جهش تولید | دوشنبه، ۵ آبان ۱۳۹۹

اکبر جمشیدی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

اکبر جمشیدی

Loading the player...

استاد اکبر جمشیدی شاعر طناز اصفهانی
شکرپاره ی اصفهانی وتنگ نمگ آنچنانی در سال 1301خانهای قدیمی دراصفهان بدنیا آمد .در شش سالگی پدر را از دست داد . سالها در کارخانه زاینده رود کار کزد .ودر همین حال به بیسوادان نیز سواد می آموخت . پس ا ز آن در مدرسه فروغ اصفهان معلم شد و25 سال به امر آموزش در مدرسه  فروغ وبهشت کودک پرداخت . ااستاد جمال زاده در باره او می گوید: مجموعه اشعار جمشیدی یعنی برهنه خوشحال ولبخند رایحه عطر ولطف اصفهان راداشت . ومایه نهایت مسرت خاطر من اصفهانی دور افتاده گردید استاد جمشیدی که می دانست شاد کردن دل مردم وبندگان خدا چه قدر کار سترگ وعظیمی است . نیت کرده بود که جز برای این کار شعر نسراید .کتاب شعر برهنه خوشحال را در سال 1343 وکتاب لبخند را در سال 1347 و شلوغ وپلوغ را در سال 1373سرود و به رشته تحریر در آورد .استاد جمشیدی پس از عمری خنداندن مردم ،نقش لبخند خود را در دوازدهم اردیبهشت 1382به قطعه نام اوران باغ رضوان اصفهان بخشید . روحش خندان 
نِزیکی عِیدس و مَش ممدلی پِریشونِس
یه چشمی اون پری اشگِس یکیش پر اِز خونِس
از اینکه شش تا بِچه ، پشتی هم زنش زایِدس
بیچاره بد جوری اِز کاری خود پِشیمونِس
اِز این گرونی و این کم حقوقی ، حق با اونِس
اِگِر سرِش هَمِش اِز غصه ، تو گِریبونِس
تو این جهان و تو این روزگار وانفسا
بِه مِثلی بنده و مش ممدلی فراوونس
میدونی علتی فقر و گرونی اِز چی چی یِس
اِز اونکه محتکرس ، آ ، شاگِردی شیطونس
با ریش مشگی و انگشترِی عقیق و قُبا
میاد تو بازار و تو بخیالِد مسلمونِس
به ظاهرش که نیگا میکونی میگوی تو دِلِد
اِگِر تو دنیا یه مردی حَسابی یِس اونِس
آدِم میاد تا بفهمِد کودوم خُبِس کی بدِس
غوروبی عمرِس و این شعله رو به پایونِس
کِسی که گول میزِنِد این و اونا جمشیدی
به مثلی مارِس و بد جوری آفِتی جونِس