رونق تولید ملی | دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۹۸

اسفراین - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

اسفراین

Loading the player...

شهرستان‌ اسفراين‌: اين‌ شهرستان‌ با وسعت‌ 45 ،کيلومترمربع  در شمال‌ استان‌ خراسان‌ قرار گرفته‌ است‌  و از شمال‌ به‌ شهرستانهاي‌ بجنورد و شيروان‌، از خاور به‌ شهرستانهاي‌ قوچان‌ و نيشابور، از جنوب‌ و جنوب‌ غربى‌ به‌ شهرستان‌ سبزوار و از باختر به‌ شهرستان‌ بجنورد محدود مى‌شود همان‌، 7. از لحاظ اداري‌ - سياسى‌، شهرستان‌ اسفراين‌ از دو بخش‌ مرکزي‌، و بام‌ و صفى‌آباد تشکيل‌ شده‌ است‌. بخش‌ مرکزي‌ شامل‌ دهستانهاي‌ زرق‌ آباد، رويين‌، ميلانو، آذري‌ و دامنکوه‌، و بخش‌ بام‌ و صفى‌آباد شامل‌ دو دهستان‌ به‌ همين‌ نامهاست‌ .
ويژگيهاي‌ طبيعى‌: تشکيلات‌ زمين‌ شناسى‌ اسفراين‌ ادامة رشته‌ کوههاي‌البرز و هم‌زمان‌با چين‌خوردگى‌آلپى‌است‌ . قديمى‌ترين‌ اين‌ تشکيلات‌ مربوط به‌ دوران‌ اول‌ زمين‌ شناسى‌ است‌ که‌ از رسوبات‌ آهکى‌ دولوميتى‌ فشرده‌ مربوط به‌ پرمو - کربونيفر تشکيل‌ شده‌ است‌ . دوران‌ دوم‌ از آهکهاي‌ ريز دانه‌ همراه‌ با رگه‌هاي‌ کلسيت‌ فراوان‌ مربوط به‌ ژوراسيک‌ و نيز آهک‌ و آهک‌ مارنى‌ مربوط به‌ تشکيلات‌ کرتاسه‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. در دوران‌ سوم‌، گاله‌هاي‌ آذرين‌ با سيمانى‌ از خاکستر آتش‌فشانى‌ قرمز رنگ‌ به‌ همراه‌ توف‌ در جنوب‌ دشت‌ اسفراين‌ ديده‌ مى‌شود و در برخى‌ از نقاط کنگلومراي‌ بختياري‌ به‌ صورت‌ دگرشيب‌ بر روي‌ اين‌ باند قرار گرفته‌، و بر روي‌ آن‌ نيز مارنهاي‌ قرمز و خاکستري‌ با باند ضخيمى‌ از ژيپس‌ گچ‌ که‌ نتيجة تشکيلات‌ تبخيري‌ است‌، گسترده‌ شده‌ است‌. در شمال‌ دشت‌ در حاشية جنوبى‌ و ارتفاعات‌ آلاداغ‌ تشکيلات‌ رُسى‌ و مارنى‌ در بالا به‌ طور دگرشيب‌ به‌ وسيلة کنگلومراي‌ بختياري‌ پوشيده‌ شده‌، و تشکيل‌ يک‌ ناوديس‌ را داده‌ است‌ و بر روي‌ آن‌ کنگلومراي‌ غير همگن‌ قرار گرفته‌ است‌ همانجا.
آبرفتهاي‌ قديمى‌ همان‌ مخروطهاي‌ سيلابى‌ است‌ که‌ در دامنة ارتفاعات‌ شمال‌ گسترش‌ دارد و به‌ طور کلى‌ منبع‌ اصلى‌ تغذية لايه‌هاي‌ آبدار دشت‌ را به‌ وجود مى‌آورد. بيشتر دشت‌ اسفراين‌ را آبرفتهاي‌ جديد مى‌پوشاند که‌ جنس‌ مواد تشکيل‌ دهندة آن‌ در دامنه‌ متشکل‌ از ريگ‌، شن‌، ماسه‌ و خاک‌ رس‌ است‌ . ذخاير معدنى‌ که‌ هم‌ اکنون‌ در اين‌ ناحيه‌ از آنها بهره‌ برداري‌ مى‌شود، سنگ‌ آهک‌ و گچ‌ است‌ .شهرستان‌ اسفراين‌ از دو بخش‌ کوهستانى‌ و کم‌ ارتفاع‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. بخشى‌ از رشته‌ کوه‌ آلاداغ‌ در شمال‌ و خاور اين‌ شهرستان‌ قرار گرفته‌، و بلندترين‌ نقطة آن‌ قلة کوه‌ شاه‌ جهان‌ 50 ،متر است‌ . ديگر قله‌هاي‌ آلاداغ‌ اينهاست‌: شانو، دلقره‌، برمهان‌، پاتو، ناوري‌، خيران‌، ارسن‌، کول‌، گاوتيغ‌ و قره‌ داش‌ فدايى‌، 5. در جنوب‌ اين‌ شهرستان‌ نيز، رشته‌ کوه‌ اسفراين‌ يا هردة جوين‌ قرار گرفته‌ که‌ بلندترين‌ قلة آن‌ 53 ،متر است‌ . فرهنگ‌ جغرافيايى‌، همانجا. ناحية کم‌ ارتفاع‌ و دشت‌ مانند شهرستان‌ اسفراين‌ از دو بخش‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. دشت‌ اسفراين‌ که‌ با جهتى‌ شمال‌ غربى‌ - جنوب‌ شرقى‌ در پاي‌ کوه‌ آلاداغ‌ گسترده‌ شده‌ است‌ و دشت‌ صفى‌ آباد که‌ آن‌ نيز با جهتى‌ شمال‌ غربى‌ - جنوب‌ شرقى‌ در دامنة شمالى‌ هردة جوين‌ واقع‌ شده‌، و از شمال‌ غرب‌ به‌ دشت‌ اسفراين‌ مرتبط است‌ .
آب‌ و هواي‌ شهرستان‌، افزون‌ بر تأثير پذيري‌ از توده‌هاي‌ مديترانه‌اي‌ و توده‌هاي‌ مرطوب‌ درياي‌ مازندران‌، تحت‌ تأثير کوهستان‌ آلاداغ‌ و شاه‌ جهان‌ قرار دارد؛ به‌ طور کلى‌ قسمتهاي‌ شمالى‌ ناحية اسفراين‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ کوهستانى‌ و قسمتهاي‌ جنوبى‌ و جنوب‌ غربى‌ به‌ سبب‌ همجواري‌ با کوير داراي‌ تابستانهاي‌ گرم‌ و خشک‌ و زمستانهاي‌ سرد است‌ . آمارهاي‌ موجود متوسط دماي‌ سردترين‌ ماه‌ بهمن‌ ماه‌ را1 و متوسط دماي‌ گرم‌ترين‌ ماه‌ تير و مرداد را 5 و متوسط دماي‌ سالانه‌ را 3 سانتى‌گراد نشان‌ مى‌دهد و در ماه‌ از سال‌ يخبندان‌ مشاهده‌ مى‌شود که‌ پراکندگى‌ آن‌ در ماههاي‌ آذر، دي‌ و بهمن‌ بيش‌ از ماههاي‌ ديگر است‌ . معدل‌ بارش‌ سالانه‌ طى‌ يک‌ دورة 0 ساله‌ 353-363ش‌ در ايستگاه‌ اسفراين‌ 09 ميلى‌متر بوده‌ است‌ .
آبهاي‌ سطحى‌ در ناحية اسفراين‌ با توجه‌ به‌ ويژگى‌ بارش‌ بيشتر به‌ صورت‌ سيلابهاي‌ فصلى‌ ظاهر مى‌شوند. رودخانة قره‌سو به‌ عنوان‌ اصلى‌ترين‌ رودخانة ناحيه‌ از ارتفاعات‌ قوچ‌ خوار سرچشمه‌ مى‌گيرد و شاخه‌هايى‌ فرعى‌ به‌ نامهاي‌ گرماب‌، سرخ‌ آب‌، کال‌ ولايت‌، بيدواز، رويين‌، سنخواست‌ و جاجرم‌که‌از ارتفاعات‌آلاداغ‌سرچشمه‌مى‌گيرند، از سوي‌ شمال‌ به‌ آن‌ مى‌پيوندند که‌ از ميان‌ آنها، تنها رودخانة بيدواز و رويين‌ جريان‌ هميشگى‌ دارند . بادهاي‌ محلى‌ که‌ در ناحية اسفراين‌ شناخته‌ شده‌اند، اينهاست‌: کف‌باد، بادچاچ‌، بادسياه‌ خانه‌، باد نيشابور، باد قبله‌ و کوه‌ باد .
پوشش‌ گياهى‌: بخش‌ قابل‌ توجهى‌ از زمينهاي‌ ناحية اسفراين‌ از جنگلها و مراتع‌ پوشيده‌ شده‌ است‌. در ارتفاعات‌ شمالى‌ و شمال‌ شرقى‌ درختان‌ و درختچه‌هايى‌ مانند پسته‌، انار، سماق‌، زبان‌ گنجشک‌، انجير، زالزالک‌ و ارغوان‌ وجود دارد . مراتع‌ ناحيه‌ نيز از گياهانى‌ که‌ مصرف‌ دارويى‌ دارند، همانند شاه‌تره‌، گل‌ زرد، خاکشير خاکشى‌، درمنه‌، گل‌ گاوزبان‌، کاسنى‌، ختمى‌ و شيرين‌ بيان‌ پوشيده‌ شده‌ است‌ .
حيات‌ وحش‌: ناحية اسفراين‌ به‌ سبب‌ داشتن‌ مراتع‌ و جنگلها، زيستگاه‌ مناسبى‌ براي‌ حيوانات‌ وحشى‌ است‌، همچون‌ شغال‌، گورکن‌ و خرگوش‌ که‌ در دشتها، و آهو، روباه‌ و خوک‌ که‌ هم‌ در دشتها و هم‌ در ارتفاعات‌ ديده‌ مى‌شوند . همچنين‌ قوچ‌ و ميش‌ وحشى‌، بز کوهى‌، سمور، گربة وحشى‌، پلنگ‌، تشى‌ و کفتار به‌ ويژه‌ در ارتفاعات‌ سالوک‌ زندگى‌ مى‌کنند و تحت‌ حفاظت‌ ادارة محيط زيست‌ اسفراين‌ هستند. افزون‌ بر آن‌، انواع‌ مختلف‌ مار از جمله‌ افعى‌ و کبري‌ و انواع‌ پرندگان‌ مانند جغد، چوب‌ پا، سبزقبا، زاغى‌، کبک‌، تيهو، زنبور خوار، قرقاول‌، پرستو، لاشخور، گنجشک‌، بلبل‌ و بلدرچين‌ در ناحية اسفراين‌ وجود دارند. در گذشته‌ برخى‌ از انواع‌ مرغابيهاي‌ وحشى‌ نيز در اين‌ ناحيه‌ وجود داشتند.
ويژگيهاي‌اجتماعى‌و اقتصادي‌: براساس‌آمار 370ش‌، شهرستان‌ اسفراين‌ 37 ،12نفر 82 ،1خانوار جمعيت‌ داشته‌، و نسبت‌ جنسى‌ آن‌ 00 زن‌ در مقابل‌ 05 مرد بوده‌ است‌. آمارهاي‌ همان‌ سال‌ دربارة تقسيمات‌ روستايى‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ اين‌ شهرستان‌ داراي‌ 13 آبادي‌ با 38 ،7نفر 13 ،5خانوار سکنه‌ است‌ که‌ از آن‌ ميان‌، 37 آبادي‌ مربوط به‌ بخش‌ بام‌ و صفى‌آباد و 76 آبادي‌ مربوط به‌ بخش‌ مرکزي‌ است‌ و از ميان‌ آنها دهستانهاي‌ صفى‌ آباد و رويين‌ به‌ ترتيب‌ با 4 و 2 آبادي‌ قابل‌ توجهند.
اقتصاد شهرستان‌ اسفراين‌ مبتنى‌ بر زراعت‌، صنايع‌ دستى‌ و دامداري‌ است‌. حاصل‌خيزي‌ خاک‌، منطقة اسفراين‌ را به‌ صورت‌ يکى‌ از مراکز عمدة کشاورزي‌ استان‌ خراسان‌ درآورده‌ است‌ فرهنگ‌ جغرافيايى‌، . با اين‌ وصف‌ آب‌ عامل‌ محدود کنندة فعاليت‌ زراعى‌ به‌ شمار مى‌رود . آب‌ مورد نياز کشاورزي‌ از کاريز، چاه‌ عميق‌ و نيمه‌ عميق‌ تأمين‌ مى‌شود و آبياري‌ بيشتر به‌ صورت‌ کرتى‌ انجام‌ مى‌گيرد که‌ اين‌ خود عامل‌ هدر رفتن‌ منابع‌ آب‌ است‌ فرهنگ‌ جغرافيايى‌،  رشته‌ کاريز داير، 18 حلقه‌ چاه‌ عميق‌ و نيمه‌ عميق‌ و 3 چشمة داير منابع‌ آب‌ اين‌ شهرستان‌ را تشکيل‌ مى‌دهند . محصولات‌ عمدة ناحية اسفراين‌ گندم‌ و جو است‌، به‌ گونه‌اي‌ که‌ هم‌ اکنون‌ گندم‌ آبى‌ و ديم‌ به‌ ترتيب‌ 8 هزار و هزار هکتار و جو آبى‌ و ديم‌ به‌ ترتيب‌ 00 ،و 00 هکتار از زمينهاي‌ کشاورزي‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. 70 ،هکتار به‌ کشت‌ محصولاتى‌ مانند گوجه‌ فرنگى‌، سيب‌ زمينى‌، پياز و جز آنها، 20 هکتار به‌ کشت‌ محصولات‌ جاليزي‌ و 30 هکتار به‌ کشت‌ حبوبات‌ و 30 هکتار ديگر به‌ کشت‌ علوفه‌ و 27 ،هکتار نيز زير کشت‌ گياهان‌ صنعتى‌ مانند چغندرقند، پنبه‌ و دانه‌هاي‌ روغنى‌ است‌ .
صنايع‌ دستى‌ دومين‌ اشتغال‌ مردم‌ اين‌ نواحى‌ است‌. بافت‌ قالى‌، جاجيم‌ و پارچه‌ از ديرباز در اسفراين‌ رواج‌ داشته‌، و اهميت‌ خود را تاکنون‌ حفظ کرده‌ است‌ و توليدات‌ آن‌، افزون‌ بر تأمين‌ نيازهاي‌ محلى‌ به‌ نقاط ديگر نيز صادر مى‌شود فرهنگ‌ جغرافيايى‌، . کارگاههاي‌ متعدد قالى‌بافى‌، ريسندگى‌ و بافندگى‌ الياف‌، توليد نمد، زيلو، همچنين‌ جاجيم‌ بافى‌، گليم‌ بافى‌ و پارچه‌ بافى‌ در اين‌ شهرستان‌ داير است‌ .
دامداري‌، فعاليت‌ جنبى‌ اهالى‌ شهرستان‌ اسفراين‌ به‌ شمار مى‌رود و به‌ شيوة سنتى‌ و در کنار زراعت‌ رايج‌ است‌ و محصول‌ آن‌ به‌ زحمت‌ نيازهاي‌ محلى‌ را برآورده‌ مى‌کند فرهنگ‌ جغرافيايى‌. پرورش‌ گاو، گوسفند و بز، همچنين‌ پرورش‌ زنبور عسل‌ از آن‌ جمله‌ است‌ .
امکانات‌ آموزشى‌ و بهداشتى‌ - درمانى‌: 80 دبستان‌، 0 مدرسة راهنمايى‌، 8 دبيرستان‌، هنرستان‌ از جمله‌ هنرستان‌ کشاورزي‌ و آموزشگاه‌ بازرگانى‌ و يک‌ دانشسراي‌ تربيت‌ معلم‌ روستايى‌ در شهرستان‌ اسفراين‌ داير است‌ و در سال‌ تحصيلى‌ 372-373ش‌، 34 ،5دانش‌ آموز در مقاطع‌ مختلف‌ آموزشى‌، به‌ تحصيل‌ اشتغال‌ داشته‌اند. همچنين‌ يک‌ کتابخانة عمومى‌ در اين‌ شهرستان‌ وجود دارد. در زمينة خدمات‌ بهداشتى‌ و درمانى‌، يک‌ بيمارستان‌، درمانگاه‌ و 5 خانة بهداشت‌ در سطح‌ شهرستان‌ فعالند.
عشاير: در عصر فرمانروايان‌ صفوي‌ به‌ منظور حفاظت‌ از مرزهاي‌ شمالى‌ خراسان‌ در برابر هجوم‌ و تجاوز اقوام‌ بيگانه‌، به‌ تدريج‌ از نيمة سدة 0ق‌/6م‌ برخى‌ از طوايف‌ کرد کردستان‌ به‌ آن‌ نواحى‌ کوچانيده‌ شدند. به‌ ويژه‌ ارتفاعات‌ هزار مسجد و دامنه‌هاي‌ شمالى‌ آن‌ با دارا بودن‌ مراتع‌ مستعد تابستانى‌ و زمستانى‌ به‌ تدريج‌ سبب‌ جذب‌ کردهاي‌ کوچ‌ نشين‌ شد. در سدة 3ق‌ به‌ سبب‌ حملات‌ ترکمانان‌ و همزمان‌ با توسعه‌ طلبى‌ روسها در آسياي‌ مرکزي‌، به‌ تدريج‌ استفاده‌ از مراتع‌ زمستانى‌ براي‌ کردان‌ دشوار شد و اين‌ خود سبب‌ عقب‌ نشينى‌ جمعيت‌ کرد کوچ‌ نشين‌ به‌ ارتفاعات‌ شاه‌ جهان‌ گرديد. اين‌ ارتفاعات‌ که‌ در جنوب‌ هزار مسجد واقع‌ است‌، مراتع‌ بسيار خوب‌ تابستانى‌ را در اختيار آنان‌ قرار مى‌داد، هر چند که‌ کوهپايه‌هاي‌ جنوبى‌ منطقة سبزوار و اسفراين‌ به‌ سبب‌ تأثير پذيرفتن‌ از آب‌ و هواي‌ صحرايى‌ کوير از کيفيت‌ خوبى‌ برخوردار نبود .
در نيمة دوم‌ سدة 3ق‌ نيز پس‌ از آخرين‌ دفاع‌ ايرانيان‌ از هرات‌ نزديک‌ به‌ هزار خانوار از ايل‌ هزاره‌ توسط حسام‌ السلطنه‌ از قلعه‌ نو در بادغيس‌ به‌ منطقة خراسان‌ کوچانده‌ شدند که‌ پس‌ از مدتى‌ دو هزار خانوار از آنان‌ به‌ هرات‌ برگشتند و دولت‌ ايران‌ نيز باقى‌ آنها را به‌ اسفراين‌ کوچ‌ داد. پس‌ از چندي‌ شماري‌ از آنان‌ بر اثر وبا و بيماريهاي‌ ديگر از ميان‌ رفتند و باقيماندة آنان‌ به‌ اطراف‌ مشهد منتقل‌ شدند . در حال‌ حاضر منطقة اسفراين‌ به‌ انضمام‌ سبزوار و درگز داراي‌ قرارگاههايى‌ براي‌ جذب‌ کوچ‌ نشينان‌ است‌ . شهرستان‌ اسفراين‌ هم‌ اکنون‌ محل‌ ييلاق‌ و قشلاق‌ چندين‌ طايفة مستقل‌ همچون‌ باچوانلو، باچکانلو، بريمانلو، توپکانلو، قهرمانلو، ملوانلو، ميلانلو و ناصري‌ است‌ که‌ مجموعاً 20 خانوار عشاير ييلاقى‌ و 87 خانوار عشاير قشلاقى‌ را تشکيل‌ مى‌دهند. دهستانهاي‌ بام‌، رويين‌، زرق‌ آباد، صفى‌ آباد، فرطان‌ و ميلانلو محل‌ رفت‌ و آمد آنهاست‌ . اهالى‌ شهرستان‌ اسفراين‌ به‌ زبانهاي‌ فارسى‌، ترکى‌ و کردي‌ صحبت‌ مى‌کنند و پيرو مذهب‌ تشيع‌ و يا حنفى‌ مذهبند.
شهر اسفراين‌: اين‌ شهر مرکز شهرستان‌ اسفراين‌، در 7 و 9 طول‌ شرقى‌ و 7 و عرض‌ شمالى‌ و در ارتفاع‌ 20 ،متري‌ از سطح‌ دريا واقع‌ است‌. اسفراين‌ بر سر راه‌ بجنورد - سبزوار قرار گرفته‌ است‌ و با مشهد، مرکز استان‌، 50 کم فاصله‌ دارد. اين‌ شهر در دامنة کوه‌ شاه‌جهان‌ واقع‌ شده‌ است‌ و ارتفاعات‌ آلاداغ‌ نيز در شمال‌ آن‌ قرار دارد. رودخانة فصلى‌ بيدواز که‌ از کوه‌ شاه‌جهان‌ سرچشمه‌ مى‌گيرد، از ميان‌ شهر مى‌گذرد و سرانجام‌ به‌ رودخانة کال‌ شور مى‌پيوندد .
نام‌ اين‌ شهر به‌ صورتهاي‌ سبراين‌ ، سفراين‌ ، اسپراين‌ ، اسپرايين‌  و اسفرائين‌ نيز آمده‌ است‌.
از گذشتة ديرينة اين‌ شهر آگاهيهاي‌ روشنى‌ در دست‌ نيست‌ و معلوم‌ نيست‌ که‌ پيش‌ از دوران‌ ساسانى‌ نيز آباد بوده‌ است‌ يا نه‌؟ همين‌ قدر مى‌توان‌ گفت‌ که‌ به‌ هنگام‌ ورود مسلمانان‌ به‌ خراسان‌، شهري‌ قديم‌ بوده‌ است‌. اسفراين‌ در 0 يا 1ق‌ به‌ دست‌ عبدالله‌ بن‌ عامر گشوده‌ شد و کهن‌ترين‌ سند پس‌ از اسلام‌ که‌ از اسفراين‌ ياد کرده‌، کتاب‌ فتوح‌ البلدان‌ است‌ ، ولى‌ از تخريب‌ اسفراين‌ به‌ هنگام‌ فتح‌ آن‌ گزارشى‌ در مآخذ و منابع‌ اسلامى‌ ديده‌ نشده‌ است‌.
جغرافى‌ نگاران‌ و مورخان‌ دورة اسلامى‌ اسفراين‌ را سرحد ميان‌ نيشابور و گرگان‌ دانسته‌، و آن‌ را از بلاد نيشابور نوشته‌اند. راه‌ سراسري‌ نيشابور به‌ گرگان‌ از دشتى‌ مى‌گذشت‌ که‌ اسفراين‌ در وسط آن‌ بود.
جغرافيا نگاران‌ قديمى‌ از جايى‌ به‌ نام‌ مهرجان‌ نام‌ برده‌اند، اما برخى‌ از آنان‌ اسفراين‌ و مهرجان‌ را يک‌ محل‌، و مهرجان‌ را لقب‌ اسفراين‌ دانسته‌  و نوشته‌اند که‌ قباد ساسانى‌ اسفراين‌ را به‌ سبب‌ آب‌ و هواي‌ خوش‌ آن‌ مهرجان‌مهرگان‌ ناميد‌؛  و برخى‌ ديگر به‌ خصوص‌ جغرافيانويسانى‌ همچون‌ اصطخري‌ ص‌ 84، ابن‌ حوقل‌ /56، مقدسى‌ ص‌ 52 که‌ از فواصل‌ شهرهاي‌ خراسان‌ ياد کرده‌اند، اسفراين‌ و مهرجان‌ را دو محل‌ جدا از هم‌ دانسته‌، و فاصلة آن‌ دو را دو روز راه‌ نوشته‌اند. ادريسى‌ علاوه‌ بر آنکه‌ اسفراين‌ را به‌ وفور نعمت‌ و مردمش‌ را به‌ نيکى‌ ستوده‌، مهرجان‌ را جداگانه‌ وصف‌ کرده‌ است‌ که‌ شهري‌ آباد، داراي‌ ميدانها و بازارها بوده‌ است‌ ص‌ 90، 92، ولى‌ ياقوت‌ حموي‌ مهرجان‌ را نام‌ قديم‌ اسفراين‌ دانسته‌ که‌ بعدها اين‌ نام‌ به‌ دهکده‌اي‌ در کنار شهر اسفراين‌ داده‌ شده‌ است‌. به‌ گفتة وي‌ ناحية اسفراين‌ 51 قريه‌ را شامل‌ مى‌شده‌ است‌ .
به‌ نوشتة مؤلف‌ ناشناختة حدود العالم‌، اسفراين‌ «شهري‌ آبادان‌ و با نعمت‌» بوده‌ است‌ ص‌ 9. يکى‌ از علويان‌ زيدي‌ طبرستان‌ به‌ نام‌ حسن‌ ابن‌ حمزه‌ که‌ شاعري‌ توانا بود، در سدة ق‌ در سفري‌ به‌ قصد آستان‌ بوسى‌ امام‌ هشتم‌ از منازل‌ ميان‌ راه‌ از جمله‌ اسفراين‌ در قصيده‌اي‌ عربى‌ ياد کرده‌ است‌ .
زکرياي‌ قزوينى‌ مردم‌ اسفراين‌ را اهل‌ خير و صلاح‌ دانسته‌ است‌ . حمدالله‌ مستوفى‌ اسفراين‌ را شهري‌ متوسط دانسته‌، و از کاسة بزرگى‌ با محيطى‌ برابر 2 «گز خياطى‌» که‌ از روي‌ ساخته‌ شده‌، و در مسجد شهر قرار داشته‌، سخن‌ گفته‌ است‌. به‌ نوشتة وي‌ در شمال‌ اسفراين‌ قلعة محکمى‌ بوده‌ که‌ آن‌ را «دز صعلوک‌» مى‌خواندند. هواي‌ اسفراين‌ معتدل‌ و آب‌ آن‌ از رودخانه‌ است‌، اما توابعش‌ داراي‌ قنوات‌ بوده‌اند
.زين‌العابدين‌شيروانى‌اسفراين‌راقصبه‌اي‌دلنشين‌، با آبى‌ «معتدل‌» و هوايى‌ «بهجت‌ قرين‌» دانسته‌ که‌ «ميوة سردسيرش‌ ممتاز و گردکانش‌ بامتياز» بوده‌ است‌ .
به‌ آثار برجاي‌ مانده‌ از شهر کهن‌ اسفراين‌، بلقيس‌ گفته‌ مى‌شود که‌ با اندکى‌ فاصله‌ در حدود کم در جنوب‌ مرکز شهر کنونى‌ اسفراين‌ قرار دارد که‌ ميان‌آباد ناميده‌ مى‌شود. ميان‌آباد نام‌ جديدي‌ است‌ و اين‌ نام‌ در متون‌ تاريخى‌ و جغرافيايى‌ پيش‌ از دورة از قاجار ديده‌ نشده‌ است‌. احمد بهمنيار فاصلة ميان‌ سبزوار و اسفراين‌ را ميان‌آباد ناميده‌ است‌ . اين‌ امکان‌ وجود دارد که‌ در 000ق‌/592م‌ اهالى‌ شهر قديم‌ پس‌ از خرابى‌ شهر و تخريب‌ قنوات‌ به‌ دست‌ عبدالمؤمن‌ خان‌ ازبک‌ .محل‌ کنونى‌ را آباد کرده‌ باشند و چنانکه‌ گذشت‌، بعدها به‌ تدريج‌ خرابه‌هاي‌ شهر کهنه‌ نام‌ بلقيس‌ به‌ خود گرفت‌.
حوادث‌ تاريخى‌: چنانکه‌ گفته‌ شد، از گذشتة تاريخى‌ اسفراين‌ پيش‌ از اسلام‌ اطلاع‌ موثقى‌ در دست‌ نيست‌. اين‌ شهر همچون‌ ديگر شهرهاي‌ خراسان‌ پس‌ از اسلام‌، از آسيب‌ لشکرکشيها، تغيير واليان‌ و ديگر صدمات‌ بر کنار نمانده‌ است‌. اسفراين‌ زمانى‌ در قلمرو طاهريان‌ بود تا آنکه‌ يعقوب‌ ليث‌ صفار در 59ق‌ به‌ حکومت‌ آنان‌ در نيشابور پايان‌ داد. يعقوب‌ هنگامى‌ که‌ در تعقيب‌ عبدالله‌ محمد بن‌ صالح‌ بود، از راه‌ اسفراين‌ به‌ گرگان‌ رفت‌. بعد عمروليث‌ برادر يعقوب‌ نيز در تعقيب‌ هرثمه‌ تا اسفراين‌ لشکر کشيد .
اسفراين‌ در درگيريهايى‌ که‌ ميان‌ فرماندهان‌ خراسان‌ و امراي‌ آل‌ بويه‌ و آل‌ زيار روي‌ مى‌داد، از حوادث‌ و کشمکشها دور نماند. عتبى‌ نوشته‌ است‌ که‌ ابوعلى‌ سيمجور از گرگان‌ به‌ طرف‌ نيشابور حرکت‌ کرد و فايق‌ را با مقدمة لشکر به‌ اسفراين‌ فرستاد. از بيان‌ حوادث‌ چنين‌ بر مى‌آيد که‌ بکتوزون‌، سپهسالار خراسان‌ در اواخر دورة سامانى‌، مدتى‌ در اسفراين‌ بوده‌ است‌ همو، 66. مرعشى‌ نوشته‌ است‌ که‌ ابوالقاسم‌ سيمجور در تعقيب‌ قابوس‌ بن‌ وشمگير به‌ اسفراين‌ رفت‌ . ابو ابراهيم‌ اسماعيل‌ بن‌ نوح‌ ملقب‌ به‌ منتصر که‌ آخرين‌ امير سامانيان‌ بود، در نيشابور امير نصر برادر محمود غزنوي‌ را شکست‌ داد و چون‌ خبر آمدن‌ محمود را شنيد، به‌ اسفراين‌ گرديزي‌، 82، و از آنجا به‌ گرگان‌ نزد قابوس‌ رفت‌ و از حمايت‌ وي‌ برخوردار شد چندي‌ بعد منتصر پس‌ از آنکه‌ در اُستُوا قوچان‌ فعلى‌ شکست‌ يافت‌، به‌ اسفراين‌ رفت‌، ولى‌ مردم‌ اسفراين‌ از خوف‌ فتنه‌ او را به‌ شهر راه‌ ندادند .
اسفراين‌ در زمان‌ سلطنت‌ محمود چون‌ شهرهاي‌ ديگر خراسان‌ از آرامش‌ برخوردار بود. شايد ابوالعباس‌ فضل‌ بن‌ احمد اسفراينى‌ وزير محمود نقشى‌ در آرامش‌ اين‌ منطقه‌ داشته‌ است‌ . پس‌ از مرگ‌ طغرل‌ سلجوقى‌ ميان‌ جانشين‌ او و ديگر مدعيان‌ سلطنت‌ جنگ‌ در گرفت‌ و الب‌ ارسلان‌ و قتلمش‌ در اسفراين‌ با هم‌ مصاف‌ دادند که‌ خلق‌ کثيري‌ کشته‌ شدند . در فتنة غزان‌ در 48ق‌، جوين‌ و اسفراين‌ مورد تهاجم‌ قرار گرفت‌ و عدة کثيري‌ در اسفراين‌ به‌ قتل‌ رسيدند و شهر نيز ويران‌ شد.
به‌ هنگام‌ حملة مغولان‌ کشمکشهايى‌ ميان‌ چند تن‌ از سران‌ سپاه‌ خوارزمشاه‌ که‌ هر کدام‌ بر گوشه‌اي‌ از خراسان‌ مستولى‌ شده‌ بودند، روي‌ داد و خرابيهايى‌ از جمله‌ در اسفراين‌ به‌ بار آورد نسوي‌، 31 و در حملة تيمور به‌ خراسان‌ دو شهر سبزوار و اسفراين‌ بر اثر مقاومت‌ مردم‌ ويران‌ شد. در اسفراين‌ اميرعلى‌ پسر شيخ‌ على‌ يسوري‌ از امراي‌ طغا تيمور ايستادگى‌ کرد، ولى‌ شهر در 82ق‌/380م‌ تخريب‌، و مردم‌ آن‌ قتل‌ عام‌ شدند ميرخواند، 042. اين‌ شعر شرف‌ الدين‌ على‌ يزدي‌ : ميرخواند، 037 وصف‌ حالى‌ است‌ دربارة ويرانى‌ اسفراين‌: حصار و بيوت‌ و مساکن‌ نماند بجز نامى‌ از اسفراين‌ نماند
امير جهانشاه‌ قراقويونلو هنگامى‌ که‌ به‌ جنگ‌ ابوسعيد گورکانى‌ و تسخير خراسان‌ آمده‌ بود، مدتى‌ در اسفراين‌ اقامت‌ کرد . در دورة صفويه‌ و به‌ خصوص‌ زمان‌ سلطنت‌ شاه‌ اسماعيل‌، شاه‌ طهماسب‌ و شاه‌ عباس‌، اسفراين‌ يکى‌ از شهرهايى‌ بود که‌ در پيکار با ازبکان‌ به‌ شدت‌ آسيب‌ ديد بارتولد، .114 شاه‌ اسماعيل‌ براي‌ دفع‌ ازبکان‌ به‌ خراسان‌ آمد و از اسفراين‌ راهى‌ مرو شد و در جنگى‌ شيبک‌ خان‌ را شکست‌ داد و به‌ قتل‌ رسانيد خواندمير. ساليان‌ بعد هرگاه‌ ضعفى‌ در مرکز قدرت‌ سلاطين‌ صفوي‌ پديد مى‌آمد، ازبکان‌، اسفراين‌ و ديگر شهرهاي‌ خراسان‌ را مورد تاخت‌ و تاز قرار مى‌دادند قاضى‌ احمد، 61. اين‌ نابسامانى‌ تا به‌ قدرت‌ رسيدن‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ ادامه‌ داشت‌. در سال‌ پنجم‌ سلطنت‌ او عبدالمؤمن‌ خان‌ ازبک‌ اسفراين‌ را محاصره‌ کرد. ابومسلم‌ خان‌ استاجلو حاکم‌ وقت‌ اسفراين‌، ماه‌ دليرانه‌ در برابر متجاوزان‌ مقاومت‌ کرد، ولى‌ ازبکان‌ سرانجام‌ شهر را تسخير، و ويران‌ کردند و حاکم‌ نيز به‌ قتل‌ رسيد .
اسفراين‌ پس‌ از اين‌ خرابى‌ ديگر روي‌ آبادي‌ به‌ خود نديد و شاه‌ عباس‌ به‌ علت‌ عداوت‌ ديرينه‌اي‌ که‌ با ابومسلم‌ خان‌ داشت‌، چندان‌ از مرگ‌ او متأثر نشد و در دفع‌ ازبکان‌ هم‌ اقدامى‌ نکرد. وي‌ سال‌ بعد به‌ اسفراين‌ آمد و تصميم‌ گرفت‌ براي‌ جلوگيري‌ از حملات‌ ازبکان‌ و احداث‌ سدي‌ در مقابل‌ آنان‌، از طوايف‌ کرد چمشکزک‌ بهره‌ جويد . شاه‌ طهماسب‌ دوم‌ همراه‌ با فتحعلى‌ خان‌ قاجار و هزار سپاهى‌ از طريق‌ اسفراين‌ عازم‌ مشهد شد تا حملة ملک‌ محمود سيستانى‌ را که‌ داعية سلطنت‌ داشت‌ و در دشت‌ اسفراين‌ جهت‌ مقابله‌ با او اردو زده‌ بود دفع‌ کند. شاه‌ طهماسب‌ در همين‌ زمان‌ از نادر که‌ شهرتش‌ در خراسان‌ پيچيده‌ بود، کمک‌ خواست‌ . نادر پس‌ از چند درگيري‌، مخالفان‌ از جمله‌ شورش‌ جماعت‌ بغايري‌ و گرايلى‌ را در اسفراين‌ سرکوب‌ کرد . حکومت‌ اسفراين‌ در زمان‌ جانشينان‌ نادر با امراي‌ محلى‌ و سران‌ طوايف‌ بود. هنگامى‌ که‌ آقا محمدخان‌ قاجار قصد تصرف‌ مشهد را داشت‌، حاکم‌ اسفراين‌، ابراهيم‌ خان‌ کرد از طايفة شادلو بود ساروي‌، .
اسفراين‌ بعدها در دوران‌ محمدشاه‌ و اوايل‌ سلطنت‌ ناصرالدين‌ شاه‌ قاجار دچار فتنه‌ و شورش‌ آصف‌ الدوله‌ و پسرش‌ حسن‌ خان‌ سالار شد . اين‌ وقايع‌ که‌ از 262ق‌ آغاز شده‌ بود، به‌ سعى‌ و تدبير ميرزا تقى‌ خان‌ اميرکبير و سلطان‌ مراد ميرزا حسام‌ السلطنه‌ و سام‌ خان‌ کرد زعفرانلو در 266ق‌ خاتمه‌ يافت‌ .
اهل‌ علم‌ و بزرگان‌ اسفراين‌: اسفراين‌ مهد پرورش‌ گروهى‌ از رجال‌ دينى‌، علمى‌، ادبى‌ و سياسى‌ بوده‌ است‌، چنانکه‌ حاکم‌ نيشابوري‌ حدود 0 تن‌ از علماي‌ اسفراين‌ را جزو بزرگان‌ نيشابور آورده‌ است‌ . بزرگانى‌ از اسفراين‌ در بغداد و نيشابور به‌ تدريس‌ اشتغال‌ داشتند  و به‌ نام‌ برخى‌ از آنان‌ مدارس‌ اختصاصى‌ ساخته‌ مى‌شد .بانى‌ يکى‌ از مدارس‌ بلخ‌ نيز فضل‌ بن‌ احمد اسفراينى‌ بوده‌ است‌
از فقهاي‌ صاحب‌ نام‌ اسفراين‌ يکى‌ شيخ‌ ابو اسحاق‌ است‌ که‌ در علم‌ کلام‌ و اصول‌ صاحب‌ نام‌ بود و تنى‌ چند از بزرگان‌ و مشايخ‌ نيشابور اين‌ دو فن‌ را از او آموختند نک: ه د، ابواسحاق‌ اسفراينى‌. ديگري‌ عمادالدين‌ ابوالمظفر طاهر بن‌ محمد اسفراينى‌ د 71ق‌ صاحب‌ کتاب‌ تاج‌ التراجم‌ معروف‌ به‌ تفسير اسفراينى‌ است‌. همچنين‌ از ابوعوانه‌ صاحب‌ المسند مى‌توان‌ نام‌ برد . از ديگر علماي‌ اسفراين‌ ابوالفتوح‌ محمد بن‌ فضل‌ اسفراينى‌ معروف‌ به‌ ابن‌ المعتمد د 38ق‌ است‌ که‌ در بازگشت‌ از بغداد به‌ موطن‌ خود در بسطام‌ درگذشت‌ . فضل‌ بن‌ احمد اسفراينى‌ نيز از ديگر بزرگان‌ اسفراين‌ است‌ که‌ 7 سال‌ وزارت‌ محمود غزنوي‌ را بر عهده‌ داشت‌ .
از اسفراين‌ شاعرانى‌ نيز برخاسته‌اند که‌ از جملة آنان‌ آذري‌ طوسى‌ ه م‌ و نيز اميرهمايون‌اسفراينى‌ است‌که‌ از قصيده‌گويان‌و غزل‌ سرايان‌ سدة ق‌ به‌ شمار مى‌آيند. مقبرة چند تن‌ امام‌
زادگان‌، عرفا و مشايخ‌ در اسفراين‌ است‌ که‌ زيارتگاه‌ اهالى‌ است‌ .