جهش تولید | دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹

حیدر بیک و دختر حاکم - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

حیدر بیک و دختر حاکم

Loading the player...


حیدر بیک و دختر حاکم
در زمان شاه عباس در یکی از شهرهای اطراف اصفهان حاکم شهر دختری زیبا ودانا  داشت . که هر از گاهی با ندیمه خود برای چیدن گیاهان دارویی به کوه ودشت می رفت .روزی حیدر بیگ وزیر شاه عباس در کنار چادر آنها اردو  زد  واورا که در لباس مردانه بود. دید وفهمید که او دختری است  وقتی رفتار اوراکه  دید  اورا لایق همسری شاه دانست .فردا دختر تصمیم به رفتن می گیرد و حیدر بیگ راه را بر او می بندد .دختر با شمشیر به فرق سر او می زند. وسر بند طلایی خود را در کنار او می گذارد تا در ازای مخار ج او باشد . پسر عمو ی این دختر قبلا اورا می خواسته است.     حیدر بیگ به هوش می آید . وبه قصر شاه می رود و از او تعریف می کند   شاه خرجینی پر پول به او می دهد واز او می خواهد دختر را برایش بیاورد . .حیدر بیک به شهر حاکم  می رود ومی بیند همان شب عروسی دختر بر پاست  خود را در خانه پیر زنی پنهان می کند که اتفاقا  در کنار خانه حاکم بوده است .در  آن شب پسر عموی دختر می فهمد که او اجبارا می خواهد زنش بشود . پس با شمشیر اورا تهدید می کند تا آن راز را بگشاید .دختر هم از حیدر بیگ کمک می خواهد و...............