روستای تاریخی جشوقان

قدمت آن بیش از ۲۰۰۰ سال تاکنون به ثبت رسیده ولی غارهای مسکونی موجود در شرق روستا نشان دهنده قدمت بیشتر این روستا
میباشد. طی بررسی های به عمل آمده  جشوقان دارای ۴ گورستان بوده که در ۲ گورستان آن زرتشتی، یکی قسمتی مسلمان، قسمتی زرتشتی (بیش از ۵۰۰ سال نیز قدمت سنگ دارد) و دیگری مسلمان دفن شده اند.
روستای جشوقان دارای ۴ مسجد بنام های وزیر- مسجد النبی- مسجد جامع (دلاورآقا) و مسجد آیت اله میرجلال الدین امیر می باشد که مسجد جامع (دلاورآقا) و مسجد النبی به ثبت آثار فرهنگی رسیده. مسجد وزیر قرن چهارم هجری ساخته شده، مسجدالنبی قرن ششم هجری  و مسجد جامع (دلاورآقا) قرن دهم هجری که درعهد صفویان بازسازی شده. آیت اله میرجلال الدین امیر که یکی از مساجد به نام وی نام نهاده شده، جد سادات حکیم عراق و سادات بحرالعلوم بروجرد (از جمله آیت الله العظمی بروجردی ره) می باشد و حیات آن به قرن دهم هجری برمی گردد.
در وسط روستا نیز حمام قدیمی وجود دارد که از لحاظ ساختمانی مشابه حمام وکیل کرمان می باشد و همراه با مسجد جامع توسط میراث فرهنگی در حال بازسازی می باشد.
از وقف نامه های موجود و مستندات دیگر که بعضی بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد مبین آن است که این روستا مرکز روستاهای اقماری بوده وهمچنین ازکنار آن جاده ابریشم می گذشته.
غارهای موجود  که به آن اشاره شد اکنون در حال آماده شدن برای ثبت میراث فرهنگی می باشد و نکته جالب اینکه غارها دوطبقه و تو در تو  می باشد. قلعه قدیمی روستا هم که متاسفانه در اثر گذشت زمان و عدم رسیدگی توسط مسئولین مربوطه تا حد زیادی تخریب گردیده، هنوز هم یکی از اسناد تاریخی  روستا بشمار می رود.
امروزه هم جشوقان میزبان گردشگران و دانشجویان رشته های مربوط به باستان شناسی و سایر علاقه مندان به ایران کهن می باشد که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.
هنگامي كه به جشوقان رسديم خانه هاي كوچك گلي با سقف هاي گنبدي حال و هواي ديگري به ماداد.
روستاي بكر گم شده در نزديكي تودشك با مردمي صميمي و فرهنگي ويژه
نخستين بنايي كه توجه ما را به خود جلب كرد مسجد جاكع جشوقان در مركز ده بود كه به تازگي بازسازي شده است. بنايي كوچك و زيبا با سردري  بلند و دربي آهني كه دروارش را چند پنجره ي آجري حفره دار مي شكست. حياطي كوچك و دلباز داراي محل سخنراني كه شايد در آن براي مداحي يا كارهايي از اين قبيل استفاده مي شده است.
درون جامع دو منبر است يكي چوبين و بزرگ و ديگري آهنين و كوچك. اهالي مي گويند منبر بزرگ را سال ها پيش بيرون از مسجد ساخته اند و زماني كه مي خواهند آن را درون مسجد ببرند در ميابند كه اندازه ي منبر بسيار بزرگتر از درب ورودي مسجد است، پس از مدتي آنان كه تلاش را بيهوده و آفتاب را روي بام مي بينند بران مي شوند تا دست از اين كار كشيده و به خانه ها بروند تا شايد فردا فرجي شود و فكري به مخيله شان خطور كند. پس ، فردا كه به جامع مي آيند منبر را درون مسجد ميابند اين مي شود كه گروهي از آن هنگام و بر اين باور همچنان به منبر مذكور دخيل مي بندند.

چلچراغ هاي موقوفي طاق چشمه اي جامع را مزين كرده اند و تك درخت حياط به آن روح بخشيده است.
از مسجد بيرون مي آييم؛ سقف هاي سياه گنبدي كه همسطح زمين هستند خود را نشان مي دهند. سقف قير گوني شده است. بله اينجا گرمابه است كه درون زمين ساخته شده است و هم اكنون جولان گاه تارتن و تار مي باشد.
وارد كه مي شويم راهروي درازي دارد كه با يك پيچ در انتها، به رختكن گرمابه  و حوضچه ي ميان آن منتهي مي شود . آب حوضچه از كف مي جوشيده است كه همان آب قنات روستا ميباشد اما اين روزها به جاي آنكه به حمام بيايد به مخزن آب شرب اهالي پمپ مي شود تا آنان را از نعمت آب لوله كشي بهره مند سازد.راهروي كوچكي ما را به بخش اصلي حمام هدايت كرد جايي كه آب گرم از حفره هاي خزينه به حوضچه هاي گرم مي رسيد.
بخش اصلي گرمابه جايي مانند اتاقك يا ايوان كوتاه دارد كه به نظر مي رسد مشت مال خانه ي گرمابه بوده است. از راهرويي دو پله پايين تر مي رويم اتاقك هاي دوش قرار دارند كه تازه ساز است و لي كوته عمر ، پيداست كه دوش را بعدها به حمام اضافه كرده اند.خزينه ي گرمابه حدود 9 متر مكعب آب را در خود نگاه مي داشته است.
گرمابه روشن است با آنكه ديوارهايش سياه گشته و درون زمين قرار دارد، حفره هاي روي سقف نور آفتاب و هواي تازه را به درون گرمابه جاري مي سازد.
حمام بخش هاي ديگري هم دارد كه فعلا دسترسي به آنها برايمان مقدور نيست.
كنار ده چندين تپه و كوه استوارند بالاي يكي از تپه ها (كه به مركز ده نزديك تر است ) بقاياي ساختماني سنگي پيداست. چند ديوار كه با سنگ چين ساخته سده است. اهالي مي گويند آنجا قلعه ي ده بوده است و آن ديوار ها بقاياي آن هستند. ميگويند از اين قلعه براي محافظت از اهالي استفاده مي شده به طوري كه در هنگام خطر اهالي به آن نقل مكان مي كرده اند؛ ولي اكنون چيز زيادي از آن باقي نمانده جز چند ديوار سست، حتي فرم كلي قلعه را هم نمي توان حدس زد ولي بيشك مربوط به پيش از اسلام است.
آن سوي تپه ي قلعه محله ي باجگاه قرار دارد كه تپه ي مذكور آن را از مركز ده و محله ي شمالي كه اكنون متروك است جدا ميسازد. گويند دز قديم بازرگاناني كه قصد عزيمت به سمت شمال را داشته اند در اين محل باج مي پرداختند. درر محله ي باج گاه مسجدي قرار دارد كه نماي بيروني آن با ديگر خانه هاي اين محل هيچ تفاوتي ندارد. منبري چوبي درون مسجد است كه حكاكي روي آن نشان مي دهد كه متعلق به سال هفتم هجري است.
از محله ي باج گاه خارج مي شويم تا از ميان ده بگذريم و به خانه هاي متروك شمالي برسيم آسمان يكدست فيروزه است باغ ها و مزارع اندكي كه كنار ده قرار دارند در اين فصل پاييز روستا را رنگين كرده اند.
كمي كه راه مي رويم بقاياي مسجد وزير را ميبينيم كه تقريبا چزي از آن بافقي نمانده، چند ديوار و زير زمين. دور آن را ديوار كوتاهي كشيده اند تا اهالي به احترام اين مسجد در آنجا ساختمان نسازند. مسجد وزير احتمالا ديرسال ترين مسجد روستاست.
از كنار رختشو خانه هم رد مي شويم تا دست و رويي بشوييم؛ ديوار هاي رختشو خانه  سيماني است بي سقف.
شمال ده جايي كه خانه هخاي مسكوني ده تمام مي شود چند باغ و مزرعه به چشم مي خورد. از ميان باغ ها كه رد مي شويم به خرابه هاي خانه هايي مي رسيم كه از نظر شيوه ي ساخت اندكي با خانه هاي ديگر روستا متفاوت است. خانه هايي كه كنار باغ ساخته شده اند.
ورودي اصلي آنها اتاقكي هشت ضاعي است كه معمولا هم به حياط ساختمان متصل است و هم با دري  چوبي و كوچك به اتاقي كه كنار آن قرار دارد. احتمال مي رود اتاق مذكور محل زندگي زمستاني اهالي بوده باشد چرا كه بر خلاف ديگر اتاق هاي ساختمان پنجره ندارد و فقط دو در دارد يكي به دالان ورودي و ديگري به حياط درون اين اتاق يك شومينه ي كوچك هم هست اما اين تنها اتاقي نيست كه شومينه دارد اتاق ديگري در مجاورد آن هم به همين وضع است ، منتها بايك در و پنجره ي كوچك.
درو پنجره ها را كنده اند تا جايي ديگر استفاده كنند اطلاع چچنداني از شكل در يا چيدمان شيشه ها نداريم مگر آنكه در و پنجره ها به سبك درو پنجره هاي كوير است.
آشپزخانه و انبار هم به راحتي قابل تشخيص است. اتاق بزرگ ديگري كه اين نوع ساختمان ها دارند بالاي ايوان قرار دارد احتمالا تابستاني است چون جوري به سمت شرق قرار گرفته كه تا افتاب بالا مي آيد درون اتاق سرازير مي شود ضمنا اين اتاق شومينه ندارد. اتاق بزرگ ديگري كه منظره ي باغ درآن نقش مي زند اتاقي است بزرگ با 4 در، دوتا روبه باغ و دوتا رو به حياط كه با اين تفاسير بايد اتاق پذيرايي باشد. بيشتر خانه هاي متروك شمالي شبيه خانه ي مذكور اند كه دست مخرب روزگار آنها را مي فرسايد و خراب مي كند و انساني نيست به مخالفت روزگار آنها را مستحكم سازد.
كوهي كم ارتفاع و لايه لايه  د ركنار روستاست كه در آن غارهاي زيادي به چشم مي خورد يكي ا زمعتمدين محل م يگويد كه اي غر هاي دست كن محل كارگاه هاي گليم بافي يا قالي بافي بوده است ولي هم اكنون متروك است و فقط يكي دوتار آنها يا به عنوان پاركينگ يا محل نگهداري گوسفندان استفاده مي شود.
از بالاي اين كوه سقف شيرواني حسينيه آن را با سقف ديگر بناها متمايز مي كند و يكدستي روستا را از آن مي گيرد. كه چندين تن از اهالي به آن ايراد مي گيرند و مي گويند در اين حسينيه آيين تاسوعا عاشورا و تعزيه هاي خاصي برگزار مي گردد كه ويژه ي همين روستاست.