جهش تولید | شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۹

بازار هنر - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

بازار هنر

{rsmediagallery tags="bhonar" limit="21" }
بازار هنر اصفهان از شاهکارهای معماري دوران صفوی در اصفهان است.
ساخت این بازار از سال ۱۱۱۶ هجري قمري آغاز شد و در سال ۱۱۱۸ پايان يافت. اين بنا در آن زمان با عنوان بازار كاروانسراي مادر شاه همراه خود كاروانسراي مادر شاه (هتل عباسی امروزی)، دو موقوفه مدرسه شاه سلطان حسین (مدرسه چهارباغ امروزی) بوده‌اند. اين بازار در سال ۱۳۴۵ هجري شمسي از طرف اداره اوقاف كل اصفهان بازسازي شد.[۱]
این بازار هم اکنون فعال است و عمدتاً فروشندگان تزئینات طلا و نقره در آن به داد و ستد مشغول‌اند.
دین اسلام در میان مدرم عرب چادرنشین ظهور کرد، که مردمی بیابان گرد وکم توجه به فرهنگ نوشتاری بودند و مذهبشان بت پرستی و ستاره پرستی بود. عربها هنر چندانی نداشتند و هنر عمده آن ها شعر بود که در دوره جاهلیت با آب طلا بر طومارها می نوشتند و بر در کعبه می آویختند. نوشته های روی این طومارها، شامل هفت قصیده معروف به المعلقات می شد که از شاهکارهای درخشان شعر آن دوره عربستان به شمار می رفت. هنر اسلامی در حقیقت بر اساس و پایه هنر کشورهایی شکل گرفته است که طی سده های متمادی دارای هنر و تمدن کهنسال بوده اند. در مورد چگونگی شکل گیری و تحول هنر اسلامی باید گفت که مسلمانان با هر ملتی که روبرو شدند و هر سرزمینی را که فتح کردند، عناصری از فرهنگ و هنر آن ملت و سرزمین را گرفتند و اختلاف مذهب و نژاد و اقوام را نادیده انگاشتند.. یکی از علت های پیشرفت و آمیختگی صنعت و هنر در آثار اسلامی، نگرش چند بعدی دین اسلام به پدیده هاست. زیرا دین اسلام نظر انسان را به گستره زیبایی و زینت در آفریده ها جلب میکند و به او می نمایاند که پدیده ها دارای دو جنبه هستند: جنبه سودبخشی و جنبه زیبایی. یعنی جنبه ای که گذران زندگی را برای انسان آسان میکند و جنبه ای که غذای روحی او را فراهم می سازد.
در آثار هنری اسلامی، میان هنرهای کاربردی و هنرهای تزیینی نمی توان تمایزی قائل شد. درنمونه آرایش داخل منازل و مساجد مسلمانان و نیز اشیاء گوناگونی که برای استفاده در منزل یا مسجد ساخته میشد هم جنبه تزیینی داشت و هم جنبه کاربردی. هنر اسلامی هنر نقش مطلق است. هنری است تزیینی و تجریدی، نه هنر نمایش طبیعی و ظاهری اشیاء.
دیوید تالبوت رایس در آغاز کتاب خود به نام هنر اسلامی مقایسه ای اجمالی ازهنر اسلامی و هنر مسیحی ارائه داده و در مقابل تنوع و گوناگونی که اساس هنر مسیحی را تشکیل میدهد، هنر جهان اسلام را با ویژگی همسانی زمانی و مکانی بیشتر نسبت به هنر مسیحی توصیف کرده و هنرهای سرزمین های وسیع اسلامی را که از شبه قاره هند تا کشور اسپانیا را شامل می شود، به ویژه در نگاه اول و به خصوص به چشم مردم غرب تا اندازه ای همسان و همانند دانسته است. این محقق صاحب نظر، در ادامه گفتار خود با اشاره به گستردگی قلمرو اسلام و فرهنگ های متعدد و متفاوت موجود در این سرزمین ها تنوع گوناگونی را نیز به همراه وحدت ناشی از محتوا، لازمه هنر اسلامی شمرده و دلیل تألیف کتاب خود را نیز پرداختن به همین گوناگونی هنر اسلامی در زمان ها و مکان های مختلف دانسته است.
هنر اسلامی به یک معنا هنر تجریدی (آبستره) و عرفانی است و جوهر آن در قرینه سازی متجلی می شود. نظم تجریدی موجود در آن بازتابی از محتوای عارفانه ای است که بر پایه بینش اسلامی شکل گرفته است و گرایش های عاطفی هیجانی در آن جایی ندارد. از این رو هنر اسلامی باهنر مسیحی یا بودایی تفاوتی کلی دارد. به سبب اینکه طبیعت پردازی با فلسفه و تفکر اسلامی سازگاری ندارد. هنرهای اسلامی بیان خود را در تجرید و انتزاع یافته اند و به همین اعتبار است که نقاشی پیوستگی محکمی با تذهیب و خوشنویسی به دست آورده است. هنر اسلامی در بر گیرنده طیف وسیعی از هنرهای مختلف است که در طی چهارده قرن گذشته توسط ملت های مسلمان به وجود آمده و برای مقاصد کاربردی و تزیینی مورد استفاده قرار گرفته اند. به بطور کلی معیار شکل گیری هنر اسلامی پالایش معیارهای هنری سابق و مطابقت آن با آیین جدید بوده است.
جای تردید نیست که ایرانیان با توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی درخشان خود اصلی ترین نقش را در تکوین و تکامل هنر اسلامی به عهده داشته اند. این نقش عمده و ارزنده را در انواع هنرهای اسلامی مانند معماری، خوشنویسی، نقاشی، کتاب آرایی، نساجی و غیره به خوبی میتوان مشاهده کرد و بررسی آثار گوناگون هنر ایرانی در دوره های اسلامی مختلف، نشان دهنده خدمت بزرگ ایرانیان به هنر و تمدن اسلامی و جهان اسلام است. دانشمندان محققان و هنرشناسان شرق و غرب پس از بررسی ها و کندو کاوهای پیوسته و کسب شناخت و آشنایی کافی همگی به صراحت و کرات به نقش حیاتی و ارزنده ایرانیان در شکل گیری تاریخ هنر و عظمت هنرهای ایرانی از دوران باستان تا زمان حاضر اشاره و اعتراف کرده و دلایل فراوان و محکمی را برای اثبات گفته ها و نظرات خود ارایه کرده اند. افرادی مانند رمان گیر شمن، آرتور اپهام پوپ، آندره گدار، پرفسور هرتسفلد، بازیل گری، آنه ماری شیمل، کریستی ویلسن، تیوتوس بورکهارت و کریستیان پرایس از آن جمله اند که بعضی از آن ها خود سال ها درایران زندگی کرده و به تحقیق و بررسی جامع در مورد هنرهای ایرانی پرداخته اند. پرفسور آرتور اپهام پوپ ایران شناس و هنر شناس بزرگ معاصر، هنر ایرانی را هدیه دایم ملت ایران به تاریخ جهان دانسته و در مورد هنر این سرزمین چنین گفته است: "در همه ادوار باستانی هنر ایران نیروهای آسمانی را میجوید." به گفته پرفسور پوپ هنگامی که اروپا در قرون تاریک (سده های میانی) خفته بود، علم و هنر اسلامی نیمی از جهان را روشن کرد و با این که نواحی دیگر هم در این موفقیت سهمی داشته اند، اما منبع اصلی این روشنایی در ایران بوده است. هنر ایران در وهله اول با زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجربیات بشری یافته شده است. ایرانیان در طول تاریخ خود همواره برای زیبایی مقامی بلند و خاص قایل بوده و در هنرهای خود همیشه آن را مورد نظر داشته اند. هنر ایرانی مبتنی بر تزیین است و ابهت و جنبه روحانی هنر ایران باستان به سبب آن است که کمال آن در تزیین مطلق می باشد. و تزیین که منبع اصلی و هدف هنر ایرانی است، تنها مایه لذت چشم یا تفریح ذهن نیست بلکه مفهومی بسیار عمیق تر دارد. به اعتقاد پرفسور پوپ این امر که در ایران نقاشی تابع شعر و اندیشه های دینی فلسفی است، نباید اتفاقی تلقی شود. ایرانیان، چنان که ادبیات هزار ساله آن ها نشان میدهد شاعر ترین ملت ها هستند و در طی هزار سال اخیر، شعر برای ایرانیان معمول ترین روش بیان اندیشه و عواطف بوده و هر ایرانی استعداد سرودن شعر داشته است. "رمان گیر شمن" فرانسوی در کتاب خود به نام "ایرانیان از آغاز تا اسلام" چنین نوشته است: "ایرانی ها نخستین ملتی بودند که امپراتوری جهانی به وجود آوردند و روح عدالت و آزادمنشی را که تا آن زمان بر بشر مجهول بود، بسط و اشاعه دادند."
دکتر کریستی ویلسن نیز در کتاب خود "تاریخ صنایع ایران" چنین نظر داده است: "در طرح صنایع، ایران راهنمای همه عالم است. استعداد پیشوایی ایران در دنیای صنعت مورد تأیید علماء و اهل فن می باشد و صنعت اساسی ترین و مهم ترین فعالیت قوم ایرانی و گرانبها ترین خدمت آنان به تمدن جهان است." و سرانجام پرفسور آرتور پوپ در کتابش معماری ایران در مورد قدرت جذب کنندگی ترکیب گری و در نهایت نو آوری هنرمعماری ایران، چنین نظر داده است: "سرچشمه های آرایش معماری ایران، به همان وست ارتباطات ایرانیان است. آنان از همه کسب فیض کرده اند: از غرب آسیا، بین النهرین، آشور و مصر و به همان آندازه از شرق. از کتیبه داریوش در شوش و حجاری های هخامنشی