رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

آرامگاه صائب تبریزی اصفهان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آرامگاه صائب تبریزی اصفهان

Loading the player...


آرامگاه صائب تبريزى، اصفهان

صائب تبريزى، شاعر بلندپايهٔ سبک هندى، در سال ۱۰۱۶ متولد و در سال ۱۰۸۱ هـ.ق در اصفهان درگذشت و در باغ شخصى خود، به نام باغ تکيه مشرف به شهر نياسر، به خاک سپرده شد. بعد از وى، فرزند و نوادهٔ او نيز در کنارش مدفون شدند. آرامگاه،  با توجه به زمان حيات او و شهرى که در آن زيسته و درگذشته، از معمارى دوران صفويه الهام گرفته است. بناى مزبور، ايوان زيبايى به طول ۱۴/۲۰، عرض ۶ و ارتفاع ۸ متر دارد که حدود ۲ متر از سطح باغ بلندتر ساخته شده است و ده پلهٔ ‌سنگى سراسرى دارد. بر روى سرستون‌ها، قوس‌هاى جناغى قرار گرفته و زير سقف، با طرح شطرنجى آيينه کارى شده است. جبههٔ شرقى و غربى ايوان داراى دو دهنه، يک ستون و دو قوس است. سنگ مزار صائب عبارت است از يک قطعه سنگ مرمر يکپارچهٔ يزدى که سنگ مزار قديمى را در وسط آن جاسازى کرده‌اند. سنگ اصلى مزار که به دو نيم شده است، داراى کتيبه‌اى شامل يک مطلع و يک غزل از صائب به خط محمدصالح، خويش‌نويس مشهور دورهٔ صفوى است.
در محله لنبان اصفهان و در خیابان صائب مقبره شاعر بزرگ قرن 11 هجری است .میرزا محمّدعلی صائب تبریزی در حدود سال ۱۰۰۰ هجری زاده شد. پدر او تاجری معتبر بود. اگرچه اجداد او اهل تبریز بوده‌اند اما خود او در اصفهان به دنیا آمد. خانوادهٔ صائب جزو هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباس‌آباد اصفهان ساکن شدند،و این مردم را تبارزه (تبریزی‌های) اصفهان می‌نامیدند. صائب در اصفهان به آموختن علوم عصر پرداخت. در جوانی به حج رفت و در بازگشت به مشهد سفر کرد. صائب در سال ۱۰۳۴ ه.ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسن‌الله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز با خود همراه برد. در سال ۱۰۴۲ ه‍.ق صائب به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید. شاه عباس دوم صفوی به او مقام ملک‌الشعرایی داد. صائب هشتاد سال زندگی کرد و در اصفهان دیده از جهان فروبست. درگذشت او در سال ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ ه.ق بوده‌است

يک بيت شعر و تاريخ کتابت سنگ قبر چنين آمده است:

«محوکى از صفحهٔ دل‌ها شود آثار من         من همان ذوقم که مى‌يابند از گفتار من»


تاريخ سنگ قبر چنين است : «تحريراً فى شهر جمادى الاول سنهٔ ۱۰۸۷ فقير محمدصالح».

در مقابل ايوان آرامگاه، حوض و آبنماى بزرگى نظير حوض عمارت چهل ستون ايجاد شده است. در بالاى قبر صائب، دو قبر ديگر نيز هست : يکى متعلق به فرزند صائب است؛ با اين کتيبه : «وفات مرحمت و غفران پناه ميرزا محمد محسناء بن ميرزا محمد على صائب فى ۷ شهر محرم‌الحرام سنهٔ ۱۱۴۹». و قبر ديگرى با کتيبهٔ : «وفات مرحمت و غفران‌پناه ميرزا محمدعلى ولد ميرزا رحيم صائب بتاريخ يوم يکشنبه ششم شهر جمادى‌الثانيه سنهٔ ۱۱۴۱».

غزل زير يکى از سروده‌هاى دلنشين صائب تبريزى است:

صد گل به بــاد رفــت و گلابــى نديــد کــس         صد تاک خشک گشت و شرابى نديـد کــس
با تشنگــى بســاز کــه در ساغـــرِ سپهـــــر         غيـــر از دلِ گداختــه، آبــى نــديــد کـــس

طى شد جهان و اهل دلى از جهان نخاســت         دريا به تـه رسيــد و سحابــى نديــد کــس
اين ماتم دگــر، کــه دريــن دشــتِ آتشيـــن         دل آب گشت و چشــمِ پرآبــى نديــد کــس
حرفى است اين که خضر به آب بقا رسيـــد         زيــن چــرخِ دل‌سيــه دَمِ آبــى نديـد کـس
از گـــردش فلــک، شـــب کوتـــاهِ زندگــــي         زان‌سان به سر رسيد که خوابى نديد کس
از دانـــش آنچـــه داد، کــمِ رزق مى‌نهـــــد         چون آسمان، درستْ حسابى نديــد کــس
صائب به هر که مى‌نگرم مست و بيخودست         هـرچنــد ساقيــّى و شرابــى نديــد کــس