رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

آب باران - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

آب باران

Loading the player...


سعيد با تعجب دوچرخه اي اي که متعلق به ميلاد است را مي بيند که خيس است و ميلاد مرتب  دوچرخه اش را با شيلنگ مي شويد تا برق بزند و ميگويد که  همه آبها از باران است و سعيد ميگويد که يک بار باران کافي نيست و بايد چند بار باران ببارد ودر ادامه متوجه ابري مي شوند که  در آسمان حرکت مي کند ولي نمي بارد  و رد مي شود و بعد از آن يک ابر بزرگ و قشنگ ظاهر مي شود و به پايين مي آيد و سعيد و ميلاد سوار آن شده و در آسمان  با سرعت حرکت مي کند تا به مزرعه اي ميرسد و آن مزرعه را سيراب مي کند و بعد  آهويي را سيراب کرده و در ادامه پرنده ها را سيراب مي کند و همينطور ابر کوچکتر شده تا اينکه ديگر باراني از آن ابر نمي بارد وآنها متوجه مي شوند با توجه به باراني که در آنجا مي بارد از آب باران استفاده کنند و با يک دستمال تر هم ميتواند دوچرخه اش را تميز کند و مواظب باشد که دوچرخه اش کثيف نشود