رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۳۰ آبان ۱۳۹۸

دارالفنون دوم ایران - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

دارالفنون دوم ایران

Loading the player...

دانلود

دبیرستان ماندگار امام صادق(ع)، حکیم نظامی سابق، سال تأسیس آن  ۱۳۱۷

در سال ۱۳۴۱ شمسی روحانی دانشمند و نامی شهر قم شادروان آیت‌اله حاج سیدعلی‌اکبر برقعی به وزیر فرهنگِ دانشمند آن زمان شادروان علی‌اصغر حکمت پیشنهاد کرد که شهر قم فاقد یک دبیرستان کامل شش کلاسه است، چه بهتر که در وزارت و با همت و سعی شما به اینکار اقدام شود.
لازم به توضیح است که در سال ۱۳۱۴ شمسی شهر قم تنها یک دبیرستان ناقص داشت که تا کلاس سوم بیشتر نداشت و دانش‌آموزان بعد از آن یا باید ترک تحصیل می‌کردند یا آن ‌ها که امکانات مالی و تمکنی داشتند به تهران می‌رفتند. نام این دبیرستان، دبیرستان حکمت بود. شادروان علی‌اصغر حکمت از پیشنهاد این روحانی روشنفکر استقبال و درصدد اقدام به اینکار برآمد و قطعه زمینی به وسعت ۷۵۰۰۰ مترمربع از اراضی موقوفه باغ معصوم‌آباد قم که مشجر به درخت‌های انار بود را از آستانه مقدس حضرت معصومه(ع) گرفت و به ساختمان آن اقدام کرد و در نیمه شعبان ۱۳۵۴ مطابق با ۲۰ آبان ۱۳۱۴ که مصادف با روز افتتاح بیمارستان فاطمی در جوار این زمین بود کلنگ آنرا با حضور بزرگان شهر و گروه شخصیت‌های مملکتی که از تهران برای افتتاح بیمارستان آمده بودند به زمین زدند.
ساختمان این دبیرستان در معیت دو کارشناس فرانسوی به نام آقایان سیرو و گدار که در اداره عتیقه‌جات آن زمان به خدمت مشغول بودند با کمک معماران قمی در تاریخ مذکور شروع و در سال ۱۳۱۵ شمسی ساختمان بنای آن خاتمه یافت.
شادروان رشید یاسمی شاعر نامی ایران که با شادروان علی‌اصغر حکمت دوستی دیرینه داشت اشعاری در ارتباط با بنای دبیرستان سرود و در بیت آخر سال تاریخ بنا را ذکر کرد که سال ۱۳۱۵ است. این اشعار که هنوز با گچبری زیبائی بر سرسرای آنجا نوشته شده مشاهده می‌شود.

خطوط طلایی روی کاشی‌های سبزرنگ که روی آن نوشته است: آزمایشگاه علوم تجربی؛ تاریخ ثبت بنا از بین رفته است، دیوارهای آجری آزمایشگاه آکنده از کاشی‌نوشته‌های لاجوردی است. صدای هیاهو می‌آید، از پنجره‌های چوبی هلالی به داخل نگاه می‌کنم، هیچ‌کس آنجا نیست بجز حیوانات خشک‌شده‌ای که انگار بی‌حرکت گوش تیز کرده‌اند تا منبع صدا را تشخیص دهند. صدای خنده می‌آید و صدای لکنت دانش‌آموزی که درس را خوب از بر نکرده است، راه می‌افتم. جلوی ساختمان اصلی توقف می‌کنم. ساختمان 2 طبقه نمایی آجری دارد و به شکل H ساخته شده است، جنس در‌ها و پنجره‌های آن از چوب‌‌های روسی است، دیوارها دیوان اشعار نظامی‌اند که کاشی‌های لاجوردی بر آن حاشیه زده‌اند. قدم‌زنان می‌روم و خطوط روی کاشی‌ها را مرور می‌کنم، نوشته‌ها مثل قطارهای در حال عبور سریع از برابر چشمانم می‌گذرند، به آیه‌ای از قرآن مجید برمی‌خورم «یوتی الحکمت من یشا فقد اوتی خیرا کثیرا» این آیه یادآور حکایتی است که در باب نامگذاری این مدرسه مشهور است:

علی‌اصغر حکمت، وزیر فرهنگ وقت که به تلاش او این مدرسه ساخته شد، برای آن که نامی از خود باقی بگذارد به این آیه حک‌شده بر دیوار استناد کرد و نام این مدرسه را حکمت گذاشت، اما هنگام افتتاح این مدرسه علی‌اصغر حکمت برکنار شده و اسماعیل مرآت جانشین اوشد. مرآت که با این نامگذاری موافق نبود، اشعار حک‌شده نظامی بر دیوار دبیرستان را یادآوری کرد و نام آن را از حکمت به حکیم نظامی تغییر داد.

به خود که می‌آیم، می‌بینم بنا را دور زده‌ام، آنجا به قرینه‌بودن ساختمان پی می‌برم به درون سرسرا برمی‌گردم، در این سرسرا اشعاری از رشید یاسمی با خطی نستعلیق بر کتیبه‌های گچی به چشم می‌خورد که به مناسبت پایان ساخت بنا سروده است.

معماری این بنا کاملا ایرانی و متناسب با شرایط آب و هوایی قم است، به طوری که تابستان‌ها این ساختمان بسیار خنک و زمستان‌ها گرم و مطبوع است. سقف بنا گهواره‌ای‌شکل است، اتاق بزرگی روبه‌روی سرسرا دیده می‌شود که امروز اتاق معاونان است. کنار سرسرا در سمت چپ راهرویی است که کلاس‌ها در آن قرار دارد. اتاق اول مخصوص مدیر دبیرستان است برای این که او بتواند احاطه کامل بر تمام امور مدرسه داشته باشد، برای اتاق او 5 ‌در در نظرگرفته شده است که 2 در به راهرو، 2 در به ایوان و یک در به سرسرا باز می‌شود. کنار اتاق مدیر کلاس‌های دانش‌آموزان قرار دارد که درها و پنجره‌های بلند صاف آن را مزین کرده است. کلاس 2 در دارد که یکی از آنها به سوی راهرو و دیگری به طرف ایوان باز می‌شود. چشم‌انداز راهرو از طریق پنجره‌های چوبی به طرف باغ گشوده شده و در سمت ایوان به سوی زمین چمنی باز می‌شود که تیم فوتبال مدرسه در آن تمرین می‌کنند. این در مناسب حال دانش‌آموزانی است که می‌خواهند خارج از کلاس و در آرامش مطالعه کنند. در انتهای راهرو راه‌پله‌ای وجود دارد که به طبقه بالا منتهی می‌شود. این مسیر امروز مسدود است و به جای آن دانش‌آموزان از طریق راه‌پله کنار سرسرا به طبقه دیگر می‌روند. طبقه بالا عینا مثل طبقه پایین ساخته شده است، فقط با این تفاوت که به جای اتاق معاونان در آن کتابخانه قرار دارد.

مخزن کتابخانه تاریک است و گرد گرفته، کتاب‌ها قدیمی‌اند و منزوی، بسیاری از کتاب‌های اینجا سال‌هاست که دیگر تجدید چاپ نمی‌شوند، اما ارزش تاریخی دارند این جمله را می‌شنوم: «هر کتابی که فکرش را کنید اینجا پیدا می‌کنید.» در قدیم اینجا جزو کتابخانه‌های معروف و معدود شهر بوده است، اینجا همچنین دارای آرشیو روزنامه هم می‌باشد. به طور پراکنده آنها را نگاه می‌کنم، روزنامه اطلاعات در سال 1314، روزنامه استوار در سال 1317، روزنامه کیهان 1323، روزنامه جمهوری اسلامی 1365.