جهش تولید | دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹

دکتـر امیـر اسفنـدیاری بختیـاری - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

دکتـر امیـر اسفنـدیاری بختیـاری

Loading the player...

دکتـر امیـر اسفنـدیاری بختیـاری (پیشکسوت جراحی عمومی در استانهای اصفهان و چهارمحال بختیاری و نوه اسفندیار خان سردار اسعد بختیاری) پس از ۷۰ سال خدمت صادقانه به مردم، در 85 سالگی درگذشت.

به گزارش آژانس خبری بختیاری پیکر دکتر امیر اسفندیاری بختیاری روز شنبه مورّخ ۰۱/۰۵/۱۳۹۰ با حضور انبوه و باشکوه هزاران نفر از ایـل بختیـاری و دانشجویان و جامعۀ پزشکی کشور تشییع و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. خبرگزاری های دولتی ایران نیز خبر تشییع باشکوه پیکر وی را منتشر نموده اند.


مرحوم دکتـر امیـر اسفنـدیاری بختیـاری، نوۀ مرحوم اسفندیارخان سردار اسعد اوّل بختیاری فرزند ارشد مرحوم حسینقلی خان ایلخانی بختیاری می باشد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان های فرخ شهر ودبستان علیه اصفهان سپری کرد ودر دبیرستان های صارمیه اصفهان ودبیرستان سعدی گذراند وسپس  به دانشگاه تهران رفت ایشان از شاگردان پروفسور عدل و متخصّص و پیشکسوت جراحی عمومی در استان اصفهان و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بوده که صدها دانشجو تربیت و تقدیم مملکت نموده است.او بنیان گذار نظام پزشکی بود و تا بعد از انقلاب اسلامی در اصفهان مسئولیت این موسسه را بر عهده داشت از فعالیت های شایسته او خدمت به مجروحان جنگ تحمیلی می توان نام برد

گفتنی است فرزند دکتر امیر اسفندیاری به نام "دکتر رستم اسفندیاری بختیاری" هم اکنون به عنوان فوق تخصص قلب در بیمارستان کاشانی شهرکرد به فعالیت مشغول است و از افتخارات جامعه پزشکی چهارمحال بختیاری به شمار می رود

مرحوم دکتر امیر اسفندیاری بختیاری یکی از مفاخر جامعه پزشکی کشور و ایل جلیل بختیاری بودند. صداقت, پاکی, درستی به همراه اخلاق و منش مثال زدنی از ویژگیهای منحصر به فرد ایشان بود. خدایش بیامرزد, تا بود قدرش را ندانستیم و به خوبی از سوی جامعه پزشکی و جامعه بختیاری تجلیلی در خور از او ننمودیم. هم اکنون شرح محبتها, خوبیها و نیکیهای او زبان به زبان در نزد مردمان ایران زمین بویژه استانهای چهارمحال و بختیاری, اصفهان و خوزستان می چرخد و چه سعادتی بالاتر از این که هرکس غم فراق او را شنید با چشمانی اشکبار , زبان به تحسین او نمود. به قول سعدی بزرگ , سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز/ مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

ایذه بختیاری

۱۳۹۰-۰۶-۱۸ ۱۵:۵۷:۳۹

ای خم ای! لول خم ای! دیدم چه کردم
گمون روزی چینو ور خم نکردم

ای خودم ای وای خود ملولم دیدی چه کار کردم
گمان چنین روزی را بر خودم نمی کردم

ار خور داری بدس باد بهار بلکم بیارس
ندهیس اور بهار یه جا بوارس

اگر خبر داری آن را به باد بهار بده تا شاید آنرا بیاورد
آن را به ابر بهار ندهی زیرا ممکن است در جایی آن را ببارد

آسمون داغی نهاور سر داغم
نه دستم بس از سه نه چو کلاکم

آسمان داغی بر سر داغ من گذاشت
نه دستم به او می رسد نه چوب عصایم

ای گگو شربت بدم شربت به فنجون
بچیلم رد بکنین تا بنهم جون

ای برادر شربت به من بده شربت با فنجان
بچه هایم را دور کنید تا من جان بنهم

بهشت برین نصیبش باد