جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

تلفن - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

تلفن

Loading the player...

سعيد در حال بازي  دومينو ميباشد که پرنده اش(سونيا) مي آيد و مزاحم بازي او مي شود تا بالاخره او را دور مي کند و در اين هنگام زنگ تلفن به صدا در مي آيد و مادرش از او مي خواهد که جواب تلفن را بدهد ولي او همچنان مشغول بازي خود است و جواب تلفن را نمي دهد تا اينکه راوي داستان  به او گوش زد مي کند که هر موقع مادرش به او کاري را محول کند اطاعت امر او را بکند و در همين حين سونيا بازي او را خراب مي کندو در ادامه داستان او مشغول حباب بازي با ميلاد مي شود ودر حين بازي حباب به چشم ميلاد  مي رود ودچار سوزش چشم مي شود و سعيد او را به خانه مي برد و صورتش را با آب مي شويد و براي عصرانه آنها مادرش کره و عسل مي آورد و مادرش از سعيد مي خواهد که برايش سيني بياورد و او حرف مادرش را در اين مرحله از داستان بخوبي اطاعت مي کند و ياد مي گيرد که هم بخوبي از مادرش اطاعت کند و به دوستهاي مادرش احترام بگذارد