جهش تولید | یک‌شنبه، ۴ آبان ۱۳۹۹

افسانه تبر - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

افسانه تبر

Loading the player...

سال ها پیش مرد هیزم شکنی بود که در بیابان ها خار و چوب جمع آوری می کرد. روزی هنگام جمع آوری هیزم در بیابان صدایی به گوشش  می رسد که به  او می گوید باید دختر خود را برا ی او بیاورد او ناچار دختر خود را  برای او می بردو در چاهی  که او گفته می فرستد صاحب آن صدا به او یک دیگ می دهد  و می گوید هر چه بخواهی آن  دیگ  به تو می دهد دیگ اورا حاکم شهر از او به زور می گیرد صاحب صدا بعد به او یک الاغ می دهد  که  آن الاغ برایش سکه طلا می ریخته است دوباره حاکم آن الاغ را از او  به زور می گیرد سر انجام یک تبر به او می دهد و او  با آن تبر الاغ و دیگ خود را  ازحاکم پس می گیرد.

Legend Axe
Years ago, a man was breaking firewood in desert thorn wood was collected   One day while collecting firewood in the wilderness to hear the voice that tells him to bring her your daughter to a   He forced her daughter to him and he said well h e sends    It gives a voice to him a cauldron and tells whatever you want it to cauldron   She will to force him out of the teapots   Soon after, he called the owner of a non-gold coin that it would is poured her donkeys   It is the to force of his ass again
An Axe to his head and gives his donkeys with Axe and then take the Boilers from