رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۸ بهمن ۱۳۹۸

سلام سرباز - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

سلام سرباز

Loading the player...

میگفت بالاخره دست از دلمون برداشتیم و رفتیم دفترچه گرفتیم که بریم سربازی
حالا اینکه چقدر مامانمون گریه کرد و بابامون بغض کرد و خواهرمون ضجه زد یه طرف،این بار و بندیل سفر بستن هم یه طرف...
از نخودچی و کشمش گرفته تا گوشت شتر و بوقلمون

 

hi, soldier

he said I finally make a decision and go for service .in one hand my mother cry so much, my father Regardless and my sister plaint and in other hands is should pack my staff. I should pack whatever they think I may need.