جهش تولید | شنبه، ۳ آبان ۱۳۹۹

آیت الله محمدباقر درچه ای - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آیت الله محمدباقر درچه ای

Loading the player...


آیت الله محمد باقردرچه ای
علامه سيد محمد باقر درچه ي در سال 1227 هجري شمسي ديده به جهان گشود. و پس از طي تحصيلات مقدماتي در درچه و اصفهان و استفاده از درس اساتيدي چون ميرزا محمد باقر چهارسوقي،ابوالمعالي كلباسي وميرزا محمد حسن نجفي به عراق رفت . در نجف از محضر علماي بزرگي چون : ميرزاي شيرازي،سيد محمد حسين ترك و ميرزا حبيب الله رشتي مستفيض گشت ودر سال 1303 ه.ق به اصفهان بازگشت و به تدريس فقه و اصول مشغول گرديد. وي به همراه آخوند ملا عبدالكريم گزي جلسه درسي خود را به طور عمده در مدرسه نيم آورد اصفهان برگزار مي نمود. طلاب از اطراف و اكناف و شهرهاي دور و نزديك به محضرش شتافته و از خرمن خردش خوشه ها مي چيدند. فضلا و محققين، صلحا و متعبدين فيض مجلس درس و صف جماعت او را غنيمت دانسته به خدمتش شرفياب مي- شدند.چندين سال بود كه در اصفهان در اصول فقه مدّرسي چون او نيامده بود و در عصر خويش از همه مدرسان اصفهان برتري يافته و در زهد و تقوا نيز بين علما امتيازي ويژه داشت. پس از درگذشت آيت الله سيد اسماعيل صدر در كاظمين به سال 1338 ه.ق مرجع تقليد اهالي اصفهان و برخي نقاط ايران گرديد .
از شاگردان برجسته وي مي توان به شيخ اسماعيل معزي،آيت الله بروجردي،حاج آقا رحيم ارباب و حاج ميرزا علي آقاي شيرازي و بيش از پنجاه عالم برجسته ديگر اشاره كرد. از آيت الله العظمي سيد محمد باقر درچه اي نوشته ها و تاليفات متعدد بر جاي مانده است كه مهمترين آنها يك دوره فقه و اصول در هفده جلد مي باشد. كه اكثر مجلدات آن بالغ بر هفتصد صفحه مي باشد و متاسفانه تاكنون چاپ نشده است. مرحوم درچه اي 38 سال تمام به تدريس اصول دين مشغول بود و هيچ گاه درس را حتي براي ساعتي تعطيل نكرد. اگر چيزي از اين فقيه بزگوار مي پرسيدند و او نمي دانست، با صراحت اظهار مي داشت نمي دانم و اين لفظ را بلند مي گفت تا شاگردان ياد بگيرند كه اگر چيزي را نمي- دانند از اينكه بگويند نمي دانم عارشان نيايد. مرحوم جلال الدين همايي كه از نخستين روزهاي ورود به مدرسه نيم- آورد در محضر آيت الله درچه اي بود در مورد خصوصيات اخلاقي ايشان مي نويسد:« در هنگام سلامت غذايش بسيار ساده و نان خورش شام و ناهار او يا پياز و سبزي بود يا دوغ يا سكنجبين... در سادگي و صفاي روح و بي اعتنايي به امور دنيوي گويي فرشته اي بود كه از عرش به فرش آمده و براي تربيت خلايق با ايشان همنشين شده است.مكرر ديدم كه سهم امام هاي كلان براي او آوردند،ديناري نپذيرفت با اينكه مي دانستم بيش از چهار پنج شاهي پول سياه نداشت ،وقتي سبب را مي پرسيدم مي فرمود:فعلا بحمد الله مقروض نيستم و خرجي فرداي خود را هم دارم و معلوم نيست كه فردا و پس فردا چه پيش آيد... اگر احياناً لقمه اي شبه ناك خورده بود في الفور انگشت در گلو مي كرد و همه را برمي آورد و اين حالت را مخصوصاً خود يك بار به رأي العين ديدم.»
ايشان در شهر منزلي نداشتند و پنج شنبه ها و جمعه ها را به درچه مي رفت و پس از بازگشت نان و ماست مصرفي خود را تا آخر هفته همراه مي آورد و در مدرسه صدر مثل ساير طلبه ها زندگي مي كرد. حالات و رفتار اين بزرگوار و مراتب زهد و قدس و تقواي كم نظير او در تربيت اخلاقي طلاب با استعداد تأثير شگرف و عميقي داشت. گويند ايشان در ماه مبارك رمضان پس از افطار تا سحر به عبادت و نماز مشغول بودند و در قنوت نماز وترشان دعاي ابوحمزه ثمالي را مي خواندند.
همچنين نقل است كه رضا خان با آن همه اختناق و وحشتي كه در جامعه ايجاد كرده بود،وقتي كه به اصفهان آمد و خواهان ملاقات با اين عالم بود،علامه درچه اي تقاضاي او را كاملا ناديده گرفت و به وي بي اعتنايي نمود.
اين مرجع عاليقدر در سال 1342 ه.ق دار فاني را وداع گفت، و پيكرش را در بقعه تكيه كازروني به خاك سپردند