رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

جاذبه های گردشگری کرمان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

جاذبه های گردشگری کرمان

Loading the player...

دانلود

کِرمان پهناورترین استان ایران است. استان کرمان در جنوب شرقی ایران قرار گرفته جمعیت این استان در سال ۱۳۹۰ و براساس آمار مرکز آمار ایران برابر با ۲٫۹۳۸٫۹۸۸ نفر بوده‌است و مرکز آن کلانشهر کرمان است. کرمان با در بر گرفتن بیش از ۱۱ درصد از وسعت ایران یکی از پهناورترین استان‌های ایران می‌باشدکرمان نهمین استان پرجمعیت کشور محسوب می‌شود. کرمان از استان‌های مهم و تاریخی کشور به حساب می‌آید. استان کرمان مرکز جنو   ب شرق کشور است و به نوعی مرجع صنعتی، فرهنگی، سیاسی، کشاورزی دانشگاهی-علمی، مذهبی و سایر شاخص‌ها در میان استان‌های منطقه جنوب شرق کشور است. استان کرمان همچنین بیش از ۶۶۰ اثرملی ثبت شده دارد و از استان‌های تاریخی ایران است. استان کرمان سه اثر ثبت شده در میراث جهانی یونسکو دارد.شهرستان کهنوج پر جمعیت ترین شهرستان این استان می باشد کرمان از نام یکی از ده شاخه اصلی پارسیان که به جنوب ایران آمدند گرفته شده‌است. شاخه‌های اصلی پارسیان اینها بودند: پاسارگادی، مارافی، کرمانی، ماسپی، پانتیالی، دِروسی، دایی، مَردی، دروپیکی و ساگارتی. کرمان در زمان هخامنشیان بخش عظیمی از شَهر (ساتراپی) فارس به شمار می‌رفت. از شهرهای کهن این سامان سیرجان (شیرگان باستان)، بردسیر، بافت (تپه یحی) (به اردشیر باستان)، گُواشیر (کرمان امروزی)، فهرج (پهره باستان) و ارگ بم، نرماشیر، راین و جیرفت است. آقامحمد خان قاجار، تعدادی از مردم آن را کور کرد. وی یک هزار تن از جوانان تنومند این استان را به سرکردگی مرتضی‌قلی‌خان کرمانی به تهران فرستاد و پس از آن به میاندوآب و سراب و برخی نقاط دیگر آذربایجان تبعید کرد. این کرمانیان پس از چند نسل در جمعیت این شهرها حل شدند ولی در میاندوآب تا مدتی پیش محله‌هایی به نام محله کرمانی‌ها، سیرجانی‌ها، زرند، راه‌بُر و لک‌ها وجود داشت قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در شرق شهر کنونی کرمان، که هنوز خرابه‌های آنها برجاست، گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است. مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پس از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده‌گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است. در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید (پادشاه مغلوب شدهٔ بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت. بنا بنوشته‌های مورخ کلدانی و کاهن معبد مردوک در سالهای ۵۳۹–۵۳۸ –که کتب او از منابع مهم تاریخ زمان کورش است – کرمان از ولایات تابعه کوروش بوده و محلی مطمئن برای او بشمار می‌رفته‌است. در عصر داریوش کبیر نام کرمان جزء ولایات تابعه هخامنشی آمده‌است و در کتیبه بنای شوش کلمه‌ای مشاهده می‌شود که نام چوب درختی بوده‌است که برای استحکام بنای ساختمانها (شاید همان کاخ) به کار می‌رفته و محل تهیه این چوب کرمان ذکر شده‌است. در این مورد داریوش می‌گوید «چوب بیش مکن از گنداره (پیشاور) و کرمان حمل شود» در متن کتیبه‌ای که از شاپور اول ساسانی – در اطراف کعبه زرتشت در نقش رستم فارسبدست آمده‌است، شاپور دربارهقلمرو خود چنین می‌نویسد: منم خداوندگار مزداپرست شاپور شاهنشاه ایرانیان وغیر ایرانیان. امارات و ولایات امپراتوری ایران اینها هستند: پارس، پارت، خوزستان، میشان، آشور، آذیان، عربستان، آذرآبادگان (آذربایجان)، ارمینیا، (ارمنستان)، سسیگان، کرمان وسیستان. در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان بصورت بخشی از ایران بر می‌خوریم هرودت گوید:پارسیها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شده‌اند شش طائفه اولی عبارتند از: مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان در خصوص گرمانیان تصور می‌رود همان کرمانیان باشند. در کتیبه‌های هخامنشی ظاهراً مقصود از کلمه کارمانیا همان کرمان است. در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان بصورت بخشی از ایران بر می‌خوریم. مرحوم احمد علیخان وزیری (مؤلف کتاب جغرافیای کرمان) معتقد است که حدود ۴۳۰ سال قبل از اسلام – به هنگام فتح کرمان بدست اردشیراین محل گواشیر نام داشته که مرکز ولایت کرمان بوده‌است. بخشی از خانه‌های مسکونی مردم فقیر در پای دامنه‌های این دو تپه و قلعه شکل یافته بوده و بعداً با گسترش تریجی شهر کرمان در جهت غرب توسعه یافته وبا توجه به توسعه ورونق اقتصادی در دوره‌های بعد از اسلام این شهر بتدریج نضج گرفته ورفته رفته بزرگتر شده تاجایی که وسعت آن به حدود دویست هکتار رسیده هم رسیده، با گذشت زمان وبه دلیل نا امنیمنطقه وحمله غارتگران ودزدان علاوه از حصارهای رفیعی که دور قلعه دختر وقلعه اردشیر کشیده شده بود گرداگرد شهر نیز حصاری بلند کشیده شد. ایالت بزرگ کرمان ایالت کرمان قدیم تا کناره تنگه هرمز و دریای عمان بوده و قسمت عظیمی از استان هرمزگان را هم دربر می‌گرفته‌است. ابن حوقل حدود آنرا در مشرق مکران، در مغرب فارس، در شمال بیابان خراسان و ناحیه سیستان و در جنوب دریای فارس می‌داند؛ و از شهرهای آن هرمز، جیرفت، بم، سیرجان، فهرج و... بوده‌است. مقدسی این ایالت را شامل پنج خوره و ناحیت: بردسیر، نرماشیر، سیرجان، بم و جیرفت می‌داندکرمان یکی از پنج شهر تاریخی ایران است و از نظر وسعت هم هشتمین شهر کشور به شمار می‌رود، این روزها کرمان را یک کلان‌شهر می‌خوانند و این کلان‌شهر از نظر سیاسی، فرهنگی، علمی و صنعتی در جنوب‌شرق ایران می‌درخشد. این در حالی‌ست که چهره شهر کرمان طی سال‌های اخیر با احداث فرودگاه بین‌المللی، ایستگاه راه‌آهن، بزرگترین پایانه مسافربری جنوب‌شرق، تقاطع‌های غیرهم‌سطح، پارکینگ‌های طبقاتی، مجتمع‌های بزرگ تجاری و مسکونی و بزرگراه‌ها نسبت به سال‌های گذشته متفاوت شده است، هر چند هنوز با شهری ایده‌آل و پیشرفته فاصله دارد. علاوه بر این شهر کرمان 500 هکتار بافت تاریخی دارد و آثار تاریخی بسیار زیبا و چشمگیری از جمله بازارها، کاروانسراها، مساجد، حمام‌ها، آب‌انبارها، مدارس و خانه‌های قدیمی در این بافت کهن وجود دارد سیاه‌چادر سیاه چادر در اصطلاح محلی به آن دوار (davar) گفته می شود از موی بز سیاه و توسط زنان عشایر بافته می‌شود. عشایر در ییلاق و قشلاق مکانهای معینی برای اقامت دارند که معمولاً در زیر این سیاه چادرها زندگی و استراحت می‌کنند. سیاه چادرها همواره از موی بز بافته می‌شوند و این به چند دلیل مهم است: اول آنکه موی بز خاصیت بسیار مطلوبی برای حفظ آب در مواقع بارندگی دارد و معمولاً آب باران از جداره آن عبور نمی‌کند. دوم آنکه موی بز در دسترس و ارزان تهیه می‌شود. هر خانواده معمولاً ۲۰ الی ۵۰ رأس بز دارد که از موی بزها برای تهیه سیاه چادر استفاده می‌کنند. سومین خاصیت موی بز سبک بودن آن است و نسبت به چادره‌های برزنتی جمع آوری و حمل آن راحت تر است. در تابستان در روزهای آفتابی، استراحت کردن در زیر این سیاه چادرها لذت بخش است. چگونگی بافت سیاه چادر هر سیاه چادر از چند «لت» تشکیل می‌شود. و هر «لت» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لت» تکه‌ای از سیاه چادر است. زنان «لت»ها را که به شکل یک نوار بافته شده‌اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خود می‌بافند. عرض بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لت»ها آنها را از دو طرف به هم می‌دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر در آید. وظیفه مردان و زنان در تهیه سیاه چادر 1. وظیفه مردان در بریدن موی بز و همچنین تهیه ابزار و فراهم نمودن کارگاه و همچنین دوختن «لت»ها به هم می‌باشد. 2. وظیفه زنان شستن، پاک کردن، حلاجی کردن موها، و تاباندن نخ‌ها بطوری که به حالت الیاف در آیند می‌باشد. تمامی مراحل بافتن سیاه چادر بر عهده زنان است و مردان هیچ گونه دخالتی در آن ندارند. دختران کوچک نیز مادران خود را در کار بافتن یاری می‌دهند و این فرصتی برای یادگیری و آموختن فنون دوختن سیاه چادر توسط مادران است. زنان برای بافتن یک سیاه چادر گاه بصورت دسته جمعی کار می‌کنند تا کار بافتن سریع تر به پایان برسد. ویژگی سیاه چادر از جمله ویژگیهای سیاه چادر می توان به خواص فیزیولوژیکی موی بز اشاره کرد که برخلاف بقیه مواد در گرما منقبض ودر سرما منبسط می شود واین به کاربرد ممتاز آن در سیاه چادر کمک کرده تا در تابستان منافذ سیاه چادر باز شده وهوای سیاه چادر خنک شود ودر زمستان منافذ آن بسته شده تا از ورود سرما و باران جلوگیری شود. در بین ایلات و عشایر ایران سیاه چادرها با اندازه‌ها و شکل‌های متفاوت بافته می‌شوند. سیاه چادرها در کشورهای مختلف بافته می‌شده‌است.