جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

آتشگاه اصفهان - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آتشگاه اصفهان

Loading the player...

آتشگاه اصفهان در ۸ کیلومتری غرب شهر اصفهان و تقریبا در میانهٔ راه اصفهان و نجف آباد قرار دارد. این بنا در نزدیکی رودخانه زاینده رود، بر روی تپه‌ای قرار دارد. از بلندای این تپه، تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی را می‌توان به خوبی مشاهده کرد.
این تپه از جنس سنگ‌های رسوبی است. تراز پایینی آن در ارتفاع ۱۶۱۰ متر از سطح دریا (حدود ۵۰ متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع ۱۷۱۵ متری از سطح دریا واقع شده است. این تپه از نظر زمین‌شناسی در دوره کرتاسه تشکیل شده است

بنای آتشگاه آتشدانی بزرگ و مدور است با دریچه‌های متعدد . این ساختمان از خشتهای گلی خام به طول و عرض 40 سانتیمتر و قطر 14 سانتیمتر ساخته شده و مصالح خشتها ، گل و سنگ ریزه و نی‌های ساحل زاینده رود است . در آثار باستانی کمتر خشت خام بدین بزرگی و با این مصالح دیده می‌شود.
در اطراف این آتشدان در سطحی پایین‌تر اتاقهای زیادی ساخته بودند که به علت خام بودن خشتها در مجاورت باد و باران به مرور زمان از بین رفته‌اند . بقایای این اتاقها در شمال و شمال شرقی بر جای مانده است .
برخی قدمت بنای آشتگاه را به دوره ساسانیان و هخامنشیان نسبت می‌دهند .
ولی محققین با مطالعات تخصصی بر روی نی‌های موجود در ملات خشتهای بنا ( کربن 14 ) طول عمر مصالح به کار رفته را بیش از 2500 سال تخمین زده‌اند و این بنا را به تمدن عیلامی نسبت می‌دهند .
بافتِ ساختمانیِ این مجموعه از لایه‌های خشتی است. میانِ دو ردیف خشت را هم یک لایه نازکِ نِی (که از رودخانه آورده می‌شده) قرار می‌دادند تا بر استحکامِ آن بیفزایند. پایه‌های بزرگ و خشتیِ بنا تقریبا از میانهٔ تپهٔ آتشگاه آغاز می‌شوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابلِ اعتماد تبدیل می‌شدند که در گذشته اتاقهایی نیز بر رویِ آنها قرار داشته ‌است. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پله‌هایی منظم و کنده شده در دلِ سنگ بچشم می‌خورد که تا بالا ادامه داشته ‌است اما امروزه از میان رفته‌اند. در بالای تپه بنایی گِرد ساخته شده که می‌توان آنرا نقطه نهاییِ معماریِ این بنا معرفی کرد. بر رویِ تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشده‌است. این اتاق دارای هشت گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود موبدانِ زرتشتی، آتشِ مقدس را در درونِ این اتاق قرار می‌داده‌اند.

این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه بوده که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه می‌یافته‌اند و البته اکنون تنها سازه‌های بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم مانده‌اند و بنظر می‌رسد مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی باشند. بر رویِ برخی از خشت‌های بکار رفته در سازه‌های بخشِ شمالی می‌توان عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشت‌ها تعبیه شده ‌است.
شهر اصفهان به خاطر زیباییهایش زبانزد همگان است. شهری با صدها آثار تاریخی که به حق، برازنده لقب نصف جهان است و گردشگران زیادی را از گوشه کنار جهان به خود جذب می کند.
این مجموعه یکی از آثار ملی ایران است که طبق کتیبه موجود در پای کوه در سال 1330 به شماره 380 به ثبت رسیده است
همانطور که می دانید آتش در میان زرتشیان، یکی از عناصر چهارگانه و عنصری پاک ومقدس محسوب میشود و درگذشته پیروان این آیین، در آتشکده ها آتش می افروختند و توسط موبدان همیشه آن را روشن نگه می داشتند
به راحتی می توان تصور کرد حمل و نقل هیزم تا قله و مراقبت و روشن نگه داشتن دائمی آتش در شب و روز و درسرما وگرما وظیفه ای بس دشوار بود که موبدان به خوبی ازعهده آن برمی آمدند
آتشکده اصفهان نیز بهمراه آتشکده های ری وآذربایجان، جزء آتشکده های معروف ایران بشمار میرفت که روشنایی آن از دوردستها نمایان بود. کوه آتشگاه و منطقه پیرامون آن شکوه و رونق بسیاری داشته و آثار بر جای مانده از دیوارهای بلند در اطراف آن، نشانگر این است که علاوه برانجام امور مذهبی، بعنوان یک دژ نظامی نیز کاربرد داشته است. اما اکنون خاموش و بی صدا در گوشه ای خلوت از شهر، روبه ویرانی نهاده است و گذشت روزگار و صدمات ناشی از باد و باران، باعث فرو ریختن دیواره های آن شده و اگر مسئولان فکری نکنند تا چند سال دیگر اثری از آن نخواهیم دید.

این بنای خشتی غریب که بر فراز کوهچه‌ای به بلندای ۱۰۰ متر (نسبت به دشت اطراف) در بخش ماربین اصفهان جای دارد، نخستین بار از سوی اَوِستا شناس بزرگ «ویلیامز جکسن» در اوایل قرن بیستم میلادی، مورد توجه و بررسی علمی قرار گرفت
«آندره گُدار» به سال ۱۹۳۸ میلادی، در یکی از مُجَلَّدات «آثار ایران» که اختصاص به بناهای آتش داشت، گفتاری کوتاه ولی اصولی و دقیق دربارهٔ آتشگاه اصفهان می‌آورد. سپس «ماکسیم سیرو» در اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، بررسی‌های دقیقی را در آتشگاه به انجام می رساند، و برای نخستین بار اقدام به تهیهٔ نقشه‌های معماری صحیح از آن می‌نماید. کمی بعدتر، «کلاوس شیپ مان» با حضور درآتشگاه، آن را از نزدیک مورد مطالعه قرار داده و گزارش خود را در کتابی دربارهٔ بناهای آتش ایران، به زبان آلمانی انتشار می‌دهد. از ایرانیان، نخستین بار «رشید شهمردان» (که یک موبد پارسی ایرانی تبار بود) در کتاب «پرستشگاه زرتشتیان»، ضمن برشمردن و توصیف اکثر آتشخانه‌های ایران، از پناه گرفتن اسماعیلیان اصفهان به آتشگاه در اواخر سدة پنجم هجری خبر می‌دهد. «علیرضا جعفری زند» به سال ۱۳۸۱ خورشیدی مجموعهٔ گزارش‌ها و بررسی‌های ارزندهٔ خود دربارهٔ «اصفهان پیش از اسلام» را در قالب کتابی به همین نام منتشر می‌نماید. در این کتاب، بر کاربری مذهبی آتشگاه تأکید شده و با استناد به نتایج آزمایش سالیابی به روش کربن ۱۴، «آتشگاه» یک معبد ایلامی دانسته می‌شود که بعدها تبدیل به یک معبد مهری می‌گردد.
«میترا آزاد»، در رسالهٔ دکتری خود تحت عنوان «بررسی تحول بناهای مذهبی دورهٔ ساسانی به بناهای مذهبی قرون اولیهٔ اسلامی ایران» (دانشگاه تربیت مدرس- سال ۱۳۸۴ خورشیدی) با تکمیل کردن گزارش موبد شهمردان در ذکر آتشخانه‌های ایران، و یاری گرفتن از مطالعات «دیتریش هوف» دربارهٔ گونه شناسی چهارتاق‌های ساسانی فارس و نیز مطالعات «شیپ مان» در روند دگرگونی و توسعهٔ آتشکده‌ها، به شرح بناهای مذهبی ایران پیش از اسلام می‌پردازد و در جایی که از آتشگاه اصفهان سخن می راند، بنای استوانه‌ای شکل فوقانی آن را از نظر دارا بودن پلان دایره‌ای شکل، با بنای موسوم به «آتشگاه چاهک» در استان قم مقایسه می‌کند.
از آتشگاه اصفهان در متون کهن، به نام «دژ ماربین/مهرین» یاد شده و اشاراتی دربارهٔ شهرک باستانی «مهرین» رفته است. یافته شدن سفال‌های گورتان و نام‌های باستانی روستاهای ماربین، گواه بسنده‌ای است بر وجود فرهنگ و تمدنی دیرسال در این بخش، که متأسفانه بسیار مورد بی توجهی واقع شده است. بافتِ ساختمانیِ این مجموعه از لایه‌های خشتی است. میانِ دو ردیف خشت را هم یک لایه نازکِ نِی (که از رودخانه آورده می‌شده) قرار می‌دادند تا بر استحکامِ آن بیفزایند. پایه‌های بزرگ و خشتیِ بنا تقریباً از میانهٔ تپهٔ آتشگاه آغاز می‌شوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابلِ اعتماد تبدیل می‌شدند که در گذشته اتاقهایی نیز بر رویِ آنها قرار داشته‌است. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پله‌هایی منظم و کنده شده در دلِ سنگ بچشم می‌خورد که تا بالا ادامه داشته‌است اما امروزه از میان رفته‌اند. در بالای تپه بنایی گِرد ساخته شده که می‌توان آنرا نقطه نهاییِ معماریِ این بنا معرفی کرد. بر رویِ تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشده‌است. این اتاق دارای هشت گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود موبدانِ زرتشتی، آتشِ مقدس را در درونِ این اتاق قرار می‌داده‌اند.
این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه بوده که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه می‌یافته‌اند و البته اکنون تنها سازه‌های بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم مانده‌اند و به‌نظر می‌رسد مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی باشند. بر رویِ برخی از خشت‌های بکار رفته در سازه‌های بخشِ شمالی می‌توان عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشت‌ها تعبیه شده‌است
•    ابن خردادبه در قرن سوم هجری در کتاب المسالک والممالک می‌گوید: در قریه مارابین، قلعه‌ای از بناهای طهمورث موجود است و در آن آتشکده‌ای ست
•    حمزه اصفهانی در قرن چهارم هجری در کتاب سنی ملوک‌الارض والانبیا پس از نام بردن از آتشکده‌های اصفهان می‌نویسد: «کی‌اردشیر در شهر اصفهان، به یک روز سه آتشکده بنیاد گذاشت. یکی را به هنگام برآمدن آفتاب در جانب «قلعه ماربین» (ماربین، مهربین یا آتشگاه امروزی) به نام آتشکده «شهر اردشیر»، دوم آتشکده‌ای به نام «ذروان اردشیر» به هنگام ظهر در «دارک» از روستاهای خوار (برخوار فعلی) و سوم آتشکده «مهر اردشیر» در روستای "اردستان»
•    صادق هدایت در کتاب اصفهان نصف جهان درباره آن چنین نوشته‌است: «کوه آتشگاه، روز آبادیش، شکوه مخصوص داشته‌است. این پرستشگاه مانند مسجد و کلیسا دورش دیوار نداشته و چیزی را از کسی نمی‌پوشانیده. مانند آتش؛ سره و پاکیزه بوده. همان آتش جاودان نماینده پاکیزگی و زیبایی که به سوی آسمان زبانه می‌کشیده و در شب‌های تار، از دور، دل‌های افسرده را قوت می‌داده و از نزدیک، با پیچ و خم دلربا، با روان انسان گفتگو می‌کرده.»