رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۸

بوتیمار - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

بوتیمار

Loading the player...

دانلود

بوتیمار یا غم‌خورک گونه‌ای پرندهٔ آبچر است از راسته سقامرغ‌سانان، خانوادهٔ حواصیلان. ویژگی اصل این پرنده که آن را از دیگر اعضای تیره حواصیلان متمایز می‌کند، گردن کوتاه‌تر آن است.

دو زیرگونه از بوتیمار در ایران به همین نام شهره‌اند که در سیستان و سواحل خزر به میان نیزارها و باتلاق‌ها به فصول پرباران می‌زیند. این دو عبارت‌اند از بوتیمار و بوتیمار کوچک. بوتیمار آهسته و به‌دشواری و در ارتفاعی کم پرواز می‌کند و گردن خود را هنگام پرواز جمع می‌کند و به هنگام خطر بی‌حرکت می‌ایستد و منقار خویش را به شکلی ویژه عمودی نگاه می‌دارد و به شکلی گوژپشتانه حرکت می‌کند. وی رابطه نامأنوسی با انسان دارد و بیشتر از انسان دوری می‌جوید و صبح زود یا به هنگام غروب از نهانگاه خود بیرون می‌آید.

وتیمار از جمله مرغان افسانه‌ای ادبیات پارسی است که به تنگ‌چشمی و بخیلی آوازه دارد. مشهور است که بوتیمار همیشه در تشنگی به سر می‌برده اما آن هنگام که به رودخانه و دریا می‌رسیده، چه غم بسیار می‌خورده که مبادا آب دریا تمام شود و او از تشنگی بمیرد، از این جهت آب نمی‌خورده. بوتیمار به معنای صاحب غم‌خواری استاز بوتیمار با نام‌هایی دیگر چون کیلان، غم‌خورک، ماهی‌خوار، هوقار و مرغ غصه نیز یاد می‌کنند.

بوتیمار در شعر پارسی

تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمی‌آید

 

روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم (سعدی

مَثَلِ جام و پارسایان است

 

لب دریا و مرغ بوتیمار (خاقانی

گفت ای انوری آخر چه فتادست ترا

 

که فرو رفته‌ای و غمزده چون بوتیمار (انوری)

مرا آید ز بوتیمار خنده

 

لب دریا نشسته سرفکنده (عطار نیشابوری)

ندارم غصه دانه اگر چه گرد این خانه

 

فرورفته به اندیشه چو بوتیمار می گردم (مولانا)

بط شراب چو طاوس مست بال گشود

 

کشید سر به گریبان خود چو بوتیمار (صائب تبریزی)

مرغکی عاشق آبست‌که بوتیمارش

 

نام از آنست که پیوسته بود با تیمار (قاآنی)

گونه‌ها

پرندگانی که به نام بوتیمار شناخته می‌شوند و عضو زیرخانوادهٔ Botaurinae به شمار می‌روند عبارت‌اند از: زیرخانوادهٔ Botaurinae

  • سرده غمخورک‌ها
  • سردهٔ بوتیمارهای بزرگ
  • سرده Zebrilus (بوتیمارهای زیگزاگی)
  • بوتیمار.(اِ) نام مرغی است که او را غم خورک نیز گویند و او پیوسته در کنار آب نشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگی آب نخورد و او را بعربی یمام و بیونانی شفنین خوانند. گوشتش بیخوابی آورد و مقوی حافظه باشد و ذهن را تند و تیز کند. (برهان ). مرغی است سفید که بهندی بکلا نامند و گویند مرغ مذکور بر لب آبهانشیند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگی آب نخورد. بهمین سبب بوتیمار گویند یعنی صاحب غم خواری . (غیاث اللغات ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (جهانگیری ). مرغی که پیوسته در کنار آب نشیند و آن را غم خورک و ماهیخوار و هوقار نیز گویند. (ناظم الاطباء). غم خورک . (فرهنگ فارسی معین ). مالک الحزن . مالک الحزین . بلشون . مالک البحرین . طریقون . ماهی خورک . (یادداشت بخطمؤلف ). پرنده ای است ۞ از خانواده ٔ پرندگان بلندپا ۞ که در آب و خشکی زندگی کنند، با نوکی بلند و گردنی دراز و باریک که در کنار آب زندگی می کند و حیوانات مختلف آبی را صید کند. درازی نوع خاکستری آن به یک مترو نیم می رسد و هنگام پرواز گردنش را بر روی شانه هایش پیچ و خم داده ، جمع می کند. (از لاروس ) :
    مانده بوتیمار از حسرت با درد و دریغ
    درد او آنگه شود روزی او آب غدیر.
  • لامعی .

  • در هوای زمانه مرغی نیست
    چمن عشق را چو بوتیمار.
  • سنایی .

  • بازتمکین تو هر جا که بپرواز آید
    سر فرودزدد بدخواه تو چون بوتیمار.
  • انوری .

  • گفت ای انوری آخر چه فتاده ست ترا
    که فرورفته ای و غمزده چون بوتیمار.
  • انوری .

  • کنون ز دوری ایشان دو جوی میرانم
    ز آب دیده و من بر کنار بوتیمار.
  • جمال الدین عبدالرزاق .

  • بازرگان با هزار تیمار چون بوتیمار، پژمان و اندوهگن بخانه آمد. (سندبادنامه ص 305).
    مثل جام و پادشاهان هست
    لب دریا و مرغ بوتیمار.
  • خاقانی .

  • پس درآمد زود بوتیمار پیش
    گفت ای مرغان من و تیمار خویش .
  • عطار.

  • چون نمیداردشان کس تیمار
    هر یکی هست چو بوتیماری .
  • کمال الدین اسماعیل .

  • از این درخت چو بلبل بر آن درخت نشین
    بدام دل چه فرومانده ای چو بوتیمار.
  • سعدی .

  • تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمیآید
    روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم .
  • سعدی .


مرغکی عاشق آب است که بوتیمارش
نام از آن است که همواره بود باتیمار
بر لب نهر نشیند نخوردآبی از آن
که اگر آب خورم کم شود آب از انهار