ۳۰۰۰ قوطی تخم  نوغان نژاد عثمانی را پرورش می دهند و ۶۰ الی ۷۰ کیلو پیلۀ تر، که ۶۰۰۰ کیلو ابریشم به دست میدهد، حاصل برمیدارند. چون این مقدار به هیچ وجه کفاف مصارف نساجان بومی را نمی دهد، مقدار زیادی ابریشم خام از گیلان و مازندران و خراسان وارد میکنند. پرورش تخم نوغان و ابریشم کشی کاشان در اواسط قرن حاضر رو به کاهش نهاد و تا آنکه یکباره متروك گردید» (تاریخ اجتماعی کاشان، ص ۲۷۴و ۲۷۵)