جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

سرو ناز - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

سرو ناز

Loading the player...

 

 

در زمانهاي دور کارواني درجاده ابريشم درحرکت بود و دختر کوچکي اشک ريزان به همراه خانواده اش در اين کاروان بود و مدام مي گفت درختي که پدر بزرگش با قنات آب داده را مي خواست و آن درخت اسمش سرو ناز است که پدر بزرگش از او مي پرسد چ را درميان اين همه درخت سرو ناز را انتخاب کرده و دختربچه مي گويد چون ماه بالاي سر درخت است و ماه  سرو ناز را انتخاب کرده است و هنگامي که سريرا (دختر داستان) مي خواهد همراه پدر و مادرش به سفر برود پدر بزرگش قول مي دهد که سرو ناز را برايش بفرستد و سالها از سفر دختر گذشت ولي پدر بزرگ چون آدرس سريزا را نمي دانست  نتوانسته بود سرو ناز را براي نوه اش بفرستد تا اينکه به فکرش رسيد که نقاشي زيبايي از سرو ناز بکشد و بر روي پارچه ها  بکشد  و به همه جا بفرست و تا اينکه روزي سريرا به همراه مادرش که به بازار رفته بود يک پارچه مي بيند که سرو ناز بروي آن همراه با ماه بالاي سر آن نقش بسته است و به مادرش مي گويد که پدر بزرگ به قول خود عمل کرد و از آن زمان به بعد دختران ايراني بدنبال سرو نازي هستند که در خانه پدر بزرگشان ديده اند